شنبه 18 خرداد 1342/ 15 محرم 1383/ 8 ژوئن 1963
2 بازدید
± تأیید حکم بازداشت آیتالله خمینی
در جلسة اداری دادگاه عادی که به استناد بند اول ماده 166 قانون دادرسی و کیفری ارتش در ساعت 12 ظهر امروز تشکیل شد، موارد اتهامی آیتالله خمینی بررسی شد. در این دادگاه که به ریاست سرهنگ ستاد خسرو پرویزی و با عضویت سرهنگ مهندس مصطفی ایروانی توپچیباشی و سرهنگ ستاد احمد اخوان ذاکری برپا شد، محتویات پروندة مقدماتی علیه آیتالله روحالله الموسوی خمینی با توجه به اعمال اخیر وی و به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت بررسی شد و با رعایت مفاد پینویس تیمسار دادستان ارتش در برگ 12 و اهمیت بزه به اتفاق آرا، قرار بازرسی یک لشکر گارد را که در 15 خرداد ماه جاری مبنی بر بازداشت موقت وی صادر کرده، تأیید و اعلام کرد.[1]
± سخنان بازپرس آیتالله خمینی
بر اساس خبری که مأمور نفوذی ساواک به دست آورده: «در جبهة ملی مطرح شده است که سرلشکر خلعتبری، بازپرس آیتالله خمینی اظهار داشته است هرگز مردی با این نیرو و قدرت ندیدم. این شخص برای مرگ، خود را حاضر مینماید و در جواب بازجویی سکوت اختیار کرده است».[2]
± تقاضای پرستاری از آیتالله خمینی
حجتالاسلام سیدمحمدجعفر ورامینی با ارسال تلگرامی خطاب به سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) ضمن یادآوری کسالت مزاجی آیتالله خمینی خواست که پرستاری از وضع مزاجی آیتالله به وی محول گردد. ورامینی که پیش از بازداشت آیتالله خمینی، همواره همراه ایشان بود، در تلگرام خود آورده است: «محترماً معروض میدارد چون حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی دارای کسالت مزاجی است لذا محتاج به پرستاری است که به اوضاع حالی ایشان آشنا باشد. با در نظر گرفتن اینکه حقیر آشنا به جزئیات حال ایشان هستم و علاقهمندم خدمت خود را ادامه دهم، متمنی است طریقة موافقت به ادامة خدمت را برای بنده مهیا فرمایند».[3]
± اعلامیة اعتراضی آیتالله حائری
آیتالله شیخ مرتضی حائری دربارة بازداشت آیتالله خمینی که در بامداد 15 خرداد جاری توسط مأموران ساواک صورت گرفت، اعلامیهای اعتراضی صادر کرد که متن آن به شرح زیر است: «باسمه تعالی و له الحمد فی السراء و الضراء و علیه الحول فی الشده و الرخاء. قلوب مسلمین غیور بالخصوص حوزة مقدسة علمیه و علمای اسلام و آیات عظام از دستگیری شخص اول نهضت مقدس مذهبی و ملی و مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله آقای خمینی مدظله و خلصهالله من البلاء و ایّدالحمایه دین جده المصطفی(ص) داغدار و مجروح است و همچنین ملت مسلمان بالخصوص علمای عظام از دستگیری سایر آقایان معظم مخصوصاً حضرت آقای قمی و حضرت آقای محلاتی، متعالله المسلمین ببقائهم بسیار متأثر و نگران میباشند. ملت مسلمان ایران از کشتار تهران و قم و بعضی از شهرستانها که صرفاً در اثر سوء سیاست دستگاه حاکمه میباشد، عصبانی و ناراحت است. اینها مطالبی است که همة افراد متوجه و متذکرند. ولی لازم است نظر علاقهمندان به حفظ آرامش و امنیت را به یک نکتة اساسی متوجه نموده و اعلام خطر نمایم. دستگاه حاکمه احتمال بدهد جوششی که در این چند ماه در ملت غیور مسلمان ایران به وجود آمده و دامنة آن تا عراق و حجاز کشیده شد، کمتر از نهضت الجزایر نباشد و البته هدف اینان مانند هدف مردم الجزایر، مقدس است. زیرا هدفی جز حفظ استقلال کشور، استقرار حکومت ملت بر ملت در زیر سایة پرافتخار قانون مقدس اسلام و ریشهکن نمودن فقر معنوی و مادی ندارند و معلوم است که قدرت دستگاه حاکمه بیش از قدرت دولت فرانسه نیست و بالاخره با فقدان هر نوع وسایل تبلیغ و انتشار، دنیا به عمق این قیام مقدس پی خواهد برد و با جملههای فریبنده (شورش کور و ضد آزادی زنان و ضد اصلاحات ارضی) حقیقت آن، که طرفداری جدی از قانون مقدس اسلام و مخالفت با بیبندوباری است، مکتوم نخواهد ماند. واللهالمستعان».[4]
± پیام آیات عظام قم به علمای نجف
امروز پیغامی را که آیات عظام قم به وسیلة حیدر میریونسی برای علمای نجف فرستاده بودند، به این شهر رسید. این پیغام ضمن اعلام پشتیبانی و تأیید همه جانبة علما و روحانیون از اقدامات آیتالله خمینی، علمای نجف را مستحضر میداشت که در این باره هرطور که صلاح میدانند، اقدام کنند. پیغام مزبور را که در نامهای قید شده بود، میریونسی در آبادان، پنهانی به شیخ عبدالرسول قائنی و او نیز به واسطة افراد مورد اعتمادش در مرز جنوبی کشور، به دست آیات عظام در نجف رساند.[5]
± استقبال مردم تهران از آیتالله شریعتمداری
آیتالله شریعتمداری که در آخرین ساعات دیشب در اعتراض به گفتههای نخستوزیر و اقدام برای رهایی آیتالله خمینی، قم را به قصد مهاجرت به تهران ترک کرده بود، صبح هنگام به تهران رسید. همین که مردم پایتخت از ورود او آگاهی یافتند، دستهدسته به دیدارش شتافتند. آیتالله در خانهای قدیمی واقع در حضرت عبدالعظیم سکونت کرده، پذیرای ملاقات اقشار مختلفی شد که از نقاط دور و نزدیک به شهرری میرفتند. برخی صف افرادی را که انتظار دیدار با وی را میکشیدند، بیش از یک کیلومتر بیان کرده، اظهار میدارند که همین امروز بیش از 120 هزار نفر از یک در وارد محل سکونت آیتالله شریعتمداری و پس از ابراز سلام در حالی که اشک بر چشمانشان نقش بسته بود، از در دیگر خارج شدند. آیتالله شریعتمداری در نخستین اقدام به مشهد و سایر شهرستانها اطلاع داد و از علما و روحانیون مقیم آنجا دعوت کرد که برای آزادی آیتالله خمینی و دیگر بازداشت، آنان نیز به تهران هجرت کنند.[6]
± پاسخ مثبت علما به دعوت آیتالله شریعتمداری
مدت زمان زیادی از مهاجرت آیتالله شریعتمداری و دعوت وی نگذشته بود که شمار زیادی از علما و روحانیون شهرهای مختلف کشور به دعوت وی پاسخ مثبت دادند و به سمت پایتخت محل سکونتشان را ترک کردند. تعداد این گروه از روحانیون به حدود یکصد نفر رسیده که از میان آنان آیات عظام مرعشی نجفی،[7] بهبهانی از اهواز، مرتضی حائری یزدی، شیخ مجتبی قزوینی، حسینعلی منتظری، خادمی از اصفهان، صدوقی از یزد، شیخ بهاءالدین محلاتی از شیراز، آخوند ملاعلی همدانی از همدان، مشهورند. تعدادی از علمای مهاجر در باغملک شهرری و برخی نیز در منازل علمای تهرانی سکونت گزیدهاند. مهاجرت این تعداد از علما که با استقبال اقشار مذهبی مواجه شده، دولت را نگران ساخته، برای جلوگیری از تکرار وقایعی نظیر آنچه در روز 15 خرداد روی داد، اقداماتی در جهت کنترل رفتار علمای مهاجر از سوی عوامل دولت صورت میگیرد. با وجود این، مهاجرین پیوسته با هم جلسه برگزار کرده،[8] برای تصمیمگیری واحد با افراد گوناگونی دیدار و گفتوشنود میکنند که به نظر میرسد در روزهای آینده این بخش از فعالیتهای ایشان شدت بیشتری به خود بگیرد. در این میان آیتالله گلپایگانی علمای مهاجر قمی را همراهی نکرده، در قم ماند تا در مدت مهاجرت، حوزة علمیه خالی نماند.[9] همچنین حجج اسلام صالحی و کرمانی از کرمان و هاشمیان از رفسنجان نیز به آنان پیوستند.[10]
± اعلامیة شورای مرکزی روحانیت تهران
امروز اعلامیة شماره یک «شورای مرکزی روحانیت تهران» به منظور افشای خیانتها و مظالم حکومت پهلوی انتشار یافت. این شورا، ملت مسلمان ایران، مردم رنجدیده، پدران و مادران داغدیده، کودکان پدرکشتة بیپناه را طرف خطاب قرار داده، اعلامیهاش را وسیلهای دانستهاست که میخواهد در آن حقایق را به طور آشکار در میان بگذارد. از آنان به سبب فداکاریهایی که در این چند روز از خود نشان دادهاند، تشکر نیز کرده، امیدوار شده است که صاحب شریعت مقدسه جزا و عوض کرامت بنماید. آنان در همان سطور ابتدایی، اعلامیة حاضر را نامه و وسیلهای برشمردهاند که: «پردههایی را بالا میزند تا مردم جهان بدانند که هیئت حاکمة فاسد ایران تا چه حد ناجوانمرد و پلید است». ادامة متن اعلامیه به این شرح است: «مردم ستمدیدة این سرزمین در اثر فشار و دزدی و قانونشکنیهای دیکتاتور، با پیشوا، مراجع و رهبران دینی قیام کرده و با شعار کوتاه و مختصر مرگ بر دیکتاتوری خواستههای خود را منعکس میسازد و بدون اسلحه در مقابل دژخیمان جبار در سراسر ایران مردانگی و استقامت میورزند. زن و مرد، کوچک و بزرگ، کارگر و کارفرما، کاسب و دهقان یکصدا میگویند مرگ بر ستمگر و ستمکاران. ولی این شعار ملی با جوابی شاهانه روبهرو میشود؛ رگبار مسلسل، سینه و سر هزاران فرد را در نقاط مختلف کشور، تهران، ورامین، تبریز، قم، گرمسار، شیراز و مشهد سوراخ سوراخ کرده، ملتی را به عزا مینشاند. شاه مملکت عوض دلسوزی، این جنبش ملی و اسلامی را قیام ارتجاع علیه اصلاحات و تعدیل ثروت و تعلیمات عمومی عنوان کرده، بر مظالم و گرفتاریهای ملی پردهپوشی میکند. با کمال ناجوانمردی پولگرفتن از خارج را به مقامات روحانی تهمت میزند. با اینکه میبینند شما ملت مسلمان آن قدر وجوه شرعی به مراجع دینی میرسانید که بینیاز از کمک خارجی باشند و چون اخلاص و تجلیل و احترام شما را نسبت به مقام روحانیت (میبیند) حسد میروزد، صدها هزار مردم مسلمان را متهم میکند که اینها 25 قران پول گرفته، همه جا به سلامتی یک مرجع دینی شعار میدهند و این گونه توهین به عالم اسلامی و مسلمین، خیلی بیشرمی و در عالم بیسابقه است. واقعاً از این دروغگویان باید پرسید ملتی که در راه دین و پیشوایی که برای او این همه فداکاری میشود، چه احتیاجی به کمک خارجی دارد. به بیگانه کسی نیازمند است که ملت از او پشتیبانی نمیکند. شاه در نطق خود میگوید کتابخانه آتش زدند. اگر راست باشد [که] در حوادث اخیر کتابخانه[ای] سوخته باشد، شما مردم مسلمان ایران میدانید و مردم دنیا باید بداند کتابخانه [را] کسی آتش میزند که چترباز و سرباز به دانشگاه میفرستد و تا میتواند میکشد و خراب میکند و سرمایههای علمی را نابود مینماید و استادان و دانشجویان را به زندان میفرستد و شکنجه میدهد. شاه میگوید روحانیت با آزادی زن مخالف است ولی روحانیت برای آزادی مردان میجنگند. مگر مردها آزاد هستند تا صحبت از آزادی زنان بکنیم. یک روزنامه، یک حزب، یک گوینده، یک فرد آزاد نیست تا حرفی آزادانه بزند یا چیزی بنویسد و عقیدهای اظهار کند. تمام دستگاههای تبلیغاتی باید انحصاراً حرفهای هیئت حاکمه را بگویند. شاه میگوید چرا روحانی شیعه از مسلمان سنی کمک میگیرد. با اینکه جداً تکذیب میشود و افترای محض است، کمک گرفتن مسلمان از مسلمان ننگ نیست. از خارجی کمک گرفتن و از یهود و عمال آنها حمایت کردن، برای شیعه ننگ است. دنیا بداند که روحانیت مذهب جعفری تحت تعلیمات پیشوایان بزرگ دین همواره نقش اول اصلاحات فردی و اجتماعی را عهدهدار بوده و تمام اقداماتشان منطبق با موازین دین مقدس اسلام انجام گرفته و هرگز مقلد ممالک و ملل دیگر نمیباشند و با دانستن دین مترقی و کامل و جامع اسلام، نیازی به دنبالهروی ندارد و قانون اساسی آبرومند ایران نتیجة مبارزات علمای اسلام است. و امروز هم به کمک ملت فقیر و ستمدیده و زجرکشیده شتافته و علیه دیکتاتوری قیام نموده است. روحانیت امروز حرف پنجاه سال پیش را در مقابل دیکتاتورها میگوید. شاه میگوید که مردم مغازهها را تخریب کردهاند، اگر چند کاباره و میخانه خراب شده باشد، اما نمیگوید عمال من مدرسة فیضیة قم را خراب و دانشجویان اسلامی را زدند و کشتند تا مردم بدانند که عمال خودش در این حادثة چند روزه به مردم خسارت میزدند تا قیام مقدس ملت مسلمان ایران را آلوده سازند.
