پنجشنبه 23 خرداد 1342/ 20 محرم 1383/ 13 ژوئن 1963
1 بازدید
± کنفرانس مطبوعاتی نخستوزیر
ساعت 11 صبح امروز اسدالله علم در کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و نمایندگان خبرگزاریهای بینالمللی، به برخی از سؤالات آنها پاسخ داد.
بخش مهمی از سخنان نخستوزیر، امروز درباره لوایح ششگانه بود که از آن با عنوان «رفورم بزرگ اجتماعی» یاد کرد. به رفراندوم گذاشتن و تصویب اکثریتی آنها را هم امری لازم دانست که برای اجرای برنامهها باید انجام میشد. او همین مطلب را سرآغاز توجهش به حوادث اخیر تهران و چند شهر دیگر قرار داد و گفت؛ «حالا دنباله مطلب به اینجا رسید. کاملاً روشن میشود که چطور ممکن است و چه اشخاصی ممکن است با این رفورمها مخالفت کنند. ما خیلی روشن میتوانیم این اشخاص را طبقهبندی بکنیم. اول آنهائی هستند که میخواستند همیشه به بهانه انجام نگرفتن این کارها در این مملکت اعمال نفوذ بکنند و نظر خودشان را پیش ببرند». او مخالفان را مغرضان داخلی و کسانی که منافعشان به خطر افتاد برشمرد و افزود: «اینقدر پیشبینی ندارند که احساس بکنند برای حفظ خودشان باید یک مقداری از منافع خودشان صرفنظر کنند. بعد اشخاصی هستند که منافع غیرمشروعشان به خطر افتاده. در واقع اینها طفیلیهای جامعه هستند. این دستهجات مسلماً با آن رفورمها مخالفت میکنند». علم بعد از اشارهای کوتاه به دستههای مخالف بلافاصله تصریح کرد که «تمام طبقاتی که از لحاظ کم بودنِ حس پیشبینی با این نقشهها مخالفت میکنند، ما آنها را مرتجع میدانیم. در این جریانات اخیر تهران و بلوائی که در اینجا شد میتوانم بگویم که علاوه بر این مخالفتها آژیتاتورهای (تهییج کننده) بینالمللی دست داشتند که جریان مشروح آن را از زبان رئیس سازمان امنیت کشور خواهید شنید».
نخستوزیر سپس به گزارشهایی پرداخت که در آنها گفته شده نقشه تمام این بلواها به دست روحانیون ایران پایهگذاری شده است. او این گفته را غلط دانسته گفت: «ممکن است بعضی از روحانیون مرتجع نسبت به این بلوا علاقهمند بودند و حتی [در آن] دست داشتند. ولی این را من باید روشن بکنم که روحانیون ایران عموماً در اینکار وارد نبودند. آنها مردمان روشنی هستند. هیچکس نمیتواند قوانین مترقی اسلام را به صورت دیگری تعبیر بکند. مگر آنها که غرض خاصی داشته باشند». پس از سخنرانی اسدالله علم، چند تن از خبرنگاران و رونامهنگاران به نوبت سؤالاتی را از او پرسیدند که پاسخهای کلی به آنها داد. در پایان هم ضمن آنکه عده بازداشت را حدود چهارصد نفر اعلام و یادآوری کرد که شمار زیادی از آنها آزاد خواهند شد، افزود : «بازپرسان نظامی مشغول تهیه مقدمات قانونی محاکمه متهمین هستند و حداکثر تا یک هفته دیگر بازداشت در دادگاههای نظامی محاکمه خواهند شد».[1]
± اوضاع متشنج تبریز
