دوشنبه 25 خرداد 1343 / 4 صفر 1384 / 15 ژوئن 1964
1 بازدید
نظر میانهروهای جبهه ملی در مورد شاه
سفارت امریکا از قاطعیت یکى از رهبران جبهه ملى در ترک سلطنت توسط شاه خبر داد. در گزارش مارتین اف.یور، مأمور گزارشگر سفارت امریکا از گفتوگویش با حسین مهدوى که در این گزارش از او به عنوان رهبر جبهه ملى یاد شده، تصریح گردیده که وى اگرچه نمایندهاى از عناصر میانهرو جبهه ملى است و فقط در ارتباط با تاکتیک میانهرو است؛ اما او ایده خشونت و فعالیت مخفیانه را نفى مىکند ولى در ارتباط با هر گونه تفاهم احتمالى بین جبهه ملى و رژیم فعلى، کاملاً سازشناپذیر به نظر مىآید.
این گزارش مىافزاید: وقتى از او سئوال شد با توجه به اعلامیه جبهه ملى در کنگره سال 1341 که اعلام مىکند جبهه هر کسى را که در اقدامات غیرقانونى (به طورى که گفته شده مغایر با قانون اساسى) دولت فعلى شرکت دارد، مسئول مىداند، چگونه مىتواند انتظار داشته باشد براساس ائتلاف با صاحبمنصبان رژیم فعلى به قدرت برسد؛ مهدوى اظهار مىدارد که جبهه ملى شاهد محروم شدنش از آزادیهاى اولیه بوده است، از زندانى شدن غیرقانونى و حتى شکنجه بعضى از رهبرانش رنج برده است، شاهد تبدیل مبارزه ضد فساد به یک بازى مسخره بوده است، شاهد گسترده شدن اعمال غیرقانونى در تمام قسمتهاى حساس دولت بوده است، [در اینصورت] چگونه مىتواند به عنوان گروهى از افراد شریف، زمانى که به قدرت مىرسد، کارى به جز پاکسازى جدى صورت دهد.
به گفته مهدوى، انجام کارى غیر از این، فوراً به از بین رفتن حمایت عمومى از جبهه ملى به عنوان نمایندهاى صالح در دولت منتج خواهد شد. این گزارش امید کمى از مصالحه بین رژیم و میانهروهاى جبهه ملى مثل مهدوى دربر دارد.
در گفتوگویى دیگر، این امکان مطرح شد که زمانى شاه ممکن است بخواهد که با جبهه ملى مصالحه کند و امکان دارد برخى از اعضاى آن را در یک دولت اتحاد ملى جاى دهد. این نکته به مهدوى تذکر داده شد که در چنین وضعیت بعید تصادفى، شاه مطمئناً خواهد خواست که کنترل ارتش و امور خارجى را براى خود حفظ کند.
عکسالعمل مهدوى نسبت به این موضوع، سریع بود؛ حفظ کنترل بر امور خارجى و ارتش براى شاه کاملاً غیرقابل قبول خواهد بود، چون که این کار مغایر با قانون اساسى است.