کدام احمق قبول میکند مردم برای نجات اسلام و مسلمین سینة خود را هدف سرنیزه و گلوله قرار بدهند، آن وقت تجاوز به اموال برادران مسلمان بنمایند. آری تاریخ تکرار شد. یزید، فرزند پیغمبر اسلام را میکشد و برای توجیه کار خود، او را خارجی معرفی کرده، میگوید علیه مصالح مسلمین قیام کرده است. ولی افکار عمومی چنان او را در هم کوبید که پسرش نیز در مقابل مردم او را لعنت کرد. ملت ایران عملیات شاه را فراموش نمیکند و جامعة اسلامی تا این درجه چشم و گوش بسته نیست. همه میدانند که به امر شاه دیکتاتور هماکنون بزرگترین مقامات روحانی در حبس و زندان به سر میبرند. حضرت حجتالاسلام و المسلمین المجاهد فی سبیلالله، حضرت آیتالله خمینی، و حضرت آیتالله محلاتی و آیتالله قمی و سایر علمای اعلام و وعاظ عالیقدر و رجال ملی و اساتید معظم دانشگاه و خلاصه هر کس که علیه مظالم و حقشکنیهای شاه قدمی برداشته، گرفتارند. حتی حضرات آیاتالله شریعتمداری و میلانی در خانههای خود محبوس و تحت محاصره قوای مسلح میباشند و هر ایرانی، بلکه هر باشرافتی از این تجاوزات و بیدادگری خون میخورد و عجب اینجاست کسی که از سالها پیش با عناوین مختلف به اندوختة خود اضافه میکند و در بانکهای خارج ذخیره مینماید و درآمد عمومی کشور را تقریباً همهاش را برای حفظ مقام خود نفله مینماید و برای کوبیدن ملت، مزدور و اجیر دور خود جمع کرده، فردی اصلاحطلب شده و مراجع عالیقدر روحانی و رجال ملتی را که میشود گفت از اکثر لذتهای دنیوی به کلی چشم پوشیدهاند، با ارتجاع سیاه یا سرخ نامگذاری مینماید. ملت مسلمان ایران، روحانیت به شما قول میدهد هرگز در این مبارزه از پا نمینشیند و به پیروی از پیشوایان خود، امیرالمؤمنین و حسین بن علی و سایر ائمة دین علیهمالسلام در راه مبارزه با فساد و جنایات و دیکتاتوری تا سرحد شهادت آمادگی خود را اعلام میدارد. ارواح شهدای قم و تهران و شهرستانهای دیگر در انتظار نتایج فداکاریهایی ما و شماست. به حولالله تعالی و قوه و عنایت ولیعصر ارواحنا فداه در این راه تا آخرین نفس همقدم خواهیم بود. «و الیالله عاقبهالامور» «و سیعلمالذین ظلموا ای منقلب ینقلبون» شورای مرکزی روحانیت تهران».[11]
± اعلامیة آیتالله شریعتمداری در سطح شهر تهران
به گزارش مأمور ساواک از سطح شهر تهران، اعلامیهای از سوی آیتالله شریعتمداری صادر و در خیابان شاهآباد روی دیواری نصب شده است. این گزارش دربارة متن و محتوای اعلامیه توضیح زیادی نداده است اما یادآور شده که: «آیتالله در این اعلامیه، مسئول کشتار چند روز اخیر را دولت قلمداد کرده، و از مردم جداً خواسته که دست از مبارزه نکشند. مبارزه را ادامه دهند [تا] آیتالله خمینی هر چه زودتر آزاد شود». به گزارش مزبور، آیتالله شریعتمداری در ادامة اعلامیهاش تصریح کرده است که در غیر این صورت مردم انتقام خود را از دولت خواهند گرفت.[12]
± دیدگاه افکار عمومی دربارة حوادث 15 خرداد
از جمله اقدامات مؤثری که عوامل امنیتی و اطلاعاتی دولت در چند روز گذشته دست بدان زدهاند، پرسوجو از مردم عادی و جمعآوری اطلاعات از دیدگاه آنان دربارة حوادث اخیر کشور است. این اطلاعات از جنبههای مختلف جالبتوجه و بیان کنندة زاویه دید عامة مردم در برخورد حکومت با مخالفان خود است که به همین سبب به عنوان افکار عمومی توجه حاکمیت را به خود معطوف ساخته است. مأموران ساواک که بیشتر به طور ناشناس در بین مردم حاضر میشوند، موظفند هر آنچه را که به دستشان میرسد بدون کموکاست به مرکز متبوع خود گزارش کنند. یکی از آنها در گزارشی که امروز به ساواک مرکزی ارائه داده است، نوشت: «بین دستهای از مردم گفته میشود بلوای روزهای چهارشنبه و پنجشنبة گذشتة تهران طبق نقشة خود دولت بوده [است. چرا که دولتیها] میخواستهاند با ایجاد آشوب و قتل و کشتار در تهران، دستگیری خمینی را موجه نشان دهند و گرنه دستگاههای انتظامی کشور چگونه قادر نبودهاند از وقوع این حوادث جلوگیری کنند و یا لااقل جلوی توسعة آن را بگیرند. اکثر مردم عامی و کلیة بازاریها و اغلب کسبة خیابانها از دستگیری خمینی ناراحت هستند. ولی دستهای از روشنفکران و متجددین و کارمندان دولت که با دخالت مقامات مذهبی در کار سیاست، نظر موافق ندارند، اقدامات اخیر را تأیید میکنند و ناراحتی اکثریت مردم و عصبانیتی که از اقدامات دولت دارند، این است که معتقدند مبارزة دولت با خمینی برای این است که به نفع اقلیت بهایی، قید دین اسلام و شیعه را در قوانین مملکتی از بین ببرند و اگر اطمینان حاصل کنند که چنین مقصودی در کار است، ناراحتی آنها کاملاً کاهش خواهد یافت».[13]
در همین باره مأمور دیگر ساواک نتیجة سنجش افکار عدهای از همکاران خود را که پس از وقایع 15 خرداد با وابستگان حزب توده تماس گرفته، نظریات آنها را پرسیده بود، در گزارشی گرد آورده، دیدگاه افراد حزبی را هم دربارة حوادث چند روز گذشته منعکس کرده است. او در این گزارش با اشاره به اعتقاد افراد فعال فعلی حزب توده تصریح کرده که زدوخورد روز 15 خرداد بسیار خوب بوده است. به ویژه آنکه اعتراضات مردمی، ضد دولتی و نهضتی علیه شاه بوده است. لیکن از اینکه وسایل عمومی از قبیل تلفن، صندوقهای پستی و گیشههای تلفن و اتوبوسرانی مورد حمله قرار گرفته، ابراز نفرت کردهاند. همین تنفر را از دستور دولت مبنی بر تیراندازی به سمت مردم اظهار کردهاند. به گزارش مأمور ساواک، اعضای قدیم و جدید حزب توده به منظور جلب نظر روحانیون اشارهای به گفتههای آنان دارند و اظهار میکنند که جانشین شمر و یزید و معاویه هم که شاه باشد، معلوم شد. اما وقتی که از جبههگیری دولت شوروی و خبرگزاری تاس و موافقت آنها با اصلاحات و اقدامات شاه سخن به میان میآید، همان افراد حزبی اعلام میدارند که به این کارها توجهی نداشته، معتقدند هر تظاهری که مخالف دولت و شاه باشد، با آن موافقند. چراکه طبقة کارگران متمایل و فعال حزب معتقدند دستگیری آیتالله خمینی توسط دولت کار خوبی نبوده، نتیجهای دربر نخواهد داشت. مأمور ساواک در ادامه، دریافتهای اعضای حزب توده را دربارة روابط مردم و دربار پهلوی به میان کشیده، افزودهاست: «مردم از دربار راضی نیستند و دستگاه قابل دوام نیست. [چون] برای اثبات ادعای خود دست به شایعهسازی زدهاند. بین افسران ارتش اختلاف افتاده. چند نفر از افسران کشته شدهاند. همین دسته [از اعضای حزب توده] اظهار میدارند نهضت ضد شاه زیاد شده و دیگر مردم فریب نخواهند خورد. [آنان] مدعیاند دعوت دربار در روز تاسوعا و عاشورا در کاخ گلستان زیاد مورد استقبال مردم قرار نگرفت و وعاظ اسمی از شاه نبردند. فقط یک نفر که گروهبان بود برای شاه دعا کرد».
گزارشگر ساواک بعد از بازتاب دیدگاههای افراد حزب توده، ناگزیر در بخش «نظریه» تصریح کرده است: «به مأمورین دستور داده شده که خط مشی افراد را در این جریانات و بعدها، تعیین و گزارش نمایند».[14]
± اقدامات خشن ساواک
آیتلله بهبهانی بر اساس اخبار موثقی که به دست آورده اظهار نموده است: «در جریان تظاهرات و درگیریهای دو، سه روز گذشته، قسمت اعظم تحریک و اعمال وحشیانه را خود مأمورین سازمان امنیت کردهاند تا به این وسیله جرم خرابکاری را به عهدة روحانیون واگذار کنند». وی برای این گفته دلیلی را هم ذکر کرد. چراکه در تمام شهرستانها فقط چراغهای راهنمایی و اتومبیلها به طور یکنواخت مورد حمله قرار گرفتهاند. البته چنین مطالبی در بین مردم عادی هم شیوع کرده است.[15]
± اعلامیه آیات عظام در سطح شهر تهران
اعلامیههایی که در روزهای گذشته از سوی آیات عظام و مراجع تقلید صادر شده، همچنان در معابر عمومی پایتخت روی دیوارهاست. اعلامیة آیتالله سیداحمد خوانساری از جملة آنهاست که در آن، بازداشت علما برخلاف اصول و قوانین عنوان شده است.[16] افزون بر این، اعلامیهای که منسوب به آیتالله موسوی بهبهانی است، در محلهای چهارسوق بزرگ، مسجد جامع و بازار شهر روی دیوار نصب شده که در آن حمله به مدرسة فیضیه و اقدامات اخیر در تهران که منجر به خونریزی و کشتهشدن عدهای شده، به دولت نسبت داده شده است. این اعلامیه ضمن آنکه دولت را مسئول همة این جنایتها معرفی کرده، برنامههای دولت را خلاف قانون و دستگیری آیات عظام خمینی و میلانی و قمی را ضربهای بر پیکر اسلام دانستهاست. در ادامه هم تأکید کرده است که مردم ایران در این راه مقاومت خواهد کرد و از پای نخواهد نشست.[17]
± حوادث اخیر در سخنان یک قاضی دادگستری
در ساعت 12 ظهر امروز شخصی که میگفتند نامش صلاحی و قاضی دادگستری است، در خیابان زریننعل تهران برای عدهای سخنرانی و اوضاع و حوادث چند روز اخیر کشور را تشریح کرد. او در این سخنرانی وقوع تمام حوادث اخیر را به دستور مستقیم دولت و دربار دانست که با این کار میخواستند علما را سرکوب کنند. او در این باره توضیح داد که: «البته بهانهای برای این کار میخواستند. لذا عدهای را مأمور این بلوا کردند تا بتوانند با کمال آزادی منظور خود را عملی کنند». آنگاه به حملة افرادی به یک اتومبیل شرکت واحد اتوبوسرانی در خیابان سپه اشاره کرد که با کمال آزادی شیشههای آن را شکستند و اتوبوس را به آتش کشیدند. بدون آنکه مأموران پلیس که در چند قدمی آن ایستاده بودند، از اقدام حملهکنندگان جلوگیری به عمل آورند. او این واقعه را که به چشم خود دیده بود، دلیلی بر گفتة خود دانسته، در ادامه واقعة سوءقصد به جان شاه در دانشگاه تهران (15 بهمن 1327) را هم به یاد آورد و آن را روشی از این دست برای سرکوبی و غیرقانونی کردن حزب توده اعلام نمود.[18]
± پشتیبانی از آیتالله خمینی
سیدجعفر بهبهانی در اظهاراتی اعلام کرده است که چون پاکروان گفته است مقامات مذهبی اقدامات آیتالله خمینی را تأیید نمیکنند، قرار شده است کلیة روحانیون درجه اول کشور در شهرهای مختلف با صدور اعلامیههایی حمایت خود را از آیتالله خمینی و اقدامات وی تأیید نمایند. او در این باره از رهبران مذهبی کشورهای اسلامی هم یاد کرده که در پشتیبانی از فعالیتهای آیتالله خمینی اعلامیههایی را صادر خواهند کرد.[19]
± تعویق تعطیلی بازار همدان
در اعتراض به برنامههای دولت و حوادث اخیر، بازاریان همدانی تصمیم بر این داشتند که امروز بازار را تعطیل نگهدارند و در مغازههای خود حاضر نشوند. لیکن در آستانة ورود محمدرضا پهلوی به همدان، چنین اقدام آنها به حساب استقبال از وی تعبیر میگردد. به وسیلة اشخاصی که سردسته و محرک اصلی تعطیلی به شمار میروند، در بازار اعلام شد که این تعطیلی به فردا موکول گردید. اسامی آنها عبارت است از: حاجاحمد صرافات، درفشی کفاش، حاجغلامعلی احمدی، سیدآقا بزاز، محسن چیتساز بزاز و پیلهور بزاز.[20]
± افتتاح سد شهناز همدان
بامداد امروز محمدرضا شاه پهلوی برای افتتاح سد شهناز در همدان و اعطای اسناد مالکیت گروهی از کشاورزان غرب، با هواپیما به همدان رفت. او را شهناز پهلوی و جمعی از وزرا همراهی میکردند که مقارن ساعت 10:30 صبح در فرودگاه همدان از هواپیما پیاده شدند.[21]
پس از آن شاه با همراهیانش به سوی سد شهناز حرکت کرد. با حضور محمدرضا پهلوی، سد شهناز همدان افتتاح شد. در ادامه بهرام شاهرخ (مدیرعامل سد شهناز) پس از ذکر مقدماتی دربارة تاریخچة همدان و بیان موقعیت اقلیمی منطقهای که سد در آنجا بنا گردیده، گزارشی مفصل از زمان آغاز مطالعات سدسازی تا زمان پایان عملیات و چگونگی بهرهبرداری از آن ارائه کرد. شاهرخ در پایان ضمن ابراز تشکر از وزارتخانهها، سازمانها و بنگاههای دولتی و غیر دولتی که در مراحل مختلف ساخت این سد همکاری نمودهاند، یادآور شد که همکاری صمیمانة مردم همدان با دستگاه اجرایی در این امر به راستی نمونة عصر نوین میهن ماست. آنگاه محمدرضا شاه در جایگاه ویژه قرار گرفت و با فشار دادن اهرمی، سد شهناز را افتتاح کرد. سپس برای بازدید از قسمتهای مختلف سد به راه افتاد.
افزون بر این در حضور شاه، یک سری تمبر یادگاری به مناسبت افتتاح سد شهناز همدان از سوی وزارت پست و تلگراف و تلفن منتشر شد.[22]
± سخنان شاه در جمع کشاورزان غرب کشور
در ساعت 4 بعدازظهر در مراسمی در میدان بوعلی همدان، محمدرضا شاه اسناد مالکیت دوازده هزار نفر از کشاورزان شهرستانهای همدان، ملایر، نهاوند و تویسرکان را بین نمایندگان آنان توزیع کرد. در این مراسم، شهناز پهلوی، چند تن از وزیران و سفرای خارجی در ایران، شخصیتهای محلی و خبرنگاران حضور داشتند. قبل از توزیع اسناد، سالور (رئیس کل سازمان اصلاحات ارضی) گزارشی از وضعیت اجرای قانون اصلاحات ارضی را ارائه کرد.