اخبار رسیده از تبریز حاکی است که وضع شهر خوب نیست و تشنج و التهاب در اغلب ساکنین تبریز احساس میشود. به گونهای که بعضی افراد عصبانیت و ناراحتی درونی خود را کتمان میکنند و برخی دیگر بیپروا از وضع موجود به سیاست دولت حملهور میشوند. بیانههای اخیر آیتالله شریعتمداری در بین مردم ردوبدل و تعداد زیادی از آنها هم توسط طرفداران آیتالله در معابر و خیابانها به روی دیوارها چسبانده شده است. در همین باره گفته میشود افرادی که دست به این کار زدهاند به نوعی به شهربانی تذکر دادهاند هرگاه اعلامیهها و بیانیهها پاره یا محو شود عکسالعمل نشان خواهند داد. از اینرو مردم بدون هیچ مانعی اعلامیهها را مطالعه و مأموران شهربانی نسبت به کار آنها چشمپوشی میکنند. بخش زیادی از مغازههای بازار تبریز همچنان بسته است و مردمی که نسبت به وضعیت کنونی بیطرف هستند در ابهام به سر میبرند و با تردید و نگرانی به اوضاع مینگرند. از سوی دیگر مقاطعهکارانی که ساختمان خط راهآهن ایران تا مرز ترکیه را بر عهده دارند نگرانند که چون ساختمان آن، جزو برنامههای سنتو در ایران به شمار میرود شاید سنتو با مشاهده ناامنی در کشور، برنامه و بودجه ساخت این خط را متوقف کند.[2]
± شناسایی طرفداران آیتالله خمینی در اصفهان
اداره کل سوم ساواک مرکزی در تلگرامی به ساواک اصفهان دستور داد «به طور غیرمحسوس افرادی که به نصب عکس آیتالله خمینی مبادرت میورزند شناسایی» شوند.[3] اگر چه به طور دقیق و روشن دانسته نیست که علاوه بر اصفهان چه تعداد از ساواکهای مستقر در استانها چنین دستوری را دریافت کردهاند لیکن به نظر میرسد که ساواک مرکزی با صدور دستور مشابهی به ساواکهای تابع خود در مراکز استانها، مأموران و عوامل شاغل در آنها را موظف کرده است کسانی را که عکس آیتالله خمینی را در نقاط مختلف نصب میکنند مورد شناسایی قرار دهند. [4]
± فعالیتهای وابستگان فدائیان اسلام
چند نفر از طلاب وابسته به فدائیان اسلام محرمانه و پنهانی در محیط کار خود مشغول دستهبندی هستند. ساواک با اعلام این خبر مدعی شده که آنان در نظر دارند ظرف چند روز آینده دست به اقدامات شدیدی از جمله کشتن یهودیان و آتشسوزی بزنند. از جمله افرادی که به جمعیت فدائیان اسلام وابستگی دارد و با اعضای سابق آن در ارتباط است صاحب چلوکبابی حقیقت (واقع در خیابان چراغبرق تهران) است که ضمن شرکت در جریانهای چند روز گذشته، همچنان در ضدیت با دولت به فعالیتهای خود ادامه میدهد. علاوه بر او، برادرش عبدالله حقیقت نیز از اعضای فدائیان اسلام است. این فرد که در محله عربها جلو دکانی بساط شکلات پهن میکند مخفیانه عکسهای آیتآلله خمینی را توزیع مینماید.[5]
± ارسال متن سخنرانی آیتالله خمینی به ساواک تهران
سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) با امضای نامهای، که در آن جریان بازداشت آیتالله خمینی در 15 خرداد جاری مورد اشاره قرار گرفته، از رئیس شهربانی کل کشور خواست متن سخنرانی او را که در تاریخ 13 خرداد 1342 در قم ایراد کرده، کتباً و یا در صورت ضبط، نوار صوتی آن را به ساواک بفرستد.[6]
± تلگرام روحانیون لرستان به فرزند آیتالله خمینی
امروز آیتالله روحالله کمالوند به تلگرافخانه خرمآباد رفت تا متنی را برای حجتالاسلام سیدمصطفی خمینی (فرزند آیتالله خمینی) مخابره کند. او در متن حاضر، ضمن اشاره به تأسف مردم از حوادث اخیر کشور و ابراز تنفر نسبت به بازداشت آیتالله خمینی، از مخاطب خود خواسته بود که با دادن خبر سلامتی والد محترم نگرانی اهالی لرستان را از این بابت مرتفع سازد. گفتنی است که مأمور تلگرافخانه خرمآباد از ارسال تلگرام او به تهران خودداری کرد.