مأمور گزارشگر سفارت امریکا در گزارش خود تصریح مىکند که راهنمایى او ممکن است قبول شود زیرا وى در هر دو رشته با تجربه است ولى وزراى مسئول این امور بایستى اختیار کامل داشته باشند. در این گزارش به نقل از مهدوى آمده است: هنگامى که کسى در اصول سلطنت مشروطه استثناهایى قایل مىشود، حزب در همان سراشیبى دشوارى قرار مىگیرد که دولتها در گذشته قرار داشتهاند. چون شاه مداخلات خود را متوقف نمىسازد. هنگامى که این نکته به مهدوى گوشزد گردید که احتمال آن نمىرود که شاه خود را تا آن درجه محدود کند، پاسخ او این بود: «بنابراین او باید برود!»[1]
دفاعیات وکیل مدافع آیتالله طالقانی
پنجاه و پنجمین جلسه دادگاه تجدیدنظر نظامى مربوط به متهمین پرونده نهضت آزادى ایران ساعت 8:30 در پادگان عشرتآباد تهران و با حضور بیش از 60 نفر تماشاچى تشکیل شد. گزارش ساواک از این جلسه حاکى است؛ ابتدا سرهنگ بهروز وکیل مدافع آیتالله طالقانى اعلامیه منتسب به ایشان در 15 خرداد 42 را جعلى دانست و تأکید کرد که طالقانى آن زمان در زندان به سر مىبرده است و کوچکترین اطلاعى از این اعلامیه نداشته است. وى این امر را پروندهسازى براى موکل خود دانست و تصریح کرد که آقاى طالقانى، فردى وطنپرست و پایبند به شرع مقدس اسلام و قانون اساسى بوده و مىباشد. وى از اینکه موکلش را به این اتهام به ده سال زندان محکوم کردهاند، ابراز تأسف کرد و یادآور شد که واقعاً انسان در این مملکت نمىتواند از حق خود و دیگران دفاع نماید و اگر بخواهد دفاع کند، او را مجازات مىکنند و از این که در کیفرخواست نوشته شده که طالقانى به مقام سلطنت توهین کرده، دروغ و بىاساس است و این کیفرخواست از روى غرض به وجود آمده است. گزارش ساواک مىافزاید: در بین صحبت سرهنگ بهروز رئیس دادگاه تذکر داد که خارج از موضوع صحبت نکنید و دادستان هم به صحبت ایشان اعتراض کرد.
بر پایه همین گزارش، سپس تیمسار سرتیپ بهارمست اظهار داشت: بعد از 28 مرداد سال 32 حزب توده هر کار که مىخواست مىکرد و هنوز هم افراد تودهاى در این مملکت در بین مردم در دستگاه دولت و حکومت خود را جا زده و مشغول فعالیت مىباشند و مىخواهند که بین شاه و روحانیون و افراد شریف و وطنپرست اختلاف ایجاد کنند. یک نفر از افراد تودهاى که خود را شاهدوست معرفى مىکند، خطبهاى با خط عربى نزد آقاى طالقانى برده و در مورد صحیح بودن آن از ایشان نظر مىخواهد و بدون اینکه آقاى طالقانى اظهارنظرى کنند، همان خطبه را برده به چاپ مىرسانند و حالا مىگویند آقاى طالقانى اعلامیه برضد سلطنت داده است. وى افزود: آخر ببینید بىشرمى و غرضورزى تا چه اندازه است. من تعجب مىکنم که دادگاه بدوى چطور بدون کوچکترین دلیلى و مدارکى، ایشان را به ده سال زندان محکوم کرده؟ یا اینکه پرونده را به طور دقیق مطالعه نکرده و یا اینکه خداى نخواسته این حکم از روى غرض صادر شده است. گزارش ساواک مىافزاید؛ «على بابایى نیز در سخنانى اظهار داشت: یک اعلامیه از من گرفتند و من اعتراف مىکنم که اعلامیه متعلق به من بوده و من مىخواهم بدانم اگر چنانچه کسى یا اجتماعى با یک دستگاه استبداد و دیکتاتورى مخالف [باشد] و مبارزه کند [آیا] برخلاف قانون است؟ من افتخار مىکنم که براى بقاى مملکت و دوام مشروطیت و شرع مقدس اسلام فعالیت نمودم و این سازمان امنیت است که در این مملکت، حکومت برخلاف روحانیون و قانون اساسى تشکیل داده و در بین مردم، روحانیون و ملیون و شخص شاه اختلاف ایجاد کرده است».[2]
پایان سفر محمدرضا پهلوى به امریکا
در نخستین ساعات بامداد امروز، شاه و فرح با بدرقه مقامات امریکایى، از فرودگاه کندى راهى فرودگاه بستون شد و ساعتى بعد رهسپار فرودگاه لیسبون در پرتغال گردید.