پس از سالور، محمدرضا شاه پهلوی خطاب به مردمی که سرِ پا ایستاده بودند، سخنرانی کرد. شاه پس از ذکر مقدماتی، به حوادث اخیر کشور پرداخت و به شدت به اقدامات مخالفانش حمله کرد. او با به کاربردن عباراتی مانند «ارتجاع» و «بربریت» نشان داد که هنوز از اعتراضات مردمی که با پیشگامی علما و روحانیون صورت پذیرفته، متأثر است و نسبت به آن، نفرت درونی شدیدی دارد. مخالفانش را «مرتجعین سیاه» خواند که هنوز پیشرفتهای عصر جدید را قبول نمیکنند. اما تأکید کرد که به کار خود ادامه خواهد داد و سیر برنامة مترقیانه را متوقف نخواهد کرد. از اینرو نمایندگان خبرگزاریها و روزنامهنگارانی که در میدان بوعلی همدان ایستاده بودند، تمام گفتههای او را یادداشت برداشتند یا ضبط کردند که در نوبتهای مختلف خبری به شرح و تحلیل آنها بپردازند. متن سخنان شاه که به سبب متأثر بودن از حوادث چند روز اخیر کشور حائز اهمیت است، به شرح زیر میباشد: «برای من جای بسی خوشوقتی است که امروز در این میدان که به اسم مرد بزرگ تاریخ علمی ایران یعنی ابوعلی سینا و در نزدیکی مزار او است، توانستهام اسناد مالکیت قریب به چهارده هزار نفر دهقان آزاد و جدید ایران را توزیع بکنم. مأمورین اصلاحات ارضی این نقاط مثل همکاران دیگرشان در سرتاسر مملکت وظیفة خود را به خوبی انجام دادهاند و نتیجة آن را امروز مشاهده کردیم. باعث خوشوقتی است که آن روحیه که از روز اول ما در این مأمورین مشاهده کردیم، به قوت خود باقی است و بلکه روزبهروز محکمتر و قویتر میشود. برای شما دهقانانی که امروز سند مالکیت و سند آزادی خود را گرفتید، توضیح در اطراف فواید این کار لزومی ندارد. ولی برای ادامه دادن این کار در زمان هرچه کوتاهتر، همانطور که میدانید تا آخر مهر امسال مرحلة اول اصلاحات ارضی در سرتاسر مملکت خاتمه پیدا خواهد کرد. اگر همانطوری که اطلاع دادم و شما درک کردهاید، در سرمایهگذاری در شرکتهای تعاونی که مال خودتان است، بکوشید و از اصول جدید کشاورزی پیروی بکنید، در عرض شاید دو تا سه سال به خصوص اگر مثل امسال رحمت الهی هم همراهی بکند و بارندگی کافی هم بشود، خواهید توانست قیمت املاکی را که خریداری کردهاید، به دست بیاورید و از آن به بعد لااقل نسبت به گذشته از لحاظ مادی پنج برابر بیشتر استفاده ببرید. به خصوص که اضافه بر آن چیزی که اصلاً روی آن قیمت نمیشود گذاشت، مردمانی آزاد خواهید بود. در کنگرة دهقانان ایران در دی ماه سال گذشته، موقعی که مواد قوانین ششگانة انقلاب ملی خودمان را برای دهقانان ایران و ملت ایران توضیح میدادم، متذکر شدم که دو قوه از پای نخواهند نشست. چون در آزادی ملت ایران و رفاهیت آنها آن دو قوه، مرگ خودشان را مشاهده میکردند. یکی از آنها ارتجاع سیاه یا هر کسی که مثل یک مرتجع سیاهی فکر میکند. او زندگیاش، افکارش، عاداتش چه بود؟ تجلی روح مرتجعین سیاه را ما در روز چهارشنبه پانزدهم خرداد در شهر تهران مشاهده کردیم. مرتجع سیاه از چندی پیش این اقدامات را شروع کرد. به هرکس که تریاک میکاشت، گفت تریاک بکارید. به هر کسی که تریاک میکشید، گفت تریاک بکش. افراد قاتل پیشینهدار، کسی که برادر خویش را کشته بود و نظایر آن، در ملاقاتهای شبانه در کافههای تهران پس از صرف مشروب با مقداری پول، روانة کوهستانهای فارس کردند. برای اینکه آنجا قطاعالطریقانه (راهزنانه) امنیت مملکت را به هم بزنند.
در چهارشنبه پانزدهم خرداد ارتجاع سیاه چه کرد؟ کتابخانة پارکشهر را آتش زد. یعنی هرچه که مطابق علم و سواد و احتیاجات امروز باشد، به درد او نمیخورد. ورزشگاه را آتش زد. وسیلة عبور و مرور، باجههای بلیتفروشی اتوبوس آتش زدهشد. برای اینکه لابد او فکر میکند در این قرن که دنیا به سمت تسخیر فضا میرود، او باید سوار الاغ یا قاطر بشود. ارتجاع سیاه به اتوبوسهایی که دختران دانشآموز را حمل میکرد، حمله کرد. ارتجاع سیاه به زنهای بیدفاع در خیابانهای تهران حمله کرد. اگر بخواهم بشمارم که چه کردند و چه تجاوزاتی کردند و چه اعمال وحشیانهای بروز دادند، از فرصت صحبت امروز خارج میشویم. ولی مشت نمونه خروار است و آنها در آن روز توانستند ماهیت خود را نشان بدهند. حرف آنها این است که شما دهقانانی که آزاد شدهاید، دومرتبه بروید برده بشوید و این ملکی که حالا به شما داده شده است، از شما پس بگیرند. نیت آنها این است که نصف جمعیت این مملکت، زنهای ایران که بعد از قرنها مرارت، امروز به حقوق مساوی با مردها مثل همة ممالک مترقی دنیا و مثل تمام ممالک دیگر مسلمان دنیا رسیدهاند، دومرتبه توی لانه و سوراخ بخزند و مثل جانور زندگی بکنند. ارتجاع سیاه فکرش این است که دختران دانشآموز دیگر به مدرسه نروند و مثل یک عضو بدبخت و بیمار و جذامی جامعه به یک گوشهای بخزند. و ارتجاع سیاه در آن روز لولهکشی آب را خراب میکرد. برای اینکه لابد آب تصفیه شده خوردنش حرام است و آب جوی کثیف، لابد آن مباح است. ارتجاع سیاه به کارخانة برق حمله کرد. برای اینکه کارخانجات ایران متوقف بماند. کارگران ایران که تازه مطابق مترقیترین قوانین اجتماعی امروز میتوانند مطابق قانونی که به تصویب ملت رسیده تا 20 درصد از سود ویژة کارخانجات سهم ببرند، نه فقط سهمی نبرند بلکه از زندگی و کارکردن هم محروم بشوند. ارتجاع سیاه با حمله به کارخانة برق لابد میخواست که این روشنایی که در دل شب به درد تحصیل علم و خواندن کتاب و کسب هنر و معلومات میرسد، آن هم مثل دل خودش تاریک و سیاه بشود. ولی آیا ممکن است همچون افکار پوسیدهای پیشرفت کند تا یک نفر از شما زنده هستید؟ این امر فقط در مملکت مردگان و در قبرستان امکان پیشرفت دارد. هیچ مملکتی دیگر امروز در دنیا نمیتواند ادعای زندگی چه برسد به استقلال بکند، اگر از تمام این مواهبی که گفتم برخوردار نباشد. و اما در آن روز، این نمونة طرز فکر و تمدن ارتجاع سیاه بود. و اما خود شما قضاوت بکنید که این اقدامات وحشیانه و عهد بربریت، کدامش هزارها فرسخ از دین مقدس ما دور نیست؟ تمامش از لحاظ دین ما محکوم [است] و هر کسی که به این اقدام دست بزند، در واقع نه دینی دارد نه دنیا دارد و نه آخرت. دین مترقی اسلام ما توانسته است در احکام خود، در احکام قرآن کریم به ما تمام این راههایی که میپیماییم از روز اول نشان بدهد. او به ما گفته است که مساوات چیست؟ عدالت چیست؟ دستگیری چیست؟ رحم چیست؟ کار چیست؟ و زحمت چیست؟
دین ما موقعی پیدا شد و پیغمبر ما رسول اکرم(ص) موقعی احکام خدا را به ما ابلاغ کرد که دنیا در حال بربریت و وحشت زندگی میکرد و او جامعه را با نور الهی خود روشن کرد. این عدالتی که ما میگوییم، راه اوست و هر کسی غیر از این بگوید، یا از دین خبر ندارد یا متأسفانه غرضی دارد که بهتر است ما نسبت به آن غرض صحبتی نکنیم. ولی چون این حقایق به زودی گفته خواهد شد و اسناد و مدارکی که به دست ما افتاده است و دال بر این است که چه وجوه هنگفتی از خارج به این مملکت برای ایجاد این قبیل بلواها رسیده است، به زودی منتشر خواهد شد. باید به شما بگویم که متأسفانه کسانی که بساط پانزدهم خرداد را به راه انداختند، کما اینکه در میان کسانی که یا زخمی شدهاند یا دستگیر شدهاند خیلی از آنها میگفتند که ما چهکار کنیم؛ به ما 25 ریال پول داده بودند و میگفتند در کوچهها بدوید و بگویید زنده باد فلانی. ما حالا میدانیم این وجوه از کجا رسیده است و به شما ملت ایران به زودی جزئیات گفته خواهد شد. فقط این را بدانید که این موضوع اولاً از لحاظ ایرانیت یک ایرانی که پول خارجی را بگیرد و بر ضد جامعة خودش اقدام کند، این را چه میشود گفت؟ و دوم یک نفر شیعه پول بگیرد از یک نفر مسلمان غیر شیعه. این چیست؟ (در این موقع عدهای از جمعیت حاضر در میدان فریاد زدند: خیانت به اسلام است). متأسفانه این جزئیات خجلتآور و ننگین به زودی برای شما روشن خواهد شد تا شما همه را به همان صورت باطنی که هستند، بشناسید و ماسک ظاهری همه برداشته خواهد شد.
برای من ذکر این مطالب بیاندازه ناگوار است. من موقعی که این انقلاب ایران را اعلام کردم، میگفتم که ما خوشبخت هستیم که این انقلاب همهجانبة ایران، انقلاب اجتماعی، انقلاب اقتصادی ایران، انقلاب سفیدی است که در کمال نظم و آرامش پیشرفت میکند. ولی اگر ارتجاعیون سیاه و تمام کسانی که فکر و ذکرشان در تخریب است، اگر این راه را نمیپسندید و راه دیگری میبینید و آن راه، راه خون باشد، این ملت آمادة دادن این قربانیها هست و کسانی که این راه، این راهی که مورد پسند خداست، نفهمند، متأسفانه به سزاى اعمال خودشان خواهند رسید. ولی تمام این اقدامات، تمام این تلاشها، یک میلیمتر از سرعت سیر ترقی ما و انقلاب ما را نمیتواند کُند بکند و بلکه آهنگ پیشرفت ما تسریع خواهد شد. خداوند بزرگ که ناظر اعمال همة ما هست و میداند که ته قلب ما چیست، چون ما چیزی از او نمیتوانیم پنهان داریم، در مقابل او ماسک به صورت نمیتوانیم بگذاریم، با تأییدات او پیشرفت خواهد کرد و همة شما را به خدا میسپارم».[23] شاه بعد از اتمام سخنانش، به همراه دخترش شهناز سوار اتومبیل شده، به سمت فرودگاه به راه افتاد و در میان بدرقة مسئولان محلی، با هواپیما، همدان را به قصد تهران ترک کرد.[24]
± سخنرانی حجتالاسلام حسینی همدانی
حجتالاسلام سیداحمد حسینی همدانی، آذینبندی و درستکردن طاق نصرت در خیابانها و میادین شهر همدان را، آن هم در ماه محرم که به مناسبت مسافرت محمدرضا شاه ایجاد شده، خلاف دین اسلام دانست و در چند مجلس وعظش بدون آنکه اشارهای به نام شاه نماید، بر بالای منبر اعلام کرد: «هر کس از این مهمان ناخوانده استقبال کند، گویا از یزید بن معاویه استقبال کرده است». در ادامه اوضاع کنونی جامعه را به حال و هوای شام در دوران بعد از عاشورا تشبیه نمود که درست مانند شهر شام وقتی امام حسین(ع) را کشتند، جشن گرفتند. مجلس سخنرانی او تا ساعات پایان شب ادامه داشت. تا اینکه در حدود ساعت 11 شب، هنگام مراجعت به منزل، توسط مأموران ساواک بازداشت و با یک فولکس واگن بیدرنگ به زندان عشرتآباد تهران منتقل شد.[25]
± تظاهرات مردم تهران در سومین روز قیام 15 خرداد
در ساعات اولیه بامداد امروز، نقاط مرکزی شهر تهران لحظات آرامی را سپری میکرد. محوطة داخلی بهارستان و عمارت مجلس شورای ملی ساکت بود. مغازههای اطراف نیز کموبیش باز بود. اما در مقابل سردر بزرگ مجلس، هشت دستگاه جیپ مجهز به مسلسل سنگین ایستاده بود که چند نفر سرباز که از سر و وضعشان پیدا بود دیشب را نخوابیدهاند، پشت دستگاه مسلسل در حال استراحت بودند. سکوت بر بازار نیز حکومت میکرد. رفتوآمد به آرامی صورت میگرفت. در شعبة 4 بانک ملی که در امتداد خیابان بوذرجمهری قرار دارد، به غیر از مشتریان معدود، کس دیگری حضور نداشت و بیشتر کارمندان پشت باجهها نشسته بودند. سه کامیون حامل سرباز و یک جیپ بیسیم در مقابل کاخ گلستان، و در برابر ادارة انتشارات و رادیو، سربازان در فاصله پنج متری مستقر شده بودند که در حدود ساعت 8:30 صبح نشانههایی از تجمعات و تظاهرات در این نقاط از تهران بروز نمود. چه اعلام شد که امروز سومین روز حادثة 15 خرداد است. به همین مناسبت و برای زنده نگهداشتن یاد کشته و زخمی و آسیبدیدگان آن روز، عدهای از مخالفان در برخی از نقاط مرکزی شهر تهران درصدد تظاهرات برآمدند که در مواقعی منجر به درگیری بین آنها و مأموران انتظامی گردید.
نخستین تظاهرات در سرچشمه و بازار زرگرها روی داد. با بلند شدن فریاد و هیاهو، سربازانی که در آن حوالی داخل کامیون بودند، به محل اعزام شدند و کوشیدند با تظاهرکنندگان مقابله کنند. در میدان سپه تانکها در سمت جنوبی میدان متمرکز شده بودند و قسمت شمالی میدان را هم جیپهای حامل سربازان اشغال کرده بودند که با شدت یافتن تظاهرات و درگیریها، اولین توپ در ساعت 9:15 شلیک شد. بعد از آن، شلیک توپ به تناوب ادامه یافت.
