دوشنبه 19 اسفند 1342 / 24 شوال 1383 / 9 مارس 1964
3 بازدید
دستگیری حجتالاسلام باهنر
حجتالاسلام محمدجواد باهنر در شب هیجدهم و نوزدهم اسفند در شبستان مسجد جامع در سخنرانی خود علیه حکومت مطالبی گفت و به قضیه مدرسه فیضیه در سال گذشته اشاره کرد. حجتالاسلام باهنر را در ساعت 9 شب و در موقع خروج از مسجد، مأمورین ویژه دستگیر کردند و با تشکیل پرونده مقدماتی، وی را برای بازجویی به ساواک تحویل دادند.[1]
دادگاه تجدیدنظر سران نهضت آزادی ایران
ساعت 8 صبح سومین جلسه دادگاه محاکمه تجدیدنظر سران جمعیت نهضت آزادی ایران با حضور 80 نفر از حضار برگزار شد. اکثر حاضران در دادگاه دانشجو بودند. چند نفر از اعضای جبهه ملی، مانند موتمنی، اصانلو و نعمت، شماری از علما و معممین چون جزایری و فومنی و سیدعبدالرضا حجازی که از زندان آزاد شده بودند در جلسه دادگاه حضور داشتند. مهندس مهدی بازرگان در یادداشتهای روزانه امروز خود نوشته است: سرهنگ رحیمی، از وکلای مدافع سران جمعیت نهضت آزادی ایران، خطاب به دادستان گفت: «چرا باز جای خبرنگاران خالی است و تعجب اینکه روزنامهها عکس و تفصیل قاتل (فلور) فاحشه را منتشر میکنند، ولی از این دادگاه که مورد علاقه چندین هزار دانشجوی دانشگاه است، چیزی نمینویسند، در حالی که ما حاضریم به نرخ آگهی پول آن را بدهیم». همچنین به شکنجههایی که مهندس عبودیت متحمل شده بود و به گفتة دادستان نظامی قبلی نیز اشارهای کرد. او افزود: «اگر مخبرین روزنامهها نمیآیند، برای آن است که از منقل برقی میترسند». سپس دادستان با عصبانیت ایراد گرفت چرا وکیل مدافع برای خود تبلیغات میکند و مسئلة بیاهمیتی را بزرگ جلوه میدهد و اذهان این دانشآموزان را که ساده هستند مشوب میکند. بار دیگر در این جلسه صلاحیت دادگاه تجدیدنظر به دلیل اختصاص داشتن به نیروهای لشکر گارد رد شد.
در این جلسه دربارة اتهامات وارد شده به آیتالله طالقانی وکیل مدافع گفت: «اتهامات وارد شده به آقای طالقانی بر مبنای اعترافات آقای عدالتمنش بوده که آن هم با شکنجه اقرار شده و مایة ننگ دادرسی ارتش است».[2]
اجازه انتشار کتابهای آیتالله طالقانی
آیتالله سیدمحمود طالقانی از زندان قصر طی دستخطی اجازه انتشار کتابهای خود را به علی شریعتمداری سپرد.[3]
عضویت اعضای حزب مردم در حزب ایران نوین
با گسترش دامنة فعالیت حزب ایران نوین، گروهی از اعضای حزب مردم به عضویت حزب ایران نوین در آمدهاند؛ طوری که مدتی است اعضای کمیته مرکزی و دیگر سران حزب، فعالیت حزبی ندارند. در جلسه فوقالعاده فراکسیون پارلمانی حزب مردم، پروفسور یحیی عدل دبیرکل حزب مردم اعلام کرد: «چون عدهای از افراد کمیته و شورای مرکزی از حزب کنارهگیری کردهاند، اجازه میخواهم که تا تشکیل کنگره سوم حزب، افرادی را از بین اعضای حزب برای سرپرستی اجرای بعضی از امورات حزب شخصاً انتخاب و معرفی کنم تا کارهای حزب سریعتر انجام شود». پس از این درخواست اعضای کمیته اجرایی حزب مردم بدینشرح معین شدند: یحیی عدل دبیرکل حزب مردم، هلاکو رامبد، ناصر قلی فرهادپور، دکتر ابراهیم مدرسی، عبدالکریم عمویی، مهندس عبدالعلی دهستانی، دکتر محمد دفتری، مهندس عبدالله والا، دکتر محمدحسین موسوی، دکتر ناصر بهبودی و محسن موقر. این اقدام عدل در حالی بود که فعالیت حزب به کمترین حد خود رسیده است و حتی شایعاتی دربارة انحلال حزب به گوش میرسد.[4]
دیدار اعضای هیئتهای مرزی ایران و پاکستان با شاه
ساعت 10، طیب حسین سفیرکبیر و رئیس هیئت نمایندگی مرزی پاکستان و تیمسار جهانبانی سناتور و رئیس هیئت نمایندگی مرزی ایران و دیگر اعضای دو هیئت مرزی با شاه دیدار کردند و دربارة حل و فصل مسائل مرزی دو کشور گزارشی به وی دادند. شاه نیز بر لزوم تحکیم و توسعه روابط دوستی و یگانگی بین دولت ایران و پاکستان تأکید کرد.[5]
رای اعتماد مجلس شورا به کابینة حسنعلی منصور
مجلس شورای ملی در ساعت 6 صبح جلسه فوقالعاده تشکیل داد. در این جلسه نمایندگان به اتفاق آرا برنامههای دولت منصور را تأیید کردند. 169 نفر از نمایندگان به کابینة ایشان رای اعتماد دادند. 12 نفر از نمایندگان به عنوان موافق و دو نفر به عنوان مخالف با برنامه دولت صحبت کردند. مخالفان رحیم زهتاب فرد نماینده تبریز و هاشم جاوید نماینده شیراز بودند.[6]
انتقاد شدید نماینده تبریز از دولت حسنعلی منصور
رحیم زهتاب فرد نماینده تبریز در مجلس شورای ملی، در جلسه رای اعتماد به دولت منصور در مجلس بشدت از دولت منصور انتقاد کرد. وی در بخشی از سخنانش گفت: «وقتی خبر نخستوزیر شدن جناب حسنعلی منصور را شنیدم پشتم لرزید. به یاد سوم شهریور افتادم و دولت منصورالملک پدر ایشان و اقداماتش علیه مملکت و رضاشاه، حالا فرزند خلف ایشان نخستوزیر شدهاند. میدانم گناه پدر را نبایستی به حساب پسر نوشت اما به هر حال نگرانم بخصوص که میبینم چه عاملی در روی کار آمدن ایشان مداخله داشته است. بعضیها ایراد میگیرند که منصور برای نخستوزیری خیلی جوان است. خوب جوانی که عیب نیست. اما اگر من هم که جوان هستم مستأجر و همسایهای مانند مستر یاتسویچ رئیس سازمان سیا در ایران میداشتم و هم دبیر کانون مترقی بودم نخستوزیر میشدم». با شنیدن این مطالب، فضای مجلس ناگهان متشنج شد و اعضای فراکسیون حزب ایران نوین و شخص نخستوزیر به وی اعتراض کردند. پس از آرام شدن مجلس زهتابفرد بار دیگر گفت: «بلی شاه سرور همه هستند اما گاهی جریانات سیاسی خارجی مهرههایی را به ایشان تحمیل میکند». بار دیگر مجلس متشنج شد. دربارة این سخنرانی زهتابفرد دو نظر وجود دارد: یکی اینکه کابینه علم که هواخواه انگلیسیها بود از کار برکنار شده است و منصور که طرفدار امریکاییها است مصدر قدرت قرار گرفته است و این افشاگری منابع وابسته به انگلیس است. نظر دیگر این است که میگفتند خود شاه میخواسته آن افشاگری بشود چون از فشار امریکاییها در روی کار آوردن منصور ناراضی بود و مایل نبود علم را برکنار کند و منصور را به جایش بیاورد؛ چرا که زهتابفرد به دستگاه امنیتی نزدیک است، ممکن نیست بدون اجازه شاه چنان سخنانی را در مجلس بگوید.[7]
پینوشتها:
[1]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 15: محمدجواد باهنر، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص 37.
[2]ـ بازرگان، مهدی، یادداشتهای روزانه، تهران، قلم، 1376، ص 263 و266.
[3]ـ شریعتمداری، علی، سیاست و خردمندی، خاطرات تاریخی و سیاسی، به کوشش محمدعلی گودرزی، تهران، رسا، 1378، ص 127.
[4]ـ لالوی، محمود، حزب مردم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 229.
[5]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11338، 20/12/1342، ص 20.
[6]ـ روزنامه کیهان، ش 6190، 20/12/1342، ص 1 و 11.
[7]ـ الموتی، مصطفی، ایران در عصر پهلوی، ج 12، دولتهای حزبی و حزبهای دولتی، واشگتن، 1367، ص 14 تا 17.