به گزارش خبرگزاریها، هواپیماى حامل مقامات سلطنتى ایران در توقفى کوتاه به منظور سوختگیرى در فرودگاه لیسبون متوقف شد، و در این فاصله، محمدرضا پهلوى به تنهایى با چند تن از مقامات سیاسى پرتغال که در فرودگاه حاضر شده بودند، دیدار کرد. وى سپس به رباط، پایتخت مراکش رفت و از سوى سلطان حسن دوم پادشاه مراکش مورد استقبال رسمى قرار گرفت. هیئت ایرانى سپس در خانه میهمانان در کاخ سلطنتى رباط در میهمانى رسمى شرکت کرد.[3]
گزارشهاى رسیده حاکى است، شاه و شهبانوى ایران پس از حدود چهار ساعت توقف در مراکش، رهسپار پاریس شدند. آنان در فرودگاه اورلى پاریس از طرف نماینده مخصوص پرزیدنت دوگل و جمعى از مقامات رسمی فرانسوى و عدهاى از ایرانیان مقیم پاریس مورد استقبال قرار گرفتند. قرار است پادشاه ایران و همراهانش پس از دو روز توقف و دیدار غیررسمى در پاریس به تهران بازگردند.[4]
دو برنامه کوتاه شاه پیش از ترک امریکا
شاه ایران امروز پیش از ترک امریکا دو برنامه کوتاه داشت. وى و همسرش ابتدا از یک دانشجوى ایرانى بنام بنىهاشمى که در راه استقبال از شاه براثر حادثهاى دچار شکستگى پا شده بود، عیادت و دلجویى کردند. گفته شده است که بنىهاشمى دانشجوى رشته داروسازى در یکى از ایالتهاى دوردست امریکاست و هنگام سفر به واشنگتن براى استقبال از شاه دچار حادثه شد. شاه در عیادت از وى دستور داد در مداواى این دانشجو، اقدامات لازم به عمل آید.[5]
برنامه دوم محمدرضا پهلوى، اعطاى نشان همایون به آرتور آپهام پاپ 83 ساله بود که براى تهیه اثرى 25 جلدى از هنر ایرانى، پانزده گروه تحقیقاتى به ایران را سرپرستى کرده بود.[6] شاه در این دیدار گفت: شما به تاریخ ما و تمام افتخاراتش جان تازهاى بخشیدهاید و آن را از نو زنده کردهاید. بنابراین گزارش، شاه در جمع خبرنگاران حاضر درباره روابط ایران و امریکا گفت: روابط حسنه و مبانى درستى که میان ایران و امریکا وجود دارد، روزبهروز محکمتر مىشود و بدیهى است که اینگونه مسافرتها، روابط را بیش از پیش استوار خواهد کرد.[7]
واکنش مطبوعات منطقه به اعدام چند ایرانى
بخش کردى رادیو پیک ایران در برنامه امروز خود به اعدام ده نفر از مبارزان اشاره کرد. به گفته این رادیو، خبر اعدام این ده نفر را سرهنگ سیاحتگر فاش نموده است. در این برنامه رادیویی عنوان شده است که سیاحتگر، همان راهى را مىرود که حسین آزموده، پیشتر تجربه کرده بود. به عقیده آزموده، باید به عناوین مختلف و در فواصل عدیده، عدهاى را اعدام کرد تا صلابت رژیم کودتا در نظر مردم هویدا گردد و قلبها به تپش درآمده و در نتیجه پایههاى تخت محمدرضا شاه مستحکم گردد.
به گفته این رادیو، چندى پیش رژیم قصد داشت چند نفر دیگر را اعدام کند. قرعه فال به نام سه نفر از حزب «آل ناصر» افتاد و هر سه را اعدام کردند. ولى اکنون براى رژیم کودتا به خوبى واضح شده که زجر و شکنجه، تهدید و فشار و قتل و کشتار، هیچ کدام قادر به جلوگیرى از مبارزه مردم ایران نیست. این گزارش مىافزاید: کشتن خسرو روزبه و امثال او، ملت ایران را از مبارزه بازنمىدارد. تظاهرات اخیر دانشجویان در امریکا ثابت کرد که ملت ایران از رژیم منحوس سلطنت بیزار است.[8] این رادیو از ذکر نام کشتهشدگان و زمان اعدام آنها خوددارى کرده است.
خبر اعدام چند تن از سران عرب خوزستان، سبب تفسیرهاى متعددى در مطبوعات عراقى گردیده است. روزنامه المنار چاپ بغداد نوشته است: به موجب گزارشهاى رسیده از اهواز، مقامات ایرانى، محىالناصر، عیسى العیادى و دهراب الانصارى را به اتهام توطئه برضد رژیم و تشکیل سازمانى براى خارج کردن خوزستان از حیطه قدرت تهران و تشکیل دولتى مستقل در آن سرزمین، اعدام کرده است. المنار همچنین خبر از اعدام مخفیانه دهها تن دیگر از طرفداران استقلال خوزستان و آزار و شکنجه اعضاى نهضت آزادى داده است. این روزنامه، مسئولیت مستقیم بحران خوزستان را متوجه تحریکات بعثیها مىداند که پس از کودتاى نوامبر 1963 (آبان 1342) به ایران گریخته و از طرف عدهاى از اهالى منطقه اهواز مورد استقبال و کمک قرار گرفتهاند.
روزنامه عراقى مىافزاید: ملتهاى عرب و دولتهاى آنان نباید تنها به جلوگیرى از سیاست نابود کردن سکنه عرب اهواز به وسیله دولت ایران اکتفا کنند، بلکه باید با تمام قوا از نهضت آزادى این منطقه پشتیبانى نمایند. به نوشته المنار، مقامات ایرانى مىخواهند هفت میلیون عرب این منطقه را ایرانیزه کرده و از آموختن زبان عربى به وسیله آنان جلوگیرى نمایند.[9]
تایمز لندن نیز در مقالهاى تحت عنوان «هیجان تصنعى که مربوط به ایران و ممالک عرب است» مىنویسد: سه نفر به جرم اینکه در صدد برآمده بودند به ایران خیانت کنند و خوزستان را به صورت ایالتى درآورند و خود حکومت خودمختارى داشته باشند، اعدام گردیدند. این خود نمونه نزاعى است که بین ایران و برخى از ممالک همسایه عرب آن در گرفته است. به نوشته تایمز، در خوزستان نیز عده کثیرى از اعراب ساکنند و به این جهت این ادعا وجود دارد که خوزستان باید متعلق به عراق باشد. این روزنامه علت ناسزاهاى مصر به محمدرضا پهلوى را عضویت ایران در سنتو عنوان کرد و این امر را طبیعى دانست.[10] تایمز سپس به منابع نفتى منطقه اشاره کرده مىنویسد: دورنماى کشفیات بیشترى از نفت به علاوه ناسیونالیستى که هماکنون وجود دارد، خطر آشوبهاى مشترکى را در خلیج عربى [فارس] پدید آورده است. این روزنامه مىافزاید: تبلیغاتچیهاى عرب، ایران را متهم مىکنند که جزایر کوچک ابوموسى و سیرى را در نیمه راه خلیج، اشغال کرده است. آنها این امر را توطئه مخوف امپریالیستى دیگرى معرفى مىکنند که ضمن آن ایران را ترغیب مىکند شیخنشینهاى خلیج عرب [فارس] را ببلعد. تایمز، این هیجان را مصنوعى مىداند.[11]
گرفتن مالیات از هر ایرانى صاحب درآمد
اخذ مالیات از هر صاحب درآمدى در ایران، اساس قانون جدید مالیات بردرآمد خواهد بود و وزارت دارایى به آنچه تاکنون بخشودگى مالیاتى نام داشت، اعتقادى ندارد. به گفته یک مقام مسئول در وزارت دارایى، در قانون جدید مالیاتى قید مىشود که همگى باید مالیات بدهند، هرچند که این مالیات تنها یک تومان در سال باشد. این مقام افزود: این موضوع شامل اصناف نیز مىشود و معافیت اصناف فعلاً موقتى است زیرا یکى از مشکلات وصول مالیات، عدم عادت مردم به این کار است.[12]