به دنبال آن اوضاع بازار تهران هم رو به وخامت نهاده، نزدیک به هشت هزار نفر در بازار بزرگ گرد هم آمدند. وضع عمومی بازار رو به تشنج گذاشت. انبوه جمعیت در جلوی بازار و سبزهمیدان و خیابانهای بوذرجمهری و ناصرخسرو لحظهبهلحظه رو به تزاید داشت که کمبود مأموران و قوای انتظامی موجب گردید کنترل جمعیت از دست آنان خارج گردد. بنابراین تانکهایی که در نقاط نزدیک به محل مستقر بودند، وارد خیابانهای این منطقه از شهر شدند و به همراه کامیونهایی که پر از سرباز بودند، در مواضع مهم خیابانها آرایش نظامی گرفتند.[26]
مغازههای بازار عموماً بسته و حرکت دستههای مردمی در فاصلههای متوسط به کندی صورت میگرفت. دستفروشان هم که وضعیت را چنین دیدند، دکههای خود را بستند و کنار چادرهایشان ایستادند. در دست متظاهرین اعلامیههایی از آیتالله خوانساری بود که پیوسته به دیوار بازار نصب میکردند. به غیر از چند دکان در سرای بوعلی، همة حجرهها و مغازههای بازار بسته بود که به تدریج آنها نیز تعطیل شدند. در خیابان عینالدوله هم جمعیتی در حدود پانصد نفر به حرکت درآمده، در میان آنان افرادی با اعلام این شایعه که آقای فلسفی و پسر آیتالله خمینی را کشتهاند، دیگران را به انجام تظاهرات تهییج و تحریک میکنند. افزون بر این، در میدان توپخانه و میدان ارک، تانکهای مسلح مستقر بوده، چند تیر و توپ هوایی نیز شلیک شد.[27] در انتهای خیابان رباطکریم از میدان گمرک هم عدهای تجمع کرده، به سمت میدان راهآهن به راه افتادهاند. در بین آنها سخن از آن است که میخواهند به شرک نفت رفته و انبار نفت را به آتش بکشند. از سوی دیگر خبرهای رسیده از میدان ژاله حاکی از آن است که جمعیتی به سمت کارخانة برق تظاهرات میکنند و شعار سر میدهند. مأموری که این خبر را به ساواک مرکزی گزارش کرده، تعدادشان را حدود هفتصد نفر تخمین زد و در ادامه یادآور شده که در اطراف بنگاه برق مأموری دیده نمیشود. این امر نگرانی عوامل امنیتی و اطلاعاتی را دوچندان نموده است. به طوری که اظهار کردند اگر تظاهرکنندکان و مخالفان بدآنجا حملهور شوند، لطمة بزرگی به پایتخت وارد میگردد. از اینرو گماردن چند مأمور در آن نواحی را ضروری دانستهاند.[28] گذشته از این، آمادگی و تلاش عدهای از مخالفان که شیشههای کوچکی را پر از بنزین کردهاند تا به وسیلة آنها سینماها را به آتش بکشند، مأموران و عوامل ساواک را نگران و در سرگردانی برده است.[29] از اینرو با تشدید عملیات پیشگیرانه در تلاشند که از برنامههای خرابکارانة آنان جلوگیری کنند. از خیابان ناصرخسرو هم خبر میرسد که صاحب مغازة الکتریکی به دفتر محضر تویسرکانی رفته، به صورت رایگان تعدادی پرچم سیاه و عکس آیتالله خمینی در اختیار اشخاص قرار میدهد. او ضمن این کار مردم را تشویق میکند که نترسند و در برابر مأموران انتظامی ایستادگی کنند. همچنین صاحب اغذیهفروشی به نام خلیل ماهر که مردم او را با نام جلیل میشناسند، بر ضد مأموران انتظامی فعالیت، و مردم را تشویق میکرد که با مأموران مقابله کنند. این اغذیهفروشی در خیابان وصال شیرازی، نرسیده به خیابان تختجمشید (سمت راست) واقع است.[30]
± حضور روحانیون در صف اول تظاهرات
امروز افزون بر طبقات مختلف مردم و حضور گسترده آنان در تظاهرات، روحانیون هم در تحرکات دست به اعتراض شدیدی زدند که از جملة آنها حاج شیخ دولابی است. او که در مسجد ولیعصر (واقع در خیابان دولاب) نماز جماعت میخواند، در تظاهرات امروز کفن پوشید و در صف اول به تظاهرات پرداخت. تقریباً هزار نفر دور او جمع شده، در خیابان شهباز در حال انجام تظاهرات هستند.[31]
± تصمیم به تعطیلی سراسری بازار
گفته میشود جمعی از اعضای جمعیت هیئتهای مؤتلفة اسلامی تصمیم گرفتهاند از امروز به بعد تعطیلی و اعتصاب سراسری را در بازار و خیابانهای پایتخت عملی کنند. در سوی دیگر چند نفر از آموزگاران تهرانی در مدرسهای گردهم آمده، در تنقید از اقدامات دولت و لزوم طرفداری از مردم به اعلام مواضع پرداختند.[32]
± تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران
به گزارش ساواک از ساعات اولیة صبح امروز تحرکاتی در دانشگاه تهران به چشم میخورد. در ساعات اولیه عدهای از استادان دانشکدة ادبیات مشغول انجام امتحان شفاهی از دانشجویان خود شدند. لیکن دقایقی بعد، تعدادی از دانشجویان وابسته به نهضت آزادی ایران برای انجام تظاهرات و جلوگیری از حرکت دانشجویان دیگر که درصدد بودند در جلسة امتحانات حاضر شوند،[33] با هم به تبادل نظر پرداختند. آنان برای اینکه تعداد زیادی از دانشجویان را با خود همراه کنند، شعار میدادند که «درس بر ما حرام است». لحظاتی بعد همین گروه از دانشجویان به همراه عدهای دیگر که شمارشان به حدود دویست نفر میرسید، تظاهراتی به راه انداخته، شعارهایی به نفع آیتالله خمینی و جبهة ملی و علیه دولت سردادند. این تعداد از دانشجویان که به گفتة افرادی، وابسته به جبهة ملی بودند، توسط مأموران انتظامی از بیرون از دانشگاه مورد خطاب قرار گرفتند که متفرق شوند. آنان هم پس از لحظاتی دست از تظاهرات شستند و محل را ترک گفتند.[34] عدهای دیگر هم که جزو دانشجویان دانشسرای عالی و در حدود سی تن بودند، شعارهایی در ضدیت با شاه و به نفع دکتر مصدق سردادند. عمدهترین شعارشان «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» بود. از سوی دیگر گروهی از دانشجویان دانشکدة کشاورزی (کرج)، در مقابل عکسی از شاه تجمع کرده، شعارهای تندی را علیه وی سر دادند. [35]
± تلاش مطبوعات برای عادی نشان دادن اوضاع پایتخت
برخی روزنامهنگاران دولتی مانند روزنامة کیهان که در مناطق مرکزی تهران برای تهیة گزارشی به گشتوگذار مشغولند، اوضاع شهر را عادی دیده، معتقدند که پایتخت از بعدازظهر قیافة عادی به خود گرفته، حالت آرام قبلی خود را بازیافته است. همین روزنامه ادعا کرد که مردم با آرامش خاطر از کنار تانکهای آمادهباش و مأمورین مسلح عبور میکنند که در مناطق حساس، مانند کاخ دادگستری، بهارستان و وزارت کشور گمارده شدهاند. حتی حضور این تسلیحات نظامی و مأموران اسلحه به دست را موجب اطمینان خاطر عابرین عادی تلقی میکنند. با وجود این، برخی از این روزنامهنگاران تعدادی از تانکها را که در میدان ارک برای حراست از زندان کاخ دادگستری ایستاده بودند، مشاهده کردند که محل استقرارشان را هنگام عصر ترک گفتند. بنابراین از منظر خود تحلیل میکنند که وزارت دادگستری هم حالت عادی خود را به دست آورد. هرچند ادارة تبلیغات و انتشارات رادیو همچنان در محاصرة قوای انتظامی است و این وضعیت به دیدة آنها، برای پخش برنامههای رادیویی امری ضروری است. به هر روی روزنامهنگارانی از این دست بیشتر نقاط مرکزی و جنوب شهر تهران را که در روزهای گذشته حادثهخیزترین مناطق بوده، عادی دیده، آرامش را در آنها بازیافته تلقی نمودهاند.[36] برخلاف این، امروز اغلب ادارههای دولتی در پایتخت روز غیرعادی را سپری کردهاند. به گونهای که گروهی از کارمندان به ویژه بانوان کارمند، از حضور در محل کارشان خودداری کردند. گروهی از آنها نیز که بر سر کار خود حاضر شدهبودند، با وجود آنکه ساعات کار اداری تغییر کرده، باید در ساعت 1 بعدازظهر دست از کار میکشیدند، پیش از اینکه ساعت 12 بشود، محل کارشان را ترک گفتند. این وضعیت غیرعادی در وزارتخانههایی که در مرکز شهر، به بازار نزدیک بود، بیشتر به چشم میخورد. وزارتخانههای بهداری و کشور که در روزهای 15 و 16 ماه جاری مورد هجوم تظاهرکنندگان قرار گرفتند و خساراتی دیدند، زودتر از دیگر وزارتخانههای دولتی تعطیل شدند.[37]
± اعلامیة فرمانداری نظامی تهران در ممنوعیت اجتماع علما
فرمانداری نظامی تهران و حومه با انتشار اعلامیة شماره 5 خود، ضمن اشاره به غیرقانونی بودن اجتماع سی تن از روحانیون و علما در منزل حجتالاسلام سیدآقا موسوی خلخالی که عصر دیروز همة آنها دستگیر شده بودند، اعلام کرد که: «آنان قصد تحریک و خرابکاری داشتند. به همین سبب از میان ایشان صاحبخانه به جنوب تبعید شد؛ دو نفر به اسامی ضیاءالدین استرآبادی و حسن خندقآبادی که در تحریکات دو، سه روز گذشته دست داشتند و در ایام سوگواری بر ضد دولت و با مخالفت با قوانین انقلاب ملی، مرتکب آشوبگری و اخلال شدهاند طبق مقررات حکومت نظامی در توقیف باقی ماندند. بقیة افراد هم پس از رسیدگی کامل آزاد شدند».[38]
± تلاش برای رفع نیازمندیهای مردم
به دنبال استقرار حکومت نظامی در تهران و ممنوعیت عبور و مرور در ساعات شب، ادارة پلیس تهران اعلام کرد که برای رفع نیازمندیهای مردم در مواقع ضروری، سه دستگاه تاکسی در اختیار هر کلانتری گذاشته شده که مراجعین میتوانند با شماره تلفن 27000 یا تلفن ادارة پلیس تهران تماس بگیرند و از این تاکسیها استفاده کنند. همچنین بیمارستانها، زایشگاهها و پزشکانی که نیاز به تردد در شب دارند، میتوانند به فرمانداری نظامی مراجعه و با دریافت کارت مخصوص، نیازهای خود را مرتفع نمایند. این اعلامیه در ادامه تأکید کرد که کلانتریهای تابعه و ادارة مرکزی پلیس تهران در تمام ساعات شب برای کمک به بیماران و سایر اشخاص در حال آمادهباش به سر برده، تسهیلات لازم را فراهم کرده است.[39]
± گزارشهای مغرضانه ساواک درباره نهضت روحانیون
امروز تلگرامی به امضای سرلشکر حسن پاکروان (رئیس ساواک) تهیه و به عمان ارسال شد که با وجود خلاصه بودنش، حاوی پیشداوری یک جانبة وی است. او در تلگرام نوشت که: «برخی از علمای مرتجع که با اصلاحات ارضی و اعطای حقوق سیاسی به زنان مخالفند، اخیراً تحریکات شدیدی را علیه دولت آغاز کرده بودند، مقامات مسئول ناگزیر چند نفر از محرکین از جمله آیتالله خمینی را دستگیر نمودند و به دنبال آن، جریان تشنجات آغاز گردید و در آن جمعی از مخالفین اصلاحات شرکت داشتند». پاکروان در ادامه اتهاماتی را که پیشتر برخی از مسئولان رده بالای دولتی متوجه علما، به ویژه آیتالله خمینی کرده بودند، به یاد آورده، افزود که: «از چندی پیش جهت آیتالله خمینی وجوه بالنسبه قابل توجهی از عراق و سایر کشورهای عربی به عناوین مختلف ارسال میشد که از میزان و نحوة ارسال این پول چنین بر میآید که این وجوه از یک کشور خارجی که به احتمال قوی مصر خواهد بود، جهت مشارالیه فرستاده میشده، دادن شعارهایی علیه اسرائیل نیز صحیح است. سرلشکر پاکروان».[40]
امروز همچنین سرلشکر حسن پاکروان، در تلگرامی کوتاه به «کلیة ساواکهای خارج از مرز و خارج از کشور» اعلام کرد که: «روز جاری در پایتخت و کلیة شهرستانها هیچگونه تظاهرات و تشنجاتی روی نداده و در تهران، شیراز، مشهد مأمورین انتظامی کاملاً بر اوضاع مسلط [بوده] و مراقبتهای لازم را معمول داشتهاند». او در تلگرام دیگری که به مراکز ساواک مخابره کرد، ضمن تصریح بر برگزار نشدن تظاهرات و اجتماعات در بعدازظهر امروز تهران، یادآور شد که مأموران انتظامی کاملاً مراقب و مسلط بر اوضاع هستند. با وجود این، ناگزیر گردید که همچنان به تعطیلی بازار و مغازههای برخی از خیابانهای تهران اشاره کند.[41] با وجود این ساعات زیادی از مخابرة تلگرام پاکروان سپری نشده بود که او وادار شد متن دیگری را برای ارسال به «ساواکهای خارج از مرکز و خارج از کشور» امضا کند: «پیش از ظهر روز جاری اوضاع عمومی پایتخت عادی و تنها در پارهای از خیابانهای اطراف بازار، تظاهرات موضعی و پراکندهای وسیلة عوامل مرتجع و اخلالگر صورت گرفت که مأمورین انتظامی بلافاصله متظاهرین را متفرق ساختند. در دانشگاه تهران نیز در حدود دویست نفر از دانشجویان منتسب به جبهة ملی تظاهراتی له خمینی و جبهة ملی و علیه دولت به عمل آوردند که مأمورین انتظامی از خارج دانشگاه به وسیلة بلندگو به آنها اخطار کردند و نتیجتاً مجتمعین پراکنده شدند».[42]
± اقدامات روحانیون برای آزادی آیتالله خمینی
طبق اخبار و اطلاعاتی که مأموران ساواک به دست آوردهاند، وعاظ و روحانیون تصمیم گرفتهاند که دستجمعی به شهربانی مراجعه کنند و از عمال دولتی بخواهند که یا آنها را بازداشت کرده و نزد آیتالله خمینی بفرستند، یا وی را هم آزاد کنند. افزون بر این عدهای هم خیال دارند که به دیوان عالی کشور رفته، با تنظیم شکایتنامة کتبی علیه اقدامات دولت اعلام جرم کنند که اگر قرار است روحانیون محاکمه شوند، باید عوامل و مأموران دولتی هم محاکمه گردند.[43]
± قرار بازداشت موقت آیتالله دستغیب
طبق تقاضانامة سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که امروز به بازپرسی یک لشکر 1 گارد ارسال داشت، قرار بازداشت موقت آیتالله سید عبدالحسین دستغیب به اتهام «اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور» صادر و به افسر نگهبان پادگان عشرتآباد ابلاغ گردید.[44]
± دستگیری طیب حاجرضایی
با وجود فعالیتهای طیب حاجرضایی در روزهای گذشته، صبح امروز مأموران شهربانی به همراه چند تن از مأموران ویژة حکومت نظامی تهران، به میدان ترهبار تهران رفته، طیب را جلوی حجرهاش دستگیر و به شهربانی کل کشور منتقل کردند. طیب با آگاهی از اینکه حکومت نظامی در شهر برقرار است، بدون پیشبینیهای لازم در محل کارش حاضر شده بود که به اتهام واهی بازداشت و در اتاق شماره 3 زندان شهربانی زندانی شد.[45] شهربانی کل علت بازداشت وی را طبق مادة 5 حکومت نظامی اعلام کرده، بعد از انتقال به زندان، بلافاصله از او بازجویی به عمل آورد. طیب در این بازجویی، پس از معرفی خود، در پاسخ به سؤالی دربارة سوابق کیفری و قضاییاش، ضمن اعلام طرفداری از شاه تأکید کرد که تاکنون به هیچیک از جمعیتهای سیاسی بستگی نداشته است. آنگاه به سؤالاتی دربارة چگونگی شرکتش در مراسم عزاداری چند روز گذشته جواب داد: «روز شنبه، شب تاسوعا دسته راه انداختم و روز تاسوعا روز یکشنبة قبل نیز انبار گندم روضهخوانی داشتم. دیروز نیز دسته راه انداختم. صبح روز قتل، از انبار غله در خیابان ری، میدان شاه، خیابان مولوی، خیابان بوذرجمهری، گلوبندک، خیام، اعدام و محل اولیة ساکنین جنوب شهر [پر] از کسبة میدان بودند. از ساعت 9:30 صبح روز قتل حرکت کردیم و تا ساعت 16 همان روز در حرکت بودیم. [تعداد جمعیت] در حدود بیست هزار نفر بود که از دو تکیه به هم ملحق شده بودیم».