افزون بر آیتالله کمالوند، عیسی جزایری، سیدجواد جزایری، سیدحسن موسوی جزایری و سیداحمد طاهری از دیگر روحانیون لرستان نیز جداگانه برای مخابره تلگرامهایی به اداره تلگرام خرمآباد مراجعه کردند. گیرنده تلگرام آنها علمای مقیم تهران و قم به اسامی آیات عظام بهبهانی، خوانساری، آملی، مرعشی نجفی و گلپایگانی بودند که رونوشتی را هم برای آیتالله شریعتمداری در نظر گرفته بودند. لیکن تلگرافچی خرمآباد با استناد به فصل دوم آییننامه قانون مخابرات از مخابره متن تلگرام ایشان خودداری، و موضوع را به رئیس اداره پست محل گزارش کرد.[7]
± سخنرانی حجتالاسلام لاهوتی در حمایت از آیتالله خمینی
حجتالاسلام شیخ حسن لاهوتی (پبشنماز مسجدجامع گرمسار) در بخشی از سخنانش که امروز در همان مسجد ایراد کرد موضوعات زیر را مطرح ساخت: 1ـ «پول ما را گرفتند و تلگرام پشتیبانی از آقای خمینی را مخابره نکردند. 2ـ پاسبان به درب منزل من گذاردند. [اما] مردم کمکی نکردند. 3ـ آقای خمینی را گرفتند. مردم دفاع ننمودند. خون ما از آنهایی که دفاع کردند رنگینتر نیست. 4ـ آقای خمینی دستور دادهاند نماز جماعت خوانده نشود. از این جهت نماز و روضه تعطیل است».[8]
± آرامش در بازار
به موجب گزارشهایی که مأموران ساواک از مراکز استانها به تهران فرستادهاند، آرامش به بازار شهرها بازگشته، بیشتر مغازهها و دکانها در آن شهرها باز است. مهمترین این شهرها عبارتند از: تبریز، مشهد و اصفهان.[9] افزون بر این، در مشهد تعدادی از سینماها فعالیت خود را از سر گرفتهاند و فیلم به نمایش گذاردهاند.[10]
گزارشهای رسیده به ساواک مرکزی حکایت از آن دارد که اوضاع عمومی در شهرهای یاد شده به حالت عادی بازگشته است. این آرامش در اصفهان به گونهای مشهود است که مسئولان امنیتی آن استان، از ساواک مرکزی درخواست کردهاند اجازه دهد افرادی که به اتهام تحریک کسبه و بستن بازار دستگیر شدهاند پس از دادن تعهد و التزام، قرار بازداشتشان تبدیل [شود] و آزاد گردند».[11]
± جلوگیری از انتشار اعلامیه روحانیون قزوین
بنا بر گزارش ساواک قزوین، در منازل بیشتر علما، روحانیون، وعاظ و طلبهها جلساتی برگزار شده، اکثر آنها در نظر داشتند که اعلامیههایی را از طرف روحانیون قزوین در پشتیبانی از علمای قم و تهران، به ویژه برای اعلام حمایت از آیتالله خمینی به امضا و چاپ رسانند. لیکن مسئولان ساواک قزوین از این موضوع خبردار شدند و پس از تماس خصوصی با برخی از روحانیون و دادن تذکرات و تعلیمات لازم، از انتشار هرگونه اعلامیه توسط آنها جلوگیری کردند. ضمناً ساواک مزبور به مجتهدین شهر که از حضور در مساجد خودداری میکردند، اقداماتی به عمل آورد که در مساجد حضور یافته، به اقامه نماز جماعت بپردازند.[12]
± بازتاب خارجی حوادث اخیر ایران
انتشار اخبار و تحلیلهای مربوط به اوضاع داخلی ایران در جراید و نشریات و رسانههای گروهی کشورهای خارجی همچنان ادامه دارد. لحن و سمتوسوی بیشتر آنها در حمایت از هیئت حاکمه ایران بوده، اقدامات و تلاشهای مخالفان دولت را محکوم به شکست دانستهاند. از جمله آنها خبرگزاری آلمان است که در گزارشی با عنوان «در ایران چه میگذرد؟» اعلام کرد «اعتصاب عمومی که به درخواست روحانیان و سایر گروههای به قول دولت مرتجع میبایست صورت میگرفت با شکست کامل روبهرو شد». در ادامه هم ضمن اشاره به گفته سپهبد نصیری مبنی بر اطمینان پیشهوران ازحمایتهای او، از قول ناظران امور، علت اصلی شکست اعتصاب عمومی را شکست کامل روحانیون و پیروان آنها دانسته است. همین رویه را رادیو مونیخ هم با اندکی اختلاف در پیش گرفتهاست. بدینگونه که در بخش خبری خود وقایع اخیر ایران را به تفصیل و نفع دولت ایران تشریح کرده است. در همین قسمت اعلام شد که فقط آخوندها و فئودالها (دسته راستیها و چپیها) با اصلاحات ارضی مخالفت دارند و توده ملت پشتیبان آن هستند که این امر از وفاداری ارتش نسبت به شاه هم برخوردار است.