تغییرات در بازرگانى کشور
بازرگانى کشور دستخوش تغییراتى خواهد شد. گفته مىشود که براى حفظ حیثیت بازرگانى و بازرگانان کشور، طرحى در دست تهیه است که به موجب آن، فقط به بازرگانانى که سابقه بازرگانى دارند و یا کلاس مربوطه را دیدهاند، اجازه بازرگانى در کشورهاى خارج داده خواهد شد. براساس این طرح، براى سلامت نگهداشتن کالاهاى صادراتى کشور از گزند تقلب و میل به تقلب در آنها، تنها به بازرگانانى اجازه صدور کالا از کشور داده خواهد شد که کارت بازرگانى داشته باشند. به گفته یک مقام مطلع در این باره، بىتوجهى به صلاحیت اخلاقى بازرگانان موجب گردیده که بعضى از بازرگانان راه خطا بروند و به تجارت کشور لطمه زنند.[13]
افزایش درآمد نفتی دولت
دولت ایران در سال گذشته 388 میلیون دلار از نفت درآمد کسب کرده است که نسبت به سال قبل از آن 8/45 میلیون دلار افزایش داشته است. برابر گزارش منتشر شده درباره درآمدهاى نفتى ایران، عایدات ایران از نفت، روزانه بیش از 1 میلیون دلار بوده است که امید مىرود در سال جارى درآمد سالیانه نفت ایران تا 430 میلیون دلار افزایش یابد.[14]
موافقت کنفرانس اقتصادى ژنو با سازمان بازرگانى جهانى
نمایندگان کنفرانس بزرگ اقتصادى ژنو با تشکیل سازمان بازرگانى جهانى به منظور رسیدگى به مشکلات تجارت بینالمللى و حل اختلافات تجارى ممالک با یکدیگر موافقت کردند. در پایان این کنفرانس سه ماهه مقرر شد نمایندگان 24 کشور توسعه یافته و 31 کشور در حال توسعه در این سازمان جهانى عضویت داشته باشند. حل سایر مسائل مورد بحث در زمینه تجارت و اقتصاد بینالمللى به این سازمان محول شده است.
این سازمان مکلف شده یک منشور تجارى جهانى تنظیم کند. همچنین در مورد مسئله آزادى واردات به کشورهاى توسعه یافته و تخفیف حقوق گمرکى کالاهاى صادراتى کشورهاى در حال رشد به ممالک پیشرفته، مقرر شد سازمان جهانى تجارت، این کالاها را قلم به قلم بررسى کند تا تخفیف تعرفه گمرکى با توجه به وضع کلى یک کالا داده شود نه به صورت کلى و همگانى.[15]
هدیه شاه به فدراسیون فوتبال انگلستان
امروز از لندن خبر رسید که محمدرضا پهلوى شاه ایران، جامى نقرهاى به فدراسیون فوتبال انگلستان هدیه کرده است. رویتر گزارش داده است که در مراسمى که به همین مناسبت در سفارت ایران در لندن برگزار شد، جام نقرهاى هدیه شاه ایران به فدراسیون فوتبال انگلیس تسلیم جو مرس رئیس این فدراسیون شد. اردشیر زاهدى سفیر ایران در لندن در این مراسم گفت که شاه از دوران تحصیلش در سوئیس به فوتبال علاقه داشته و اکنون این علاقه افزایش نیز یافته است.[16]
بحث بازداشت شهردار پیشین در مجلس سنا
سناتور ممتاز در جلسه صبح امروز مجلس سنا در سئوالى از وزیر دادگسترى درباره بازداشت احمد نفیسى شهردار پیشین تهران خواستار پاسخگویى وى به چگونگى و چرایى آن شد.