بازجو در این هنگام از طیب دربارة سخنران مراسم عزاداریاش پرسید که او نیز به طور مختصر گفت: «شب اول محرم را روضهخوانی در تکیه دارم و از شیخ باقر نهاوندی و چند نفر دیگر مداحان دعوت نمودم. من همه شب به باقر نهاوندی گفتهام که فقط روضهخوانی کند. ولی نامبرده در این مدت چندین مرتبه از ورود جینالولو بریجیدا اظهار تنفر نموده است». مداحان تکیة انبار گندم را هم نام برد: 1ـ سیدعلی مداح 2ـ شیخ اسماعیل 3ـ گلپایگانی 4ـ آقاصالح. او در ادامه، تحریک مردم توسط شیخ باقر نهاوندی را نپذیرفت و فقط به موضوع سخنان او اشاره کرد که بیشتر در مورد ورود بریجیدا (هنرپیشة معروف ایتالیایی) به ایران بود. و وقتی بازجو دربارة اعلامیههای آیتالله خمینی پرسید، پاسخ داد که: «من اطلاعی از نظر همة میدان ندارم و به طور کلی کسبة میدان به اعلامیههای خمینی توجهی ندارند. خود من هم تمام زندگیام را در راه شاه دادم و در چند روز گذشته که اعلیحضرت همایون شاهنشاهی به شرکت واحد تشریففرما شدند، من چندین نفر از کسبة مولوی و میدان را جهت استقبال از شاه به شرکت واحد آوردم و حتی دخترم دستهگلی به شاه تقدیم داشت و چندین روز پیش به شعبان جعفری پیشنهاد نمودم که اگر احتیاجی به میوه جهت تقدیم به جمعیت دارد، من حاضرم همه گونه همکاری و مساعدت بنمایم. و من حتی اطلاع کامل دارم که علی رمضان یخی در این تظاهرات شرکت نداشته و من همچنین فدایی شاه بودم و هستم و حاضرم تمام زندگیام را بدون ترسی و هراسی از هیچ کس بیان میکنم و اصولاً از این عمل چند روز محرم نیز نفرت دارم و من بدون اطلاع از سوابق باقر نهاوندی، نامبرده را دعوت نمودیم و کلانتری محل و سازمان امنیت نیز از جریان عزاداری و سخنرانی من اطلاع دارند و من شب قبل نیز به نهاوندی تلفن کرده بودم که مطالبی علیه دولت نگوید و در تمام تظاهرات به نفع شاه شرکت داشتم و مردم را به دادن رأی مثبت به مواد ششگانة پیشنهادی شاه دعوت نمودم و تا آنجا که مقدور بوده است، خدمت کردم».[46]
± اختلاف سران جبهة ملی در زندان
جمعی از رهبران جبهة ملی که هماکنون در زندان قزلقلعه به سر میبرند، با کسب اخباری از حوادث روزهای 15 و 16 خرداد در تهران و شهرهای دیگر به گفتوشنود نشستند و ضمن تبادل نظر دربارة آن، مواضع و اقداماتی را بررسی کردند که جبهة ملی در وضعیت کنونی جامعه باید در پیش بگیرد. مهندس بازرگان، از سران نهضت آزادی ایران، که روابط بسیار نزدیکی با سران جبهة ملی دارد، پیشنهاد نمود که: «شورای عالی جبهة ملی اعلامیه صادر کند و اعمال رژیم را در کشتار مردم محکوم نماید». وی در توجیه این پیشنهاد یادآور شد که: «عدة زیادی از مردم در اعتراض به استبداد حکومت شاه کشته و مجروح شدهاند. شماری از مراجع تقلید و روحانیون دستگیر و یا تحت نظر قرار گرفتهاند. باید به این کشتار بیرحمانه اعتراض کرد. [چراکه] جبهة ملی دربرگیرندة همة طبقات جامعه است؛ استاد دانشگاه، دانشجو، روحانی، بازاری، کاسب و کارمند. همه ایرانی هستیم. باید اعتراض کنیم و صدای خود را به گوش جهانیان برسانیم و عاملین این جنایت بزرگ را معرفی کنیم». به دنبال این پیشنهاد، مقرر شد که متنی مبنی بر محکومیت رژیم کودتا در کشتار مردم در 15 خرداد نوشته، پس از امضای اعضای شورای عالی، به نام جبهة ملی، چاپ و منتشر گردد. لیکن بحث و مذاکره دربارة تهیه و تصویب آن به اختلاف نظر شدید و مشاجره کشید. از مجموع 35 تن از اعضای شورای مرکزی جبهة ملی (دوم) دوازده تن در زندان با صدور چنین اعلامیهای موافقت کردند. البته چهار تن دیگر از اعضای آن شورا در بیرون از زندان همرأی آنان بودند. اللهیار صالح، مهدی آذر، کریم سنجابی، جهانگیر حقشناس، عبدالحسین خلیلی، کاظم حسیبی و احمد زیرکزاده هفت تن دیگر از جبهه ملیها بودند که با پیشنهاد بازرگان مخالفت میکردند و بقیة اعضای شورای مرکزی هم نظر قطعی ندادند. مخالفان صدور چنین اعلامیهای در بیان دلیل کار خود گفتند: «ما در زندان هستیم، با اوضاع و شرایط آشنایی نداریم و نمیتوانیم از داخل زندان اعلامیه صادر کنیم. آییننامة زندان هم اجازة چنین کاری به ما نمیدهد». افرادی هم که از انتشار اعلامیهای در حمایت از 15 خرداد دفاع میکردند، در پاسخ به چنین توجیهات آنها اظهار نمودند که: «دولت حاکم، قانون اساسی را لگدمال کرده است، شما به آییننامة زندان چسبیدهاید؟ ما برای دفاع از آزادی و حقوق ملت قیام کردهایم، اکثریت داریم و باید وظیفة خود را انجام دهیم». در این میان، اللهیار صالح که در طرف مخالفان صدور اعلامیه قرار دارد، اظهار کرد: «باید این پیشنهاد را در هیئت اجراییه مطرح کنم و نظر آنان را هم جویا شوم». صدیقی هم که مخالف نظریات او بود پاسخ داد: «نتیجه از هماکنون روشن است، اگر از اینجا بیرون آمدیم، دیگر با شما همکاری نمیکنیم».[47]
± استعفای سرپرست اداره کل انتشارات و رادیو به فرمان شاه
امروز بنا به فرمان محمدرضا شاه، جهانگیر تفضلی از سرپرستی اداره کل انتشارات و رادیو مستعفی و معینیان (وزیر راه) با حفظ سمت، به جای وی عهدهدار سرپرستی آن اداره کل شد. معینیان در ساعت ده پیش از ظهر در انتشارات و رادیو حضور یافت و با معاونین و رؤسای ادارات آن دیدار و گفتوگو کرد. وی در این دیدار به مسئولان ادارة انتشارات و رادیو اظهار نمود که: «چون آقای تفضلی از چندی قبل به علت کسالت، تقاضای مسافرت به خارج از کشور را کرده بود، امور انتشارات و رادیو را نیز سرپرستی خواهم کرد و کارکنان انتشارات و رادیو باید مثل گذشته که با من همکاری داشتند، به کار خود ادامه دهند و برای بهبود و پیشرفت کار فعالیت بیشتری از خود نشان دهند». او در ادامه، رعایت مقررات اداری را به کارکنان رادیو گوشزد کرد و از همین امروز خواستار استقرار مجدد نظم و هیبت در اداره کل انتشارات و رادیو شد. همچنین در پاسخ به سؤالات خبرنگاران حاضر در ساختمان انتشارات و رادیو اظهار داشت که: «من همان برنامة قبلی را که سابقاً در انتشارات و رادیو داشتم، تعقیب خواهم کرد».[48]
± تبلیغ نهضت در خارج از کشور
شیخ مرتضی ناطق، شیخ محمد نصراللهی و سید علیبمان مدنی، سه تن از وعاظ خراسانی هستند که تصمیم دارند به منظور هواداری و سخنرانی در پشتیبانی از آیتالله خمینی به کویت و پاکستان سفر کنند. دو وعاظ اولی به کویت و نفر سوم به پاکستان خواهند رفت.[49]
± تقاضای آزادی آیتالله خمینی در کویت
جمعی از روحانیون ایرانی مقیم کویت پس از گفتوشنودهای مفصل به این نتیجه رسیدند که برای جلوگیری از محاکمه و اعدام احتمالی آیتالله خمینی ـ که چندی پیش نخستوزیر کشور با انجام مصاحبهای بر آن تأکید ورزید ـ از وکلای شیعة کویت بخواهند به نمایندگی از سوی شیعیان کویت و به تقاضای وعاظ ایرانی که در آن کشور اقامت دارند، از شیخ عبدالله السالم الصباح بخواهند برای آزادی آیتالله خمینی اقدامی کند. آنان بر این باورند که شیخ عبدالله در دنیای عرب از اعتباری ویژه برخوردار بوده، محمدرضا شاه پهلوی هم به وی احترامی قائل است. از اینرو پیشنهاد کردند که شیخ از شاه بخواهد از محاکمة صحرایی و اعدام احتمالی مرجع عالیقدر شیعه صرفنظر شود. لیکن نمایندگان شیعه در کویت به ایشان پاسخ دادند که چون موضوع مورد نظر آنها یک مسئلة داخلی است و مربوط به یک مرجع شیعه است، شیخ کویتی دخالت در این امر نمیکند و باید کار مؤثر دیگری انجام دهند. این گروه از روحانیون ایرانی در اقدام بعدی تصمیم گرفتند که هرکدام به صورت جداگانه به علمای مقیم نجف اشرف نامهای نوشته، از آنان بخواهند که تا دیر نشده، برای نجات آیتالله خمینی دست به کار شوند.[50]
± تذکر ساواک به نشریات خارجی چاپ ایران
سرلشکر حسن پاکروان (رئیس ساواک) ادارههای تابعة ساواک را در خارج از ایران ملزم کرد که به صاحبان و سردبیران نشریات خارجی یادآور شوند هنگام درج خبر یا مقالهای دربارة اوضاع داخلی ایران مواردی را رعایت نمایند. این دستور به وسیلة تلگرامی در اختیار نمایندگان ساواک در کشورهای خارجی قرار گرفت که از جملة آنها تلگرام رمزی است که به کلن آلمان فرستاده شد. وی در این تلگرام رمزی تأکید کرده است: «در این موقع که عناصر ارتجاعی تلاش مذبوحانه برای عقیمگذاردن برنامة اصلاحات به عمل میآورند، ضرورت دارد که مطبوعات آلمان را از جریان اوضاع کاملاً مطلع نمایند تا با تمام وسایل به افکار عمومی ارائه داده شود.
الف) عامل اصلی بلوای جاری، عدهای از آخوندها هستند به سرکردگی آیتالله خمینی.
ب) عدة معدودی از مالکین به آنها ملحق شده، کمک مالی هنگفتی به آنها مینمایند و قسمت اعظم بلواکنندگان از این پولها سهمی دریافت نمودهاند.
ج) پول هنگفتی از خارج وارد ایران شده که به احتمال قوی از ناحیة مصر است. زیرا فعلاً مبنای آن لبنان است و تصور نمیرود از جای دیگر رسیده باشد.
د) در اثر عمل واحدهای انتظامی و استقرار حکومت نظامی، بلوا تحت کنترل درآمده است. اما روز 16 خرداد بلواکنندگان طوری عمل کردند که باعث انزجار عمومی شده است و مردم استقبال عجیبی از حکومت نظامی کردهاند. این مطالب بعداً به طور مفصل برای شما نوشته خواهد شد. فعلاً سعی کنید که حقایق درست در مطبوعات منعکس گردد».[51]
± انتقال حجتالاسلام خامنهای به زندان لشکر 77 مشهد
حجتالاسلام سیدعلی خامنهای که به اتهام بیان سخنانی بر ضد حکومت در بیرجند بازداشت و در کلانتری محبوس بود، امروز به زندان لشکر 77 مشهد انتقال یافت. وی دیشب را در اتاقی که از آن به عنوان قهوهخانة کلانتری استفاده میشود، گذرانده بود. او پس از صرف صبحانه، در انتهای راهروی کلانتری ایستاده بود که با مینباشیان، فرمانده لشکر 77 مشهد، دیدار کرد. مینباشیان در ابتدا با مهربانی علت حضورش در کلانتری را پرسید. وقتی پروندة وی را بررسی کرد، لحن گفتوشنودش تغییر یافت و با کلمات خشن و پرخاشگرانه حجتالاسلام خامنهای را مورد عتاب قرار داد. او همانطور که اوراق داخل پرونده را میدید، سرش را تکان داد و زیر لب زمزمه کرد: «عجب پروندة سنگینی است!» آنگاه یکباره رو به وی با لحنی خشن گفت: «شما چه میخواهید؟ چه کار میخواهید بکنید»؟ و وقتی جوابی را که مورد نظر بود، نشنید، ادامه داد: «شوروی دین ندارد، آمریکا دین ندارد، ببین چقدر پیشرفت کردهاند! شما چه میخواهید»؟ مینباشیان که عتاب و خطابش را به پایان رساند، بیاعتنا از محل دور شد. در این فاصله یکی از افسران جلو آمد و از حجتالاسلام خامنهای خواست که از فرمانده لشکر چیزی در جهت عفو و بخشش بخواهد. اما حجتالاسلام خامنهای با اشارة سر به خواستة او جواب منفی داد. طولی نکشید که به دستور مینباشیان او را به زندان لشکر 77 مشهد انتقال دادند. ماشین حامل وی حدود 4 بعدازظهر به محل زندان رسید. حجتالاسلام خامنهای را ابتدا در اتاقکی که افسر جوان بداخلاق و ترشرویی در آن نشسته بود، زندانی کردند. همة وسایل جیبش را نیز گرفتند. عمامهاش را نیز از وی دریغ کردند. لیکن پذیرفتند که قرآن جیبیاش همراه او باشد. دقایقی بعد به راهرویی بردند که در آنجا دو سرباز با سرنیزه نگهبانی میدادند. افسر نگهبانی که حجتالاسلام خامنهای را همراهی میکرد، دستور داد سرنیزهها را کنار کنند. این راهرو به اتاقی میرسید که محل زندان او بود. اتاق بدون فرش و پتو بود. حتی جایی برای نشستن نداشت. فضای آن به علت بارش بهاری مرطوب بود. لیکن پنجرة بزرگی داشت که وی میتوانست از طریق آن محوطة بیرونی لشکر را تماشا کند. طولی نکشید که ناگهان در زندان باز شد و مأمور گروهبانی با یک سلمانی وارد اتاق شدند. گروهبان در همان لحظة ورود، حجتالاسلام خامنهای را جلوی پنجره نشاند و از سلمانی خواست که تراشیدن سر و صورت او را آغاز کند. حجتالاسلام با درک درستی از اوضاع، دریافت که جای هیچگونه مقاومتی نیست. بنابراین اجازه داد که سلمانی مأموریت خود را انجام دهد. بعد از تراشیدن سر و صورت، وی را به اتاق دیگری که نسبت به اتاق اولی بزرگتر، روشنتر و خشکتر بود، منتقل کردند.[52]
± ادامة دستگیری روحانیون
در ادامة تکاپوهای ساواک برای دستگیری مخالفان و فعالان سیاسی که در چند روز اخیر بر ضد دولت و حکومت پهلوی دست به اقدامی زدهاند، عدهای از روحانیون در آذربایجان دستگیر شدند. اسامی آنان به این ترتیب است: سیدجواد التماسی، علی دربان (موحدی)، عیسی سلیمزاده اهری، ماشاءالله شریفی، محمدحسن بکائی، محمدصادق صادقی (خلخالی)، محمدعلی شرعی، محمود وحدتنیا.[53]
± جلسة هیئت دولت
در جلسة امروز هیئت دولت که از ساعت 5 بعدازظهر به مدت سه ساعت تشکیل شد، بار دیگر موضوع اعتراضات و تظاهرات خیابانی مطرح شد. در این جلسه بیشتر اعضای هیئت دولت حضور داشتند؛ حتی آن دسته از وزرایی که همراه شاه به همدان رفته بودند، به تهران بازگشتهاند. اسدالله علم اظهار نمود: «خبر کوچکی از جریانها به آقایان بدهم. بنده میل داشتم نطق فردایم را بخوانم که تصویب بشود، اما تمام نبود. شاید لازم بشود فردا ملاحظه بفرمایید. اولاً اظهار تأسف میکنم وقتی که کار آبادی شروع میشود، سانحه شروع میشود. خوشبختانه این توطئه روشن است که چی هست و چرا هست. چه با اینکه به آقایان خیلی اعتماد دارم، بگذارند در هفتة آینده بگویم. درست یک هفته بعد از اظهار بنده، صریحاً سازمان امنیت خواهد گفت ایادی که توطئه دارند، معین میشوند و روشن میشود. مطلب سوم، آقایان لابد تأیید میکنند که این شدت لازم بود. زیرا اگر به این شدت عمل نمیشد، معلوم نبود این مملکت دست کیست. حتی آخوند. به نظر میرسد شدت، اثر خود را کرده است. ولی ممکن است باز اتفاقی بیفتد. البته اگر افتاد، آقایان باید تأیید بفرمایند به همان شدت بزنیم». سخنان علم را بهنیا پی گرفت: «در این سه، چهار روزه انصافاً این صداقتی که از مأمورین دولتی پدیدار شد، من دیدم در این دستگاهها، خواه سیلو، خواه دخانیات، خواه وزارت دارایی با تمام مشقاتی که کارمندان دارند، به قدری مردانه به خدمت خود ادامه دادند و صداقت نشان دادند که من لذت بردم. خواهشمندم در نطق خود یادآوری بفرمایید».
سخنان وزیر پست و تلگراف و تلفن اگرچه زمان بسیار کوتاهی از جلسة هیئت وزیران را گرفت، اما به موضوعی مهم از حوادث اخیر کشور اشاره داشت که به وزارتخانة تحت ریاستش مربوط بود: «در روز بحران، یک بعدازظهر، دختران هم با چادر سرکار آمدند». در ادامه وزیر مشاور (تفضلی) به تبلیغات و شایعاتی اشاره کرد که در بین مردم وجود دارد. آنگاه تأثیرات آنها را مورد توجه قرار داد و گفت: «جنگ اعصاب در تهران زیاد بوده است. خبرگزاریهای خارجی گزارشهای عجیب دادهاند. دیروز یک فرانسوی گفت دولت سه روز آینده میافتد؟ گفتم که من عضو دولتم. دولت در تمام مدت به این اندازه قوی نبوده است. مردم از موفقیت دولت در خوابانیدن شورش خیلی راضی هستند. جنگ اعصاب و شایعه خیلی زیاد است. در کارمندان مؤثر است. میخواهم که مواظبت کنند». موضوع شایعات را وزیر فرهنگ نیز مورد توجه قرار داد. او گفت: «مقداری از این شایعات مربوط به کمارزشی مردم است. امروز یکی از افسران گفت که در دانشسرای عالی مزخرف میگویند. وقتی پرسیدم، معلوم شد که هیچ خبری نیست. گفتم برو ببین کسی هست؟ گفت در خیابان هم خبری نیست. دوباره ظهر خبر گرفتم، گفتند امتحان دادند و رفتند. بعدازظهر هم همینجور. باید خود مردم هم توجه کنند». آنگاه وزیر اقتصاد، عالیخانی، دربارة حوادث اخیر سخن گفت، ضمن آن به کلی زیربنای اجتماع کشور را بههمخورده دانست. عالیخانی در این باره تصریح کرد که: «با زور میتوان مسئله را خاموش کرد، اما باید جامعه متکی به نیروهایی بشود و الا نمیتوان همیشه با سرنیزه و زور اداره کرد. بنده استدعایم این است که نباید فکر کرد مسئله تمام شده است. بهتر [است] دولت زود کمیسیونی تشکیل بدهد و آن طبقهای را که باید جامعة ایرانی روی آن بایستد، آن طبقه را تقویت کنیم و الا اگر این طور [پیش] برویم، با خطر واقعی روبهرو میشویم».[54] پس از سخنان مربوط به حوادث اخیر کشور، بررسی لوایح و پیشنهادهای ارائهشده به هیئت دولت آغاز شد که از جملة آنها آییننامة انتخابات، لایحة قانونی عمران دهات و تصویبنامة مربوط به مخارج حملونقل گندم اهدایی به شیر و خورشید سرخ است. در ادامه سیدمهدی پیراسته (وزیر کشور) که هفتة پیش به استانهای آذربایجانشرقی و غربی و کرمانشاه رفته بود، گزارشی از مسافرت خود به آن استانها را به هیئت وزیران ارائه نمود. در پایان جلسه هم گزارشی که بهنیا (وزیر دارایی) در مورد سرمایهگذاریهای مربوط به صنعت نفت در ایران قرائت کرد، بررسی شد. همچنین بعد از پایان جلسه اعلام گردید که لایحة انتخابات تا دو، سه هفتة دیگر در هیئت دولت بررسی و تصویب خواهد شد.[55]
± انتقال وزارت دربار به کاخ سعدآباد
طبق معمول سالهای گذشته و آغاز روزهای گرم تابستانی، از صبح امروز وزارت دربار و دفتر مخصوص شاهنشاهی به کاخ سعدآباد منتقل شد.[56]
± دادستان جدید دیوان کیفر
نصرالله زرافشان به سمت دادستان دیوان کیفر و بنیفضل که پیشتر سمت مزبور را بر عهده داشت، به سمت بازرسی کل کشور منصوب شد.[57]
± تشنج در جلسة پرسش و پاسخ سفیر ایران در ایتالیا با دانشجویان
طبق برنامة از قبل تعیین شده، گروه زیادی از دانشجویان با سؤالات مشخصشده در سفارتخانة ایران در ایتالیا گرد هم آمدند تا سفیر کشورشان در رم، مطابق وعدهای که دو روز پیش به آنها داده بود، به سؤالاتشان پاسخ گوید. لحظاتی بعد، حسن ارسنجانی (سفیر کبیر ایران در ایتالیا) وارد جلسه شد و پس از صحبتهای اولیه، سؤال و جوابها آغاز شد. در ابتدا ارسنجانی سؤالات را به صورت گزینشی و با متنی که خود میخواست، مطرح ساخته، در ادامه پاسخهایی را ارائه میداد. این رویه او اعتراض یکی از دانشجویان را برانگیخت و نسبت به شیوة طرح سؤالات و پاسخگویی به آنها معترض شد. این دانشجو از ارسنجانی خواست که سؤالات را همانگونه که نوشته شدهاند، بخواند و به طور مشخص پاسخ بدهد. سفیر کبیر ایران در رم ناراحت شده، رو به او گفت که: «لازم نیست به او بگویند چه کار بکند». اما دانشجوی ایرانی سماجت به خرج داد و همچنان پافشاری کرد که سفیر کبیر باید به سؤالات به روشنی جواب بگوید. این رفتار او باعث شد که به دستور ارسنجانی، دانشجوی معترض از سالن مذاکره اخراج گردد. در این موقع همة دانشجویان نسبت به این رفتار سفیر کبیر و دیگر همکاران وی اعتراض کردند و به نشانة اعتراض، همگی از جا برخاستند و قطعنامهای را قرائت کردند و سفارتخانه را ترک گفتند.[58]
± درخواست کمیتة جبهة ملی از دانشجویان
کمیتة جبهة ملی دانشگاه تهران از تمامی دانشجویان وابسته به خود خواست که در کلاسهای درس حاضر نشده، دانشگاه را تعطیل کنند. این کمیته در ادامه آنان را از برپایی هرگونه اجتماع و تظاهرات نیز برحذر کرد.[59]
± عدم حضور جبهة ملی در تظاهرات پانزده خرداد
چند تن از وابستگان به جبهة ملی اعلام کردند که در جریانات روز 15 خرداد ماه جاری در تهران، اصولاً جبهة ملی و افراد آن شرکت نداشتند. مجید گودرزیپور، علی بهبهانی، نیکگو، هاشمی و مصطفی رضایی اشخاصی هستند که مأمور ساواک در گزارشی علاوه بر نامشان، آورده است که آنان مدعیاند اگر در آن حوادث شرکت داشتند، از طریق دولت، فعالیتشان غیرقانونی اعلام و سران و افراد جبهه هم طبق مادة 5 حکومت نظامی توقیف میشدند. در بخشی از گزارشی که مأمور ساواک در این باره تهیه کرده، آمده است: «افراد کمیتة بازار استان تهران در بستن مغازههای بازار و خیابانها در روز 15 خرداد سهم بسزایی داشتند؛ اما حال که متوجه شکست خود شدهاند، عدم مداخله در حوادث آن روز را اعلام کرده، اظهار میدارند که این برنامههای اصلاحی هدف جبهة ملی هم بوده و هرگاه جبهة ملی زمامدار باشد و حکومت را در دست بگیرد، این برنامهها را به مرحلة اجرا در خواهد آورد. علت سکوت جبهة ملی در حوادث اخیر هم ناتوانیاش در برابر مخالفین بوده است. باوجود این، افراد جبهة ملی از هماکنون طبق نقشة زیرزمینی مشغول تهیة برنامههای اجرایی هستند که در آیندة نزدیک سکوت خود را خواهند شکست و سران جبهه نیز مسلماً سکوت اختیار نخواهند کرد.[60]
± اسامی زندانیان منتسب به جبهة ملی
مأمور ساواک بعد از بررسی مجدد پروندههای زندانیان منتسب به جبهة ملی که در روزهای اخیر دستگیر شدهاند، اعلام نمود که نامبردگان زیر در شمار زندانیان منتسب به آن جبهه هستند. وی در شرح فعالیتهای افراد یادشده، افزود که آنان عموماً کاسب، کارگر و کارمند دولت بوده، سابقة قبلی ندارند و فعالیتشان کمتر از بقیة افراد دستگیرشده است که تا این تاریخ از زندان آزاد شده یا در حال بازداشت به سر میبرند. مأموری که پروندة افراد زیر را بررسی کرده، یادآور شده است که: «در صورت استقرار ارادة عالی، چنانچه اجازه فرمایند نسبت به ترخیص آنان با تبدیل قرار، اقدام شایسته به عمل آید». اسامی افراد مذکور به ترتیب زیر است: منوچهر افشار، عینالله حسینی، غلامرضا رضازاده بقایی، فؤاد شرقشناس، موسی شیخزادگان، حسنعلی پیروی، ناصر کمیلیان، احمد زند.[61]
± تظاهرات طلاب در نجف
طلاب و دانشجویان علوم دینی در نجف اشرف علیه روش حکومتداری در ایران، دست به تظاهرات زده، دولت ایران را تهدید کردند که اگر تمام بازداشت روزهای اخیر آزاد نشوند، تظاهراتشان را تجدید خواهند کرد.[62]
± مأمور ویژة ساواک در زنجان
ساواک تبریز با ارسال تلگرامی به تهران یادآور شد که برخلاف آنکه شهرستان زنجان جزو منطقة استحفاظی آن ساواک است؛ اما در آنجا شعبه یا پاسگاهی ندارد. بنابراین از ساواک متبوع خود خواست یک نفر مأمور به زنجان اعزام گردد تا چگونگی اوضاع آن شهر را بررسی و گزارش کند. مهرداد (رئیس ساواک تبریز) در ادامه پیشنهاد کرد که تا زمان تشکیل ساواک زنجان بهتر است ساواک قزوین به سبب نزدیکی، بدانجا رسیدگی نماید. ساعاتی بعد از این تلگرام، برحسب دستور رئیس ساواک، میرهادی محمدی به عنوان مأمور ویژة ساواک عازم زنجان شد تا در مورد اظهاراتی که در جریان حوادث مربوط به 15 خرداد، حجتالاسلام عزالدین حسینیموسوی (امام جمعه زنجان) بیان نموده، تحقیقات لازم را انجام دهد. او از همان لحظة ورود، ضمن برقراری تماس با طبقات مختلف مردم، مشغول انجام مأموریت محولهاش گردید.
بر پایة آگاهیهایی که وی به دست آورده، حجتالاسلام عزالدین حسینی موسوی با شروع ماه محرم و مراسم عزاداری، در مسجد سلطانی زنجان به منبر رفته، در مورد اقدامات اصلاحات محمدرضا پهلوی و برنامههای دولت اسدالله علم به سخنرانی پرداخته است.
میرهادی محمدی (مأمور اعزامی ساواک به زنجان) همچنین تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که وی مطالب را تا روز 15 خرداد در مسجد یادشده به زبان آورده است. لیکن وقتی اخبار مربوط به تهران در زنجان پخش شد و مردم از آنچه در آن روز در تهران روی داده، خبردار شدند، امام جمعة زنجان نیز توسط ادارة شهربانی از رفتن به منبر و ایراد سخن ممنوع شد و در منزل خود تحت مراقبت مأموران شهربانی قرار گرفت. با وجود این چون بیم آن میرفت که این وضعیت، شهر را به تشنج بکشاند و اعتراضات خیابانی را در پی داشته باشد، نامبرده در ساعت 2 بعدازظهر امروز بازداشت و با مراقبت چند مأمور شهربانی به مرکز شهربانی کل کشور در تهران اعزام گردید.[63]
± ادامة تحصن در نجفآباد و اصفهان
ساواک اصفهان با ارسال گزارشی خبر داد که اجتماع روحانیون و عدهای از مردم در مسجد جامع نجفآباد همچنان ادامه دارد. افزون بر این، بازار آن شهر تعطیل است. هر چند تعدادی از دکانهای موجود در خیابانها باز بوده، مغازهداران به کار خود مشغولاند. این وضعیت در اصفهان نیز کموبیش حکمفرماست. با این توضیح که بازار اصفهان تعطیل بوده، بیشتر مغازههای خیابانهای مرکزی شهر بسته است و عدهای هم در تلاشند که درِ مغازههای باز هم بسته شود. با وجود این چند کامیون نظامی پر از سرباز، پیوسته در خیابانهای اصفهان در حال ترددند.[64]
± کشته شدن سردستة عشایر بویراحمد
نیمهشب، عبدالله ضرغامپور که سردسته اقدامات عشایر بویراحمد را بر عهده داشت و بر ضد دولت در صفحات جنوب با قوای نظامی در جنگ و گریز بود، کشته شد.[65]
سرتیپ علی نادور (فرمانده پادگان بهبهان) بلافاصله پس از دریافت خبر، در نخستین ساعات بامداد امروز، برای سپهبد بهرام آریانا (فرمانده عملیات نظامی جنوب و فرمانده لشکر 9 خوزستان) گزارش داد که عبدالله خان ضرغامپور کشته شده است.[66] آریانا هم در حدود ساعت 10 صبح، در تلگرامی «خیلی خیلی فوری» افزون بر اظهار خوشحالی از شنیدن خبر کشته شدن ضرغامپور، به نادور نوشت که: «فوراً به هر قیمتی هست نعش را پیدا کرده و از آن چند قطعه عکس روشن برداشته و در بهبهان به دار آویخته و پس از عکسبرداری، برابر تشریفات قانونی به خاک بسپارند و نتیجه را فوراً گزارش دهد».[67]
± دیدار علمای مشهد با استاندار خراسان
آیات عظام حاجمیرزا احمد کفایی و فقیه سبزواری، با وجود آنکه از لحاظ مشرب فکری با هم اختلافاتی داشتند و عمدتاً از دخالت در امور سیاسی خودداری مینمودند، به منظور آزادی روحانیونی که بازداشت شدهاند، به باغ ملکآباد رفتند و با عزیزی، استاندار خراسان، دیدار و گفتوشنود کردند.[68]
± ملاقات استاندار آذربایجان شرقی با روحانیون
بعدازظهر امروز دهقان (استاندار آذربایجان شرقی) که به تازگی از سفر تهران بازگشته، با چند تن از روحانیون صاحبنفوذ تبریز دیدار و گفتوشنود کرد. اسامی روحانیونی که در استانداری حضور داشتند به ترتیب زیر است: حجج اسلام اهری، انگجی، مجتهدی سرابی، ایروانی، قاضی، دینهوری، دروازهیی، شربیانی، غروی، گوکانی، شکوری و انزابی.[69]
± کمک تجار به آسیبدیدگان قیام
در طول دو، سه روز گذشته، بازرگانان و تجار بازار تهران به بیمارستان بازرگانان تهران (بیمارستان آزادی کنونی) مراجعه کرده، به افرادی که در جریان وقایع 15 و 16 خرداد زخمی و در بیمارستان یاد شده بستری شدهاند، کمک کردند. کمکهای آنان شامل اهدای خون و مبالغی پول نقد است. امروز هم چند نفر از تجار بازار در بیمارستان بازرگانان حاضر شدند و به مجروحان بستری در آن کمک نقدی کردند.[70]
± گزارش روزنامة کیهان از شهدا و زخمیهای شیراز
خبرنگار روزنامة کیهان از شیراز گزارش داد که هنوز تعداد قطعی کشته تظاهرات اخیر شیراز اعلام نشده است. اما پنج نفر از افرادی که کشته شدهاند، شناسایی شدهاند که چهار نفرشان محصل بوده، بین چهارده تا شانزده سال سن دارند. یک نفر هم نوزده ساله است که به کفاشی مشغول بود. خبرنگار یادشده در ادامه، با اشاره به اینکه فرمانداری نظامی شیراز همچنان افرادی را تعقیب میکند، افزود که 37 نفر از زخمیشدگان جراحات خطرناکی دارند که فعلاً در بیمارستانها بستریاند. محاصرة ساختمانهای استانداری فارس و ادارات دولتی توسط قوای انتظامی و مراقبت ویژه توسط آنها، تعطیلی کلیة مجالس روضهخوانی و عزاداری و بسته بودن مغازهها و بازار شیراز از دیگر مواردی است که خبرنگار کیهان به بخش پایانی گزارش خود اضافه کرده است.[71]
± دستگیری دو نفر از روحانیون فعال
محمد حاجیسلطانی و سیدعلی هاشمی از جمله روحانیانی هستند که در انتشار اخبار مربوط به وقایع تهران نقش فعالی از خود نشان دادهاند. آن دو سوار قطار تهران ـ مشهد شدند تا جریان آنچه را که در تهران روی داده، به اطلاع مردم خراسان برسانند. در داخل قطار هر جا که فرصتی را به دست میآوردند، با مسافرین به صحبت پرداخته، علیه اقدامات دولت و در پشتیبانی از آیتالله خمینی تبلیغ میکردند. با وجود این، فعالیتهای آنها را مأموران مخفی ساواک زیر نظر داشتند که به همین سبب نامبردة اولی در سمنان از قطار پیاده شد، توسط مأمور ساواک به شهربانی منتقل گردید. در آنجا بازرسی بدنی شد که از ساک دستیاش چند جلد دفترچه، برگة اعلامیة آیتالله خمینی و اوراقی دیگر که شامل سخنرانیهایی دربارة مخالفت با حقوق اجتماعی و آزادی زنان و سینماها و تسلط بیگانگان بر کشورهای اسلامی، نحوة دفاع ملت مسلمان و موضوعات دیگر به دست آمد. حجتالاسلام حاجیسلطانی در بازجویی اظهار نمود که مقلد آقای خمینی است. حجتالاسلام هاشمی نیز در داخل قطار، عبا و عمامهاش را کنار گذاشته، توانست از دید مأموران ساواک پنهان شده، مسافرت به مشهد را ادامه دهد. اما در ایستگاه آشور (163 کیلومتری شاهرود ـ سبزوار) به دستور مأمور ساواک و با اقدام پلیس راهآهن دستگیر، و در همان ایستگاه بازداشت گردید.[72]
± بازگشایی مسجد گوهرشاد
درهای مسجد گوهرشاد مشهد که سه روز پیش به دنبال تظاهرات و درگیریها بسته شده بود، امروز بازگشایی و رفتوآمد مردم به مسجد از سر گرفته شد. همچنین پس از چند روز تعطیلی، امروز نماز جماعت در مسجد مزبور برپا شد و از دوازده امام جماعت، شش نفرشان برای اقامة نماز جماعت در آن مسجد حضور یافته، نماز جماعت را برپا کردند.[73] در سوی دیگر، بیش از 90 درصد از مغازهها و حجرههای بازار مشهد گشوده شد که این امر نشان از حاکمیت نسبی نظم و آرامش بر بازار دارد. با وجود این، نیروهای انتظامی برحسب طرحهای استحفاظی، در حال آمادگی کامل به سر میبرند.[74]
± بهرهبرداری تبلیغاتی از مقالات نشریات خارجی
نمایندگی ساواک در کلن آلمان در تلگرامی به سازمان متبوع خود در تهران با اشاره به چاپ مقالاتی در روزنامة NZZ Neue Zuricher Zeitung)) زوریخ و روزنامة آلمانی فرانکفورتر آلگماینه دربارة ایران نوشت که مقالههای مزبور، اساسی و بسیار جالب و مفیدند. سپس پیشنهاد کرد: «با وضعی که پیش آمده تصور میشود باید از این موقعیت حداکثر استفاده از نظر تبلیغاتی نمود». در ادامه اخباری را که از رادیو و شبکههای تلویزیونی آلمان دربارة وقایع داخلی ایران پخش میشود، به یاد آورد و آنها را غیرواقع دانست که حوادث را بزرگ جلوه میکنند. نمایندة ساواک در کلن، گزارش خود را چنین به پایان رسانده است که: «ولی خوشبختانه چون همه در این جریانات فقط مرتجعین و مخالفین اصلاحات را مسبب این عملیات مذبوحانه میدانند، نباید این موقعیت حساس را از دست داد. در اینجا آنچه میسر باشد، از طرف تمام مأمورین سفارت اقدام خواهد شد».[75]
± فعالیت دوباره مطبوعات برای حمایت از شاه
روزنامههای وابسته به حاکمیت با انتشار اخبار و گزارشهایی متعدد، دور تازهای از فعالیتهای خود را برای نشان دادن حمایت مردمی از برنامههای محمدرضا شاه آغاز کردند. به طوری که پیشگامی روزنامههای کثیرالانتشار پایتخت در بازتاب این نوع از حمایتها چشمگیر است. روزنامة اطلاعات در این باره نوشته است: «در 24 ساعت گذشته، سیل تلگرام از طرف طبقات مختلف مردم در تهران و شهرستانها به پیشگاه شاهنشاه، به نخستوزیری و روزنامهها سرازیر بود. در این تلگرامها نمایندگان مردم تهران و شهرستانها ضمن پشتیبانی کامل از لوایح ششگانة شاهنشاه و الغای رژیم ارباب و رعیتی، از حوادث اخیر تهران اظهار تنفر و انزجار نموده، یکبار دیگر پشتیبانی خود را از انقلاب مقدس شاه و ملت ابراز داشتند». در ادامه هم از اعضای هیئت مدیرة اتحادیة شرکتهای تعاونی روستایی گیلان یاد کرده است که به نمایندگی از طرف 13.520 نفر دهقان عضو آن شرکت، انزجار خود را از تظاهرات تهران ابراز و پشتیبانیشان را از لوایح ششگانه اعلام نمودهاند.[76]
± پشتیبانی فروشندگان جراید از شاه
از جمله تلگرامهای جالب توجهی که روزنامة اطلاعات در شمارة امروز خود منتشر کرد، تلگرامی است که از سوی فروشندگان جراید به پیشگاه شاهنشاه مخابره شده است. در این تلگرام فروشندگان جراید با اشاره به رأی مثبتشان به «اصول مقدس و انقلابی ششگانه» در روز 6 بهمن سال گذشته، اعلام کردهاند که: «تا آخرین قطرة خون خود پشتیبان بیدریغ اجرای آن اصول مقدس هستند».[77]
± حوادث روزهای اخیر از نگاه منابع خارجی
روزنامه کیهان در اقدامی جالب توجه چگونگی بازتاب حوادث روزهای اخیر در خبرگزاریها و نشریات خارجی را بازتاب داده است. این شیوه اگرچه رویّهای معمول در عالم مطبوعاتی به شمار میرود؛ اما به نظر میرسد تأکید و پرداختن مجدد نشریة کیهان به اخباری که پیشتر از سوی منابع و نشریات داخلی و خارجی مرتب به اطلاع عموم رسیده، به نوعی بیانگر این نکته است که هدف و انگیزة اصلی این نشریه از چنین اقدامی، نشان دادن نگاه ناخوشایند مطبوعات و خبرگزاریهای خارجی به وقایع داخلی ایران است که عمدتاً در تقبیح آن، مقالات و مطالبی را منتشر ساختهاند. کیهان با اختصاص چند ستون کامل به این بخش، سعی کرده دیدگاه رسانههای گروهی جهان، مانند رادیو مسکو، رادیو لندن، روزنامة ایزوستیا (ارگان رسمی دولت شوروی)، خبرگزاریهای آسوشیتدپرس، فرانسه و آلمان را دربارة حوادث چند روز اخیر داخلی ایران منعکس کند و به اطلاع خوانندگانش برساند که چنین تحرکاتی از نگاه منابع خارجی ناگوار و غیرمتمدن محسوب میگردد.[78]
± حوادث اخیر تهران در تلویزیون فرانسه
تلویزیون فرانسه در برنامهای به رویدادها و ناآرامیهای داخلی ایران در چند روز گذشته پرداخت و شرحی در مورد حوادث اخیر تهران پخش کرد. لیکن به گزارش نمایندة ساواک در آن کشور، دانشجویان ایرانی مقیم شهر تور فرانسه، گفتههای تلویزیون فرانسه را برای فرانسویان به نحوی دیگر شرح داده، اظهار میدارند که مردم تهران علیه شاه قیام کرده، مسئلة بیحجابی زنان را بهانه قرار دادهاند. آنان در توضیح گفتههای خود و توجیه ساکنان تور تأکید میکنند که حقیقت امر، انقلاب مردم بر ضد حکومت پهلوی است. حتی در نظر داشتند که مطالب و گفتههای خود را در روزنامة محلی چاپ و منتشر کنند که به سفارش یکی از دانشجویان، فعلاً از این کار منصرف شدهاند.[79]
± شایعات مختلف
بین مردم شایع است که حسین رمضانیخی و هفت کچلان معروف، فردا بار دیگر دسته راه میاندازند و به زدوخورد میپردازند. عدة زیادی از مردم هم میگویند که این نوع تحریکات را ساواک به راه میاندازد. برخی دیگر معتقدند که مردم دست به این کارها میزنند تا شخصیت شاه را لکهدار کنند و او را در مقابل و مخالف مذهب نشان دهند.[80] افزون بر این، سکوت رادیو و پخش نشدن برخی برنامهها از آن، بین مردم شایعهای را دامن زده که مخالفان دولت، ادارة انتشارات و رادیو را به تصرف خود درآوردهاند. از اینرو عوامل حکومتی معتقدند چنانچه رادیو پخش برنامههایش را از سر بگیرد و تلگرامهایی مبنی بر پشتیبانی طبقات مختلف مردم از دولت یا برنامههای موسیقی پخش کند، اینگونه شایعات نیز از بین خواهد رفت.[81] افزون بر این شایع است که سفارتخانههای ایران را در کشورهای اسلامی آتش زدهاند و مسلمین کشورهای اسلامی به طرف ایران حرکت کردهاند و در بعضی از مرزها مواجه با مقاومت مرزداران شدهاند. کشتهشدن پسر آیتالله خمینی از دیگر موضوعاتی است که به صورت شایعه، دهن به دهن بین مردم جریان دارد. در این باره برخی میگویند وی به دست طرفداران خود کشته شده تا بگویند دولتیها او را کشتهاند و از همین موضوع استفادة تبلیغاتی بنمایند و تظاهرات را دامن بزنند.[82]
از دیگر موضوعاتی که دهن به دهن بین مردم میچرخد، آمدن طرفداران شهرستانی آیتالله خمینی به تهران است که بر اساس آن گفته میشود میخواهند تظاهراتی را در پایتخت به راه اندازند. در سوی دیگر شایع شده است که عدهای از پیراهنسیاهان و بازاریها قصد دارند به سفارتخانة آمریکا در تهران رفته، به عنوان دادخواهی در آنجا بست بنشینند. همچنین در محافل خبری تهران شایع شده است مخالفان دولت و افراد انقلابی به دولت وقت دادهاند اگر آیتالله خمینی ظرف 48 ساعت آینده آزاد نشود، به منازل و مؤسسات بهاییان حمله کرده، آنها را به آتش خواهند کشید. حمله به سینماها و مشروبفروشیها و کافه رستورانهایی که مشروبات الکلی میفروشند، از دیگر مواردی است که به گفتة مردم، مخالفان در اولتیماتوم خود به دولت، بدان اشاره کردهاند.[83]
± ادعای توزیع اسلحه بین زاغهنشینهای جنوب تهران
یکی از مخالفان دولت به نام جاراللهی که در چند روز اخیر از آیتالله خمینی نیز طرفداری مینمود، اظهار داشت که در زاغههای جنوب شهر و منطقة دروازه قزوین تهران، بین مردم اسلحه توزیع شده که علیه دولت دست به قیام بزنند. او که کارمند بازنشستة وزارت فرهنگ است و در خیابان شهناز ساکن بوده، از امروز برای انجام اقداماتی، محل خود را ترک کرده است.[84] این اطلاعات را یکی از مأموران ساواک گزارش کرد که به طور ناشناس از سوی سازمان متبوع خود موظف شده است اخبار مربوط به حوادث اخیر شهر را تهیه و گزارش کند.