در سوی دیگر نمایندگی ساواک در پاریس ضمن تأکید بر اینکه افکار عمومی به سود شاه است جمله کوتاهی از سرمقاله روزنامه نیویورک هرالدتریبون را هم ذکر کرد که در آن نوشته شده بود «شاه [ایران] مبارزه مقدسی میکند و فئودالها و کمونیستها مبارزه برای مناقصه مشخص میکنند». در ادامه هم با ابراز خوشبختی از اینکه هر دوی آنها در اقلیت و اکثریتِ ملت پشتیبان شاه هستند، تعدادی از رسانههای گروهی و نشریات خارجی را نام برد که «عموماً جنبه ارتجاعی عناصر مخالف را صریحاً خاطرنشان» میکنند. عنوان برخی از آنها چنین است: رادیو و تلویزیون آزاد بلژیک، ژورنال دورنو، کومبات، فیگارو، گاردین ایتالیا و دیلیتلگراف.[13]
افزون بر این یکی از روزنامههای چاپ ایتالیا به نام کوریران فرماسیون با انتشار مقالهای با عنوان «دخالت ناصر در ایران» به وقایع داخلی ایران در چند روز گذشته پرداخته، ضمن آنکه محمدرضا شاه را فردی روشنفکر و ترقیخواه معرفی کرد، نوشت او «میخواهد کشور خود را تجدید بنا کند ولی بعضی از روحانیون نمیتوانند پا به پای او جلو بروند». نویسنده این مقاله با تصریح بر اینکه «شاه [ایران] میخواهد کشاورزان صاحب زمین شوند و زنان آزاد گردند» جریان ادعایی دخالت جمال عبدالناصر (رئیسجمهور مصر) را پیش کشیده است که به ادعای دولتمردان ایرانی با روحانیان و رهبران مخالفان حکومت پهلوی ارتباط برقرار کرده، برای برپا ساختن تظاهرات هفته گذشته، مبالغی پول در اختیار آنها قرار داده است. این نشریه در سطور بعدی به تعهد ناصر در کنفرانس آدیسآبابا اشاره کرده که بر اساس آن وعده داده بود در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت نکند. اما او با ایجاد ارتباط با روحانیون ایران و دادن پول به آنها وعده خود را نقض کرد.[14]
رویهای مشابه روزنامه ایتالیایی را مجله معروف تایم هم در پیش گرفت. این نشریه در شماره اخیر خود با انتشار اخباری مربوط به اوضاع داخلی ایران، زد وخوردها و تظاهرات هفته گذشته را «نبردی بر ضد پیشرفت و ترقی ایران» خوانده در ادامه آورد که «شاهنشاه ایران که افکار و عقاید اصلاحطلبانهای شگفتانگیز و پسندیده دارد سالهاست که میکوشد سرزمین کهنسال ایران را به صورت یک کشور نو و مترقی درآورد و مردم در رفاه و آسایش به سر برند». تایم سپس از تهران با عبارت «میدان نبرد» یاد کرد که در روزهای 15 تا 17 خرداد ماه جاری شاهد فریادهای متعدد دستههای مخالف، شلیک مسلسلها و زبانه کشیدن دود از خرابهها بود. نویسنده مقاله تایم، اعتراضات هفته گذشته را بلوائی دانسته که به دست روحانیون به پا شده است. در بخشی هم به اوضاع ناآرام دیگر شهرهای ایران، از جمله قم، اشاره کرده که به دنبال بازداشت آیتالله خمینی، ده هزار تن پابرهنه با پیراهنهای سیاه به خیابانها آمدند و به تظاهرات پرداختند. در پایان هم اعزام قوای نظامی از سوی دولت برای مقابله با آنها را امری اجتناب ناپذیر جلوه داده است.[15] در این میان جراید و رسانههای بیروت چهرهای «بسیار خوب» از ایران ترسیم و تأیید کردند که حکومت پهلوی به هیچ وجه خطری احساس نمینماید.[16]
