یکشنبه 15 فروردین 1344 / 1 ذیالحجه 1384 / 4 آوریل 1965
4 بازدید
پیگیری بازگشت آیتالله سیدمصطفی خمینی به ایران
در اسناد ساواک متن یک پیام رادیویی درباره پیگیری ساواک برای بازگشت آیتالله سیدمصطفی خمینی به ایران وجود دارد؛ وی به همراه امام خمینی در ترکیه به تبعید میگذراندند:
«تاریخ: 4 آوریل 65 [15/1/1344] شماره: 28
پیام رادیویی
1- سیدمصطفی، فرزند آقای ... [آیتالله] خمینی سه شرط پیشنهادی ساواک را پذیرفته است. یک اظهارنامه کتبی به خط خود نامبرده حاکی است که شرایط ساواک را قبول نموده و آن را به نماینده ساواک در آنکارا تسلیم کرده است.
2- در حال حاضر آقای ... [آیتالله] خمینی تنها شکایتش آن است که از خانواده خود در ایران نامه دریافت نمیکند و این وضع موج نگرانی زیادی برای او شده است.
T.N.S.S [سرویس امنیتی ترکیه] از ساواک تقاضا کرده است اقدام لازم برای حل این موضوع به عمل آید.
3- محافظ ایرانی آقای خمینی موسوم به آقای حسن اظهار میکند که خانواده او با دو کودک در ایران تنها هستند و او درباره آنها نگران است و اظهار میدارد هرگاه بناست که برای مدتی طولانی در ترکیه بماند اجازه میخواهد به ایران برگردد و خانواده خود را به ترکیه ببرد و هرگاه که این تقاضا ممکن نباشد از ساواک تمنی خواهد کرد که شخص دیگری به جای وی معین کنند».[1]
ادامه بازجویی از آیتالله محیالدین انواری
«مواجهه بین آقای انواری و محمدصادق امانی
در ساعت 17 روز یکشنبه 15/1/44 از غیرنظامیان محمدباقر محیالدین انواری و محمدصادق امانی همدانی تحقیق و بین آنان مواجهه به عمل میآید. خطاب آقای محمدباقر محیالدین انواری
س- این محیالدین انواری آقایی که در مقابل شما نشسته است میشناسید؟
ج- بله آقای صادق امانی هستند. انواری
خطاب به آقای محمدصادق امانی
س- این آقائی که مقابل شما نشستهاند میشناسید؟
ج- بله آقای محیالدین انواری هستند. صادق امانی
س- جریان آشنایی خود را با آقای انواری در حضور خودشان بیان کنید.
ج- ایشان در بازار معروفند و در مسجد چهل تن نماز میخوانند. صادق امانی
س- آیا آشنایی نزدیکی هم با ایشان داشتهاید؟
ج- خیر. صادق امانی
س- آیا هیچگاه به منزل آقای انواری هم رفتهاید؟
ج- بله دو مرتبه. صادق انواری
س- تنها بودید یا شخص دیگری هم با شما همراه بود؟
ج- تنها رفتم. صادق امانی
س- علت رفتن خود را به منزل آقای انواری و مذاکراتی که فیمابین صورت گرفته است بیان نمایید.
ج- قبل از اینکه به منزل ایشان بروم توسط آقای حبیبالله عسگری به وسیله هاشم آقا اخوی از آیتالله خمینی سؤال شده بود که آیا ترور اشخاص مؤثر از دولت جایز است ایشان جواب داده بودند صلاح نیست. چندی بعد یک روز عصر که در تابستان سال گذشته بود درب منزل آقای انواری که واقع در کوچه هفت تن است رفتم و از ایشان اجازه گرفتم که راجع به موضوعی خدمتشان سؤالی کنم. تعارف فرمودند داخل اطاق رفتیم و عرض کردم که راجع به موضوع ترور اشخاص مؤثر دولت جهت رفع فشار از روحانیت و مردم از آیتالله خمینی یک بار سؤال شده ایشان فرمودهاند صلاح نیست، اگر ممکن باشد قبول زحمت کنید و مجدداً چون مدتی گذشته خدمت ایشان برسید شاید بتوانید ایشان را قانع کنید که منع خود را بردارند، ایشان قبول کردند و بعد از چند روز که خدمتشان رسیدم و مراجعت کرده بودند جواب دادند که ایشان بههیچوجه حاضر نشدند منع خود را بردارند.