± گزارش ساواک از اعضای هیئت قائمیه
عصر امروز دو تن از اعضای هیئت قائمیه در یکی از کوچههای خیابان خراسان تهران با هم دربارة حوادث اخیر کشور و راه و روشهای مبارزه با اقدامات دولت گفتوگو میکردند که صحبتهای آنها، موضوع گزارش یکی از مأموران ساواک را به خود اختصاص داد. مأمور ساواک نام یکی از آنها را اولیایی ذکر کرده است که در خیابان قرایی، نزدیک ایستگاه زیبا، مغازه الکتریکی دارد و نام فرد دیگر را هم جواد درچه آورده است که برای هم میگفتند: «چند نفر از اعضای هیئت ما (قائمیه) مسلح شدهاند و در موقع مناسب انتقام شهدای حوادث اخیر را خواهیم گرفت». آن دو با تأکید بر اینکه چون فعلاً قوای انتظامی هشیار شدهاند و به اوضاع تسلط پیدا کردهاند، گفتند: «دست به اقدام جدی نمیزنیم. اما در هر صورت کارهای مهمتری در پیش داریم». به گزارش مأمور ساواک، دو عضو هیئت قائمیه در ادامه مدعی شدند که افراد و اعضای هیئت، فرمول ساخت بطریهای آتشزا را فراگرفته، در موقع لزوم از آنها استفاده خواهند کرد. نامبردگان از مراکزی که برای آتشسوزی و انفجار در نظر گرفتهاند، به شرح زیر اسم بردند: پمپهای بنزین، مراکز دولتی، پل ورسک، خطوط راهآهن و در صورت لزوم پالایشگاه آبادان. مأمور ساواک در بخش دیگری از گزارش خود، موضوعی را پیش کشید که به مسلح شدن مخالفان دولت ارتباط داشت. او افزود که شخصی در جریان درگیریها توانسته است اسلحة کمری یکی از پاسبانهای شهربانی را به دست آورد. مأمور ساواک نام این شخص را نمیدانست اما به منبع خبر خود با نام هاشمی و دوست شخص مزبور اشاره کرد که عضو جبهة ملی است و در بازار تهران هم مغازة خرازیفروشی دارد.[85]
± سخنان چند واعظ علیه آیتالله خمینی
مأموران ساواک ادعا میکنند که چند نفر از وعاظ، شدیداً از آیتالله خمینی بدگویی میکنند و نسبت به وی فحاشی مینمایند. آنها میگویند که: «این ناسید باعث شد که صاحبان جلسات روضهخوانی با این پیشامدی که کرده، حق منبر ما را نپردازند و اگر اقدامات حاد این سید نبود، دولت حکومت نظامی اعلام نمیکرد و ما به منبرهای خود ادامه داده، هزینة سالیانة خود را تأمین میکردیم».[86]
± جلوگیری از برگزاری مجلس ختم در کرمان
چند تن از علما و وعاظ و بازاریان کرمانی در منزل آیتالله صالحی گرد هم آمده، تصمیم گرفتند برای افرادی که در جریان حوادث روزهای گذشته در تهران و شهرهای دیگر کشته شدهاند، فردا (19 خرداد 1342) علاوه بر تعطیلی بازار، مجلس ختمی در مسجد جامع کرمان برپا دارند. لیکن با تماسها و مذاکراتی که استاندار کرمان و فرمانده تیپ با آنان انجام داد، از تصمیم خود منصرف شدند.[87]
± سخنان نخستوزیر در مراسم تودیع دانشجویان
اسدالله علم امروز در سازمان رهبری جوانان حاضر شد و در مجلس تودیع بیست تن از دانشجویانی که با استفاده از بورسهای تحصیلی راهی آمریکا میشوند، شرکت کرد. نخستوزیر پس از ابراز تشکر از دستاندرکاران و مسئولان امر، نشان داد که همچنان حوادث اخیر کشور بخشی از نگرانیهای او و دولتش را به خود مشغول ساخته است: «این جریان دو روز گذشته با نهایت تأسف اتفاق افتاد. چنانچه دیدید مظاهر وحشیگری در نهایت کراهت منظر خودنمایی کرد و متأسفانه معلوم شد که یک دستهایی که قاعدتاً ما آنها را میشناختیم و باید در راه معنویت، در راه پیشرفت مردم کار بکنند، متأسفانه در اثر دریافت پول باعث ناراحتی مردم شدند و اگر احیاناً به موقع این توطئه کشف نمیشد، چه بسا ناراحتیهای بزرگتری برای مملکت میشد. این بساط را برای همیشه موقوف میکنیم». علم ضمن اظهار تأسف مکرر از وقایع پیشآمده، بدون اشاره به طبقه یا گروهی خاص از جامعه، سربسته ادامه داد: «چطور ممکن است تصور کرد که یک عده مردم محروم تا ابد محکوم باشند از طرف یک عدة مخصوصی استثمار بشوند که آن عدة مخصوص سوروسات و ترتیبات زندگی یک عده طفیلی را بدهند. این دیگر قابل قبول نیست و این انقلاب اجتماعی بزرگی که شاهنشاه ما به ملت پیشنهاد کردند و مورد تصویب اکثریت قریب به اتفاق مردم قرار گرفت، محال است بگذاریم، محال است ملت ایران بگذارد که ملعبة دست یک عدة معدود نفعطلب قرار بگیرد. بنابراین دولت آنچه انجام داد مایة سرافرازی اوست و مسلماً در راه پایهگذاری انقلاب بزرگ ملت ایران است و مسلماً امکان ندارد که هیچ نوع اقدامی و تحریکی جلوی این انقلاب عظیم ملت را بگیرد».[88]
± دستگیری دو آبادانی
مأموران شهربانی آبادان دو نفر را که اعلامیة آیتالله خمینی را تکثیر و در شهر بین مردم توزیع میکردند، دستگیر کردند. نام دستگیرشدگان عبارت است از: مسعود راجی، دانشجوی دانشکدة نفت آبادان و عباس عطیه که در بازار به دستفروشی اشتغال دارد. هر دو نفر یاد شده به همراه پرونده، به ساواک تحویل داده شدند.[89]
± عکس آیتالله خمینی در ویترین مغازهها
به گزارش ساواک در مغازة الکتریکی گلزار که در ابتدای خیابان شاهآباد (از سمت خیابان بهارستان) واقع است، دو عکس بزرگی از آیتالله خمینی نصب است که با توجه به وقایع اخیر، نصب چنان عکسی در محل، نگاه عموم عابرین را به خود جلب میکند. افزون بر این، از امروز عدهای از مغازهداران خیابان تهراننو عکسی از آیتالله خمینی را بار دیگر پشت ویترین مغازة خود گذاشتند.[90]
± دیدگاه عامه مردم درباره وقایع اخیر
یکی از مأموران ساواک گزارش داد که عصر امروز به اتفاق خانم و فرزندم به منظور مراجعه به پزشک به مقصد چهارراه عزیزخان در سهراه زندان سوار تاکسی شدیم. رانندة تاکسی ابتدا اشاره به وقایع اخیر نموده، اظهار داشت که سازمان امنیت به جای امنیت شهر، عدهای از عمال خود را مأمور خرابکاری قسمتی از شهر نموده و گناه آن را به گردن مردم افکنده. گذشته از این، اگر مردم هم خود چنین کاری کرده باشند، گذشته از اینکه باید برای به دست آوردن حق خود مبارزه کنند، باز هم تقصیر دستگاههای دولتی است که مردم را از بیکاری نجات نمیدهد و به کار نمیگذارد. او در این گزارش به گفتههای خود اشاره کرده است که: «در این موقع که اصلاحات ارضی در پیش است، شایسته نبود مردم این گونه وحشیگری کرده، حتی گلخانهها را خراب کنند و قرآن را آتش بزنند». در جواب گفتههای این مأمور ساواک، رانندة تاکسی هم گفته بود: «تمام این وقایع را شاه به راه انداخته برای اینکه املاکی که پدرش از روزی که با زور از مردم گرفت، امروز پول کند و به خارج بفرستد و مبادرت به اینگونه سیاهبندیها نموده. مردم که دیگر اغفال نمیشوند. برای اینکه مردم را سردرگم و گیج کند، این آشوبها را به دستور شاه (با لحن زننده) به راه میاندازند و تاکنون بیش از بیست هزار نفر مردم بیگناه تهران، قم، ورامین، شیراز و مشهد کشته شده است».[91]
± گزارش ساواک دربارة فعالیت ناصر جگرکی
یکی از مأموران ساواک پس از تجسس دربارة فعالیتهای ناصر جگرکی، گزارش داد که وی با شروع ماه محرم، در چهارراه مولوی تکیهای برپا و عدهای از ملاکین را در تکیة خود جمع کرده است. همچنین شب پانزدهم خرداد به افرادی که در تکیة او حاضر میشدند، نفری سه کیلو برنج و یک کیلو روغن حواله میداد که از شخصی به نام موسوی گندمفروش (ساکن چهارراه مولوی) دریافت کنند.[92]
± همدردی روزنامة انگلیسی با شاه
روزنامة مستقل اسکاتسمن، چاپ انگلستان با انتشار سرمقالهای، رویدادهای اخیر ایران را تشریح کرد و نسبت به موقعیت کنونی محمدرضا شاه همدردی نشان داد. دلیل چنین ابراز همدردی را هم در مشوش بودن وضعیت پیشرفت در ایران و تعارض برنامههای مورد نظر شاه با سنتها و خواستههای گروههای چپی افراطی دانست. در تبیین این موضوع نوشت که شاه باید راههایی را برای پیشرفت مملکت پیدا کند که از یکسو احساسات عمومی را برانگیزد و از سوی دیگر در معرض حملات چپیهای افراطی قرار نگیرد. به باور روزنامة اسکاتسمن این قضیه به رویة جبهة ملی و دانشجویان بستگی دارد که پیشتر با اصلاحات ارضی مخالف بودند ولی با آرای مردم در رفراندوم ششم بهمن سال گذشته، مخالفت آنها بیمعنا جلوهگر شد.[93]
± ادعای روزنامة کیهان انگلیسی درباره حوادث اخیر
روزنامة کیهان انگلیسی در شمارة امروز خود ضمن انتشار مطالبی دربارة تظاهرات و ناآرامیهای چند روز گذشتة کشور، عکسی منتشر کرد که متعلق به یک ایرانی غیرمسلمان به نام روبرد ولد است. او در این عکس موهایش را تراشیده و تهریشی دارد که با یک پیراهن سیاه در حالی که عکس آیتالله خمینی را در دست گرفته، به جمع تظاهرکنندگان پیوسته است. کیهان انگلیسی در توضیح فعالیت دارندة عکس نوشته است که وی در تحریک مردم نقشی عمده داشت. به همین سبب نیز توسط مأموران انتظامی دستگیر شده است. این روزنامه با دستاویز قرار دادن شرکت فعال وی در تظاهرات، افزوده است: «اولیای امور میگویند که همین مطلب به خوبی نشان میدهد که این دمونستراسیون به هیچوجه جنبة تظاهرات مذهبی نداشته و منظور همان تظاهرات سیاسی بوده است».[94]
± موافقتنامة بازرگانی میان ایران و لهستان
موافقتنامة بازرگانی ایران و لهستان در 9 ماده از سوی نمایندگان دو کشور در ورشو (پایتخت لهستان) به امضا رسید. به موجب این قرارداد، لهستان به ایران ماشینآلات صنعتی صادر، و در عوض پنبه، مواد معدنی غیرآهنی، پوست و خشکبار از ایران وارد خواهد کرد. امضای قرارداد یاد شده را از سوی ایران، مولوی و از طرف دولت لهستان زیوبینسکی (معاون وزارت بازرگانی خارجی) بر عهده داشتند.[95]
پینوشتها:
[1]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص211.
[2]. همان؛ همان
[3]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص210.
[4]. اسناد انقلاب اسلامی، ج2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1369 تا 1374، ص86 و 87.
[5]. خاطرات 15 خرداد، دفتر 5، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، 1374 تا 1378، ص308 و 309.
[6]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص131.
[7]. خاطرات 15 خرداد، دفتر 8، همان، ص109 و110.
[8]. دوانی، علی، ج4، همان، ص130 تا 132.
[9]. خاطرات 15 خرداد، دفتر 8، همان، ص110.
[10]. همان، دفتر 1، ص113 و 114 و 128.
[11]. اسناد انقلاب اسلامی، ج4، همان، ص86 تا 89؛ دوانی، علی، ج4، همان، ص127 تا 130.
[12]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص86.
[13]. همان، ج8، ص72.
[14]. همان، ص70 و 71.
[15]. همان، ج3، ص62.
[16]. همان، ج8، ص55.
[17]. همان، ص63.
[18]. همان، ص58.
[19]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص42.
[20]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص88؛ همان، ج7، ص 447.
[21]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه اطلاعات، شماره 11109، 18 خرداد 1342، ص1 و 13.
[22]. همان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 9 و 10؛ روزنامه پست تهران، شماره 2912، 18 خرداد 1342، ص1 و 7.
[23]. پهلوی، محمدرضا، مجموعه تألیفات، نطقها، پیامها، مصاحبه ها و بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران، ج 4، کتابخانه پهلوی، بیتا، ص3231 تا 3236.
[24]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 9؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1843، 19 خرداد 1342، ص1.
[25]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام حسینی همدانی، بهکوشش رحیم نیکبخت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص59 تا 63.
[26]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص1 و 11؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1843، 19 خرداد 1342، ص1 و 5 و 8.
[27]. روزنامه کیهان، شماره 10724، 14 خرداد 1358، ص2.
[28]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص77 تا 80.
[29]. همان، ج8، ص66.
[30]. همان، ج8، ص67.
[31]. روزنامه کیهان، شماره 10724، 14 خرداد 1358، ص2؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص50.
[32]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص45.
[33]. همان، ص73.
[34]. همان، ج3، ص81؛ همان، ج8، ص47؛ مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص81.
[35]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص82 و 84؛ همان، ج8، ص51.
[36]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 12.
[37]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان،ص83؛ روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد1342، ص12.
[38]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص9؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1843، 19 خرداد 1342، ص1.
[39]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص9.
[40]. قیام 15 خرداد به ورایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص124.
[41]. همان، ج8، ص64، 81؛ روحبخش، رحیم، همان،، ص232.
[42]. همان، ج3، ص125؛ همان، ص231.
[43]. همان، ج3، 62؛ همان، ج8، ص80.
[44]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص128 و 129.
[45]. موحدخدائی، جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران، میکائیل با همکاری اشجع، 1385، ص255 تا 259 و 271 و 280؛ فصلنامه 15 خرداد، شماره 25، بهار 1376، ص262 و 263.
[46]. آزاد مرد، طیب حاج رضائی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص105و 112 تا 116.
[47]. نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیستوپنج ساله ایران، ج1، تهران، خدمات فرهنگی رسا، 1371، ص243 و 244.
[48]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 11.
[49]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص66.
[50]. دوانی، علی، امام خمینی در آئینه خاطرهها، تهران، مطهر، 1373، ص152.
[51]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص123.
[52]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 14، بهار 1373، ص84 و 85؛ بهبودی، هدایتالله، شرح اسم: زندگینامه آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای (1357 ـ 1318)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1390، ص141 تا 143.
[53]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام حسینی همدانی، همان، ص184 و 185.
[54]. تفضلی، جهانگیر، خاطرات، به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1376، ص31 تا 38؛ متن کامل مذاکرات هیئت دولت طاغوت در 15 خرداد 1342، تهران، دفتر هیات دولت و روابط عمومی نخستوزیری، بیتا، ص41 تا 45.
[55]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1؛ روزنامه اطلاعات، شماره 11109، 18 خرداد 1342، ص16؛ روزنامه پست تهران، شماره 2913، 19 خرداد 1342، ص8.
[56]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص12.
[57]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه اطلاعات، شماره 11109، 18 خرداد 1342، ص16؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1843، 19 خرداد 1342، ص8.
[58]. متین، افشین، کنفدراسیون تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور 57ـ 1332، ترجمه ارسطو آذری، تهران، شیرازه، 1378، ص171 و 172.
[59]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص78.
[60]. همان، ج3، ص119.
[61]. همان، ج9، ص168 و 169.
[62]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 7، بهار 1371، ص61؛ خبرگزاری پارس محرمانه، شمار 62، 20 خرداد 1342، ص8.
[63]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص6.
[64]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7،همان، ص 101 و 107.
[65]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 11.
[66]. سیاهپور، کشواد، قیام عشایر جنوب 1341 ـ 1343، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1388، ص404.
[67]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص232.
[68]. جلالی، غلامرضا، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص181.
[69]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص11.
[70]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص107.
[71]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص 1 و 9.
[72]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص99 و 100؛ همان، ج7، ص206؛ همان، ج9، ص22 و 223.
[73]. جلالی، غلامرضا، همان، ص179.
[74]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص144.
[75]. همان، ج،3، ص74؛ همان، ج7، ص491.
[76]. روزنامه اطلاعات، شماره 11109، 18 خرداد 1342، ص13 و 16.
[77]. همان، ص16.
[78]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص1 و 10 و 11.
[79]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص493.
[80]. همان، ج3، ص113.
[81]. همان، ج3، ص77.
[82]. همان، ج8، ص69.
[83]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص43؛ روحبخش، رحیم، همان، ص233.
[84]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص61.
[85]. همان، ص60.
[86]. همان، ص67 و 68.
[87]. همان، ج3، ص93؛ همان، ج7، ص365؛ روحبخش، رحیم، همان، ص415.
[88]. روزنامه پست تهران، شماره 2912، 18 خرداد 1342، ص1 و 2.
[89]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص183؛ همان، ج9، ص203.
[90]. همان، ج3، ص129.
[91]. همان، ج 8، ص59.
[92]. همان، ج8، ص74.
[93]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18خرداد1342، ص10.
[94]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص73.
[95]. روزنامه اطلاعات، شماره 11109، 18 خرداد 1342، ص15.