در متن سئوال ممتاز آمده است: «ریاست معظم مجلس سنا برابر اصل نهم متمم قانون اساسى، افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدى نمىتوان شد مگر به حکم و ترتیبى که قوانین مملکت معین مىنماید. ماده 58 قانون آیین دادرسى کیفرى نیز مىگوید؛ تحقیقات مقدماتى باید به قدر امکان سریع باشد. لذا روزهاى تعطیل مانع از تحقیقات نمىشود.
از نظر حفظ شرف و حیثیت افراد ملت ایران و از آنجا که اساساً در دنیاى امروز حقوق انسانى باید با اجراى قانون حمایت گردد، استدعا دارم مقرر فرمایند جناب آقاى وزیر دادگسترى در مجلس سنا حاضر و به سئوال زیر پاسخ دهند.
جرایمى که به آقاى نفیسى شهردار سابق تهران نسبت داده شده از چه قبیل بوده و وقوع آنها در چه تاریخ بوده است؟ و آیا در تحقیقات مقدماتى در این امر مهم به طورى که قانون مقرر داشته، رعایت سرعت شده است یا نه و اگر رعایت سرعت شده، معلوم فرمایند در مدت بیش از شش ماهى که متهم بازداشت است، راجع به اتهام او چند روز و روزى چند ساعت تحقیق شده و چند روز از ایام تعطیل را در این مدت براى انجام تحقیقات به کار بردهاند و ضمناً تعداد اشخاصى را که در این پرونده از آنان تحقیق شده و تعداد صفحات صورت مجلس تحقیقات بازپرس را در این پرونده تعیین و اعلام فرمایند.
همچنین اعلام فرمایند که آیا ممکن است نتیجه رسیدگى نهایى این کار ظرف یکى ـ دو هفته آینده به مجلس سنا اطلاع داده شود. بدیهى است منظور، نتیجه رسیدگى نهایى بازپرس است». در این جلسه، همچنین پروفسور جمشید اعلم از قتل افسر شهربانى در رشت و ضرب و جرح عبده رئیس فدراسیون بوکس اظهار تأسف کرد و گفت: اگر دو نفر چاقوکش را دولت به دار بزند، دیگر کسى جرئت چاقوکشى نخواهد داشت.
وى افزود: باید در مجازات قاتل این افسر شهربانى سرعت عمل به خرج داده شود تا موجب عبرت سایرین گردد.[17]
پانوشتها:
[1]ـ دانشجویان پیرو خط امام، اسناد لانه جاسوسى، احزاب سیاسى در ایران (3)، ش 22، ص 7 و 106.
[2]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 29: آیتالله سیدمحمود طالقانی، (قسمت دوم)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 2 و 1.
[3]ـ روزنامه پست تهران، ش 3211، 26/3/43، ص 1.
[4]ـ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهى پهلوى، ج 2، کتابخانه پهلوی، بیجا، بیتا، ص 1757.
[5]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11412، 25/3/43، ص 11.
[6]ـ نشریه خاورمیانه، 1964، ص 328.
[7]ـ روزنامه بورس، ش 694، 26/3/43، ص 6.
[8] ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 73، 26/3/43، ص 6 و 5.
[9]ـ همان، ص 3 و 12.
[10]ـ همان، ص 9 و 8.
[11]ـ همان، ص 3 و 2.
[12]ـ روزنامه کیهان، ش 6264، 25/3/43، ص 11 و 1.
[13]ـ روزنامه بورس، ش 693، 25/3/43، ص 6 و 1.
[14]ـ مجله ترقى، ش 1117، 25/3/43، ص 3.
[15]ـ روزنامه کیهان، ش 6264، 25/3/43، ص 9.
[16]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11415، 28/3/43، ص 12.
[17]ـ همان، ش 11412، 25/3/43، ص 1.