س- دفعه دوم که به منزل ایشان یعنی منزل آقای انواری رفتید تقریباً چه تاریخی بود؟
ج- تقریباً پنج روز بعد. صادق امانی
س- موقعی که موضوع ترور را با آقای انواری در میان گذاشتید عقیده ایشان در این مورد چه بود؟
ج- ایشان تصریحاً چیزی نفرمودند ولی از اینگه گفتند آیا کسی هست که انجام دهد و نیز گفتند اگر باشد باعث امیدواری است و ضمناً بعد از مراجعت از عدم رفع منع ناراحت بودند، بنده احساس کردم که مخالفتی شخصاً با این کار ندارند. صادق امانی
س- شما ضمن تحقیقات معموله عیناً چنین نوشتهاید (من قبل از اینکه از ایشان تقاضا کنم که به قم بروند موضوع را با خود ایشان در میان گذاشتم گفتند بسیار خوب است و بعد از اینکه از قم هم مراجعت کردند بسیار ناراحت بودند که چرا آقای خمینی منع خود را برنداشتند و من استنباط کردم که خود ایشان یعنی آقای انواری صلاح میدانند و بسیار هم موافقند) آیا این مراتب را تأیید میکنید؟
ج- البته عین الفاظی که ایشان گفته باشند صددرصد خاطرم نیست ولی خلاصه و روح مطالب همان است که در دو سؤال بالا جواب داده شد. صادق امانی
س- شما مجدداً در همان جلسه تحقیقات عیناً چنین نوشتهاید (وقتی موضوع با ایشان گفته شد از شخصی نام نبردم فقط ایشان پرسیدند آخر کسی هست انجام دهد و واقعاً راست بگوید گفتم اگر راه فتوی باز شود امیدی هست که کسش هم پیدا شود، گفتند اگر چنین باشد باعث امیدواری است) آیا این مراتب مورد تأیید شما هست؟
ج- صحیح است. صادق امانی
س- آیا تاکنون آقای انواری به منزل شما آمدند؟
ج- نظرم نمیآید که آمده باشند.
س- آیا به خاطر دارید که وقتی شما و آقای انواری بر سر موضوع ترور بحث میکردید ایشان به شما گفته باشند که این عمل در اسلام حرام است و بالاخره مطالبی به شما اظهار داشته باشند که شما را از این فکر و عمل منصرف کرده باشند؟
ج- خیر چنین صحبتی نشده است. صادق امانی
س- آیا آقای انواری از شما سؤال کردند که چه اشخاصی برای ترور مورد نظر هستند؟
ج- آن وقت شخصی هنوز در نظر گرفته نشده بود. صادق امانی
س- به طور کلی هم سؤال نکردند؟
ج- صحبت از اشخاصی که زیاد مؤثر هستند به میان آمد. صادق امانی
خطاب به آقای انواری:
س- اظهارات آقای صادق امانی را شنیدید هر توضیحی دارید بیان نمایید.
ج- بنده یک قسمتهایش را قبول دارم و یک قسمتهایش را قبول ندارم. برای بار اول که ایشان به منزل من آمدند اظهار داشتند افرادی حاضر شدهاند که بعضی از مقامات دولتی را که البته نام آنها در مجلس برده نشد ترور کنند آنگاه اظهار نمودند کار از انتشار اعلامیه و منبر و سخنرانی گذشته این کارها نمیتوانند نارضایتی عموم را در خارج منعکس کند بنابراین بایستی به این عمل اقدام شود و ما قبلاً از حضرت آیتالله خمینی استجازه کردهایم ایشان منع فرمودهاند، من از شما خواهش میکنم به ایشان بگویید افرادی که میخواهند دست به این کار بزنند با منع شدید شما اقدام نمیکنند و اظهار داشتند اگر ایشان منعشان را بردارند ما از مجتهد دیگری استجازه کردهایم و ایشان اجازه دادند. من به آقای امانی گفتم آن مجتهد کدام است که به چنین عملی صریحاً فتوی بدهد، ایشان اظهار داشتند که ما خدمت آقای فومنی رفتهایم و ایشان اجازه دادهاند. من برای انصراف ایشان از این کار پس از آنکه عواقب وخیم این نحوه اعمال را خاطرنشان ساختم اظهار نمودم آقای فومنی نه مجتهد است و نه خود ادعای اجتهاد دارد، در هر صورت ایشان بر اصرار خود راجع به رفع منع افزودند و گفتند شما کار به این کارها نداشته باشید این موضوع مربوط به خود ماست. من اظهار کردم حضرت آیتالله خمینی که منع فرمودهاند قطعاً صلاح ندانستهاند، باز ایشان تاکید کردند که شما ایشان را ملاقات کنید. دو هفته (در حدود) فاصله شد نه من به قم رفتم و نه ایشان، به من مراجعه کردند. یک روز بعدازظهر تابستان من از مسجد مراجعت کرده بودم، ایشان برای بار دوم به درب منزل آمدند و اظهار کردند چطور شد سؤال کردید؟ به ایشان گفتم هنوز به قم نرفتهام. ایشان برای بار دوم به داخل منزل نیامدند و رفتند. مدتی فاصله شد که نمیدانم چقدر بود، من تصادفاً برای ملاقات برادرم که در قم ساکن است به قم رفتم، در ضمن به دیدار حضرت آیتالله خمینی رفتم و چند مسئله شرعی داشتم که سؤال کردم و در ضمن به ایشان عرض کردم که بعضی از افراد به منزل من آمدند و صحبتهایی از این مقوله میکنند، ایشان ناراحت شده اظهار داشته در این مدت جانهایی متعصب و جاهل و غیرآشنا به مبانی اسلامی به من مراجعه کردهاند و از اینگونه سخنان و صحبتها کردهاند، من به آنها گفتهام که این کارها به صلاح دین و مملکت تمام نمیشود و دولت ما را در صورت انجام اینگونه کارها در خارج اخلالگر معرفی میکند، در صورتی که اسلام دارای منطقی صحیح و روشن است، به آنها گفتم به شما هم میگویم که از قول من به این دسته از افراد بگویید که سعی کنند عوض این کارها جوانها را به مفهوم واقعی اسلام آشنا سازند، در صورت آشنا شدن افراد به اسلام و وظائف دینی و عمل به آن تمام نابسامانیها به سامان میرسد. من از قم مراجعت کردم، چندی فاصله شد آقای امانی به من مراجعه نکردند و من فکر کردم که نکند کاری انجام شود، بر خود لازم دانستم به ملاقات ایشان رفته و مطالب حضرت آیتالله خمینی را به ایشان ابلاغ کنم، محل کار ایشان را بلد نبودم آدرس گرفتم. روز پنجشنبهای بود که درست به خاطر دارم در محل کارشان در خیابان صاحبجمع ایشان را ملاقات کردم و مطالب حضرت آیتالله خمینی را به ایشان ابلاغ نمودم. انواری
س- آقای صادق امانی در حضور شما بیان داشتند که هیچگاه مطالبی در مورد انصراف آقایان از این تصمیم به ایشان نگفتهاید در این مورد چه میگویید؟
ج- چرا همان مسئله اینکه آقای فومنی مجتهد نیستند و اینکه این کار عواقب وخیمی دارد برای انصراف ایشان گفته شد. انواری
خطاب به آقای صادق امانی:
س- در مورد اظهارات آقای انواری اگر توضیحی دارید بفرمایید.
ج- درباره افرادی که فرمودند بنده ابتدائاً نگفتم. ایشان سؤال کردند آیا افرادی هستند یا خیر؟ در مورد مدتی که طول کشید فکر نمیکنم جمعاً از مرتبه اول مراجعه اینجانب تا جواب دادن ایشان ده روز بیشتر طول کشیده باشد. و در مورد شیخ جواد فومنی ایشان فرمودند آیا آقای فومنی خود را مجتهد میداند؟ یا میتوانند درباره این موضوعات اظهار نظر کند؟ فکر نمیکنم اینطور باشد. صادق امانی
س- آیا آقای انواری برای ابلاغ نظر آیتالله خمینی به مغازه شما آمدند یا اینکه شما به منزل ایشان رفتید.
ج- یک مرتبه تقریباً چهار پنج روز بعد از مرتبه اول که مراجعه کرده بودم منزل ایشان رفتم، دم درب و ایشان گفتند این هفته وقت نکردم قم بروم و هفته آینده میروم و هفته آینده ایشان در مراجعت از قم سر راه مغازه ما آمدند و بیانات آقای خمینی را برای من نگفتند، تنها گفتند که ایشان به هیچوجه منع خود را حاضر نشدند بردارند. صادق امانی
س- آیا آقای انواری از اینکه آقای خمینی حاضر نشدند منع خود را بردارند ناراحت بودند؟
ج- بله ناراحت بودند. صادق امانی
س- چطور شد که بین این همه مجتهد و روحانی شما برای کسب فتوی به آقای انواری مراجعه نمودید؟
ج- معروف بود که ایشان با آیتالله خمینی صمیمیت دارند و ضمناً بین ائمه جماعت این شجاعت و صراحت زبان مشهور هستند، از این جهت ایشان را انتخاب کردیم. صادق امانی
س- آیا اظهار نظر موافق آقای فومنی و همچنین آقای انواری برای شما رفع مانع بود؟
ج- به طور کامل خیر، ولی چون محمد بخارائی و رفقایش در اولین وهله گفتند ما از نظر فتوی احتیاجی نداریم دیگر ما در پی اینکه فتوی را مسجل کنیم نرفتیم. صادق امانی
س- شما ضمن تحقیقات قبلی اظهار داشتید که با توجه به اینکه آقای فومنی با این عمل موافق بودند و ضمناً آقای انواری هم نظر موافق داشتند و آقای محمد بخارائی هم ضمن صحبتهایش اظهار داشت با آقای علی غفوری صحبت کرده و ایشان هم موافق بودند بنابراین موضوع فتوی به کلی حل شده بود، آیا این مطلب را تأیید میکنید؟
ج- همانطور که عرض شد مجموع اینها به اضافه اینکه در وهله اول مذاکرات ما با بخارائی و رفقای ایشان یعنی بخارائی صریحاً گفتند که فتوی احتیاج نیست و بعد توافق آقای علی غفوری را چند شب بعد گفتند، جمعاً مرا از نظر فتوی قانع کرد زیرا میدیدم که کننده کار یعنی محمد بخارائی قانع است. صادق امانی
15/1/44
اداره دادرسی ارتش
جلسه دوم
در ساعت 18 روز یکشنبه 15/1/44 از آقای محمدباقر محیالدین انواری تحقیق میشود.
س- با استحضار از هویت شما به شرح منعکس در پرونده: اتهام منتسب به شما در جلسه اول تحقیقات اعلام گردید، اینک چنانچه برای اثبات بیگناهی خود مطلبی دارید به عنوان آخرین دفاع مرقوم فرمایید.
ج- اینجانب همانطوری که قبلاً توضیح دادم با اصل این کار مخالف هستم و دلیل آنکه در وهله اول برای انصراف آقای صادق امانی با گفتن اینکه آقای شیخ جواد فومنی مجتهد نیست و اینکه این کار بر خلاف مصلحت است و عواقب وخیمی را دربردارد خواستم مشارالیه را از این افکار خالی کنم و دلیل دیگر اینکه پس از مراجعت از قم فوراً به نزد ایشان رفتم و منع حضرت آیتالله خمینی را ابلاغ نمودم. انواری
در ساعت 18:15 به این جلسه تحقیقات خاتمه داده شد. 15/1/44».[2]
مقدمات تأسیس تلویزیون در اهواز
جلسه شورای اقتصاد به مدت دو ساعت و نیم با حضور محمدرضا پهلوی تشکیل شد و درباره تأسیس ایستگاه تلویزیون در اهواز بحث شد. این جلسه ساعت هفت و نیم بعدازظهر پایان یافت.[3]
آزادی آیتالله حسین غفاری
آیتالله شیخ حسین غفاری از 30/10/1343 تا 15/1/1344، برای دومین بار در زندان بود و در این روز با تبدیل قرار بازداشتش به التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، آزاد شد.
وی پس از آزادی، طی تلگرافی به نجف اشرف ورود امام خمینی را به نجف که در تبعید به سر میبرد، تبریک گفت:
«حضرت آیتالله العظمی آقای حاج روحالله خمینی مقدم مبارک را به عالم روحانیت و اسلام تبریک عرض مینماید».[4]
نمایشنامههایی برای دانشآموزان
یکی از اقدامات حکومت پهلوی برای همراهی مردم با جشنهای شاهنشاهی و پنهان کردن هزینههای گزاف این جشنها در عین فقر مطلق بسیاری از مردم ایران، استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و هنری بود. یکی از این موارد، توزیع آثار فرهنگی منتشره توسط حکومت در مدارس، به ویژه توسط سپاه دانش در روستاها بود:
«شماره: 1051 تاریخ: 15/1/1344
جناب آقای دکتر هدایتی وزیر محترم آموزش و پرورش
نمایشنامههائی به منظور تقویت و رشد غرور ملی و افتخارات میهنی نوآموزان کشور برای استفاده افراد سپاهیان دانش در قصبات و روستاهای سراسر کشور به شرح زیر:
1- پنج نمایشنامه به نامهای در راه وطن، کیفر، افتخار، مادر، رستم و سهراب در یک مجلد.
2- دو نمایشنامه به نامهای سپاه خوشبختی و ستاره و رمضان در یک مجلد.
توسط دفتر مرکزی جشن شاهنشاهی ایران تهیه و طبع گردیده است ... خواهشمند است دستور فرمائید بین کلیه افراد سپاهیان دانش توزیع نمایند تا به وسیله دانشآموزان دبستانهای مربوطه به موقع اجرا گذارده شود ... نایب رئیس شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران. سناتور جواد بوشهری».[5]
ادامه بازداشت سیداسدالله لاجوردی
«از: دادرسی ارتش شعبه 7 بازپرسی
به : تیمسار ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور
درباره : غیرنظامی سیداسداله، فرزند سیدعلیاکبر، شهرت لاجوردی
بازگشت به شماره 321/2161 - 15/1/44
با توجه به اینکه پرونده اتهامی غیرنظامی نامبرده در سه ماه قبل جهت تکمیل به آن سازمان ارسال گردیده و متهم نیز از همان تاریخ بازداشت میباشد مقرر فرمائید در تکمیل و اعاده پرونده تسریع نمایند.
رئیس شعبه 7
بازپرسی دادستانی ارتش
سرهنگ ستاد بهزادی».[6]
آزادى حجتالاسلام نورالدینى از زندان
در خاطرات مهندس بازرگان آمده است: یکشنبه 15/1/44 آقاى نورالدینى آزاد شد.[7]
خرید بوئینگ 727
امروز شرکت هواپیمایی ایران ایر پس از یک دوره مذاکرات طولانی، تصمیم گرفت دو فروند هواپیمای بوئینگ 727 وارد کند.[8]
الحاق اداره نظام وظیفه به ژاندارمری کل کشور
اداره نظام وظیفه ضمیمه ژاندارمری کل کشور شد.[9]
انتقال آیتالله محیالدین انواری به زندان شهربانی
«از: زندان قزل قلعه
به: مدیریت کل اداره سوم (بخش 321)
تاریخ: 15/1/44
شماره: 44
درباره غیر نظامی محمدباقر محیالدین، فرزند زینالعابدین، شهرت انواری
برابر نامه شماره 41/7/11 - 14/1/44 شعبه 7 بازپرسی دادستانی ارتش غیرنظامی یاد شده بالا را در تاریخ 15/1/44 به زندان شهربانی کل کشور انتقال و از آمار این زندان کسر گردید. مراتب استحضاراً به عرض میرسد.
رئیس زندان قزلقلعه سرگرد خلج هدایتی». [10]
[1]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج 5، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 138.
[2]. مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (محیالدین انواری)، ج 39، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1386، ص 65.
[3]. نیکپی، غلامرضا، صورت جلسات شوراى اقتصاد در پیشگاه شاهنشاه آریامهر از شهریور 1343 تا شهریور 1345، ج 1، تهران چاپخانه وزارت فرهنگ و هنر، 1345، ص 73.
[4]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (شهید حسین غفاری)، ج 22، تهران، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص هفده.
[5]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، بزم اهریمن ( جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی به روایت اسناد ساواک و دربار )، ج 2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص 109.
[6]. مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (شهید اسدالله لاجوردى) ج 6 ، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1377، ص 29.
[7]. بازرگان، مهدی، یادداشتهاى روزانه، تهران، قلم، 1376، ص 355.
[8]. بارل، ر.م، یادداشتهای سیاسی ایران 1260-1344، ج 14، ترجمه افشار امیری، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، زمستان 1389، ص 731.
[9]. عاقلى، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامى، ج 2، تهران، گفتار، 1370، ص 185.
[10]. مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (محیالدین انواری)، ج 39، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1386، ص 74.