در این میان باید از مقالهای با عنوان «مسئله تفکیک دین از امور دولتی» به قلم فاتح رفعی هم یاد کرد که در روزنامه دنیا چاپ استانبول منتشر شده است. او بعد از اشاره به ممالک غربی در قرون وسطی و تشریح وضعیت حکمرانی کلیسا و مدارس دینی بر غرب در آن زمان، حوادث اخیر داخلی ایران را پیش کشیده، نوشته است: «بنابر آخرین اخبار رسیده از ایران، مرتجعین به مخالفت با اصلاحات شاهنشاه برخاستهاند. وقتی طبقه روشنفکر از شاهنشاه پشتیبانی میکنند، ارتجاع خواه ناخواه محکوم به نابودی و زوال است». افزون بر روزنامه دنیا، یکی دیگر از روزنامههای چاپ استانبول ترکیه به اوضاع کنونی ایران توجه نشان داده است. عنوان این روزنامه، جمهوریت است که مقالهای را با قلم نویسندهای به نام کیهان ساغلامر منتشر کرده است. ساغلامر در بخشی از مقالهاش ضمن آنکه اعتراضات مخالفان اصلاحات ارضی را «خرابکاری» دانسته، یادآور شده است که «شاه ایران برای رفاه و آسایش ملت ایران دست به اصلاحات وسیعی زده برای رهانیدن ایران از سیستم فئودالی و انطباق آن با قرن بیستم آستینها را بالا زده است و با فساد و اختلاس و اسراف و کاغذبازی مبارزه را آغاز کرده است».[17]
± حمایت از اقدامات شاه در مسجد جامع زاهدان
در ساعات اولیه صبح امروز گروهی از سنیان مقیم زاهدان در مسجد جامع این شهر گرد هم آمدند که به تدریج تعدادشان رو به تزاید نهاد. در ابتدای این تجمع مولوی عبدالعزیز(امام جماعت اهل تسنن منطقه بلوچستان) به سخنرانی پرداخته اقدامات و فعالیتهای محمدرضا شاه را خدمات و فداکاریهایی دانست که به عنوان رهبر «انقلاب ملی» و اصلاحات عمیق انجام میدهد. در ادامه هم از اعمال برخلاف دین ابراز انزجار کرده، به این وسیله پشتیبانی و وفاداری اهل تسنن آن نواحی را نسبت به شاه و مواد ششگانه اعلام کرد.[18]
± میتینگ دهقانان و زنان در سنندج
از ساعت 7 صبح امروز گروهی از دهقانان و کشاورزان و کارگران به همراه عدهای از کسبه و اهالی سنندج با تجمع در میدان اقبال و مقابل اداره اصلاحات ارضی استان کردستان، در حمایت از مواد ششگانه و ابراز نفرت از وقایع اخیر کشور میتینگی را برپا کردند. در این میتینگ، جمعی از زنان روستایی و شهری نیز حضور داشتند که در ادامه، چند تن از آنها به نمایندگی از زنان روستایی و شهری به سخنرانی پرداختند. گروههای حاضر در این مراسم، در پایان با صدور قطعنامهای وفاداری خود را نسبت به مقام سلطنت اعلام کردند.[19]
± ادامه انتشار اعلامیههای تبلیغی در حمایت از دولت
روزنامه اطلاعات در مطلبی امروز ذیل عنوان «مردم تهران و شهرستانها وقایع 15 خرداد را تقبیح میکنند»، متن اعلامیهها و تلگرامهایی را منتشر کرد که در پشتیبانی از برنامههای دولت صادر و یا به مرکز مخابره شده است. انتخاب چنین عنوانی برای درج مطالب مربوط به آن اعلامیهها و تلگرامها به روشنی حکایت از آن دارد که روزنامه مزبور در تلاش است آثار ناگوار و نکوهیده وقایع هفته گذشته را در جامعه برجسته سازد و بیشتر نشان دهد. به هر روی تلگرامی را که کمیته اتحادیه کارمندان غیررسمی دولت خطاب به «پیشگاه شاهنشاه» مخابره کرده رونوشتی از آن را به نخستوزیر و دیگر مقامات مسئول کشوری و جراید فرستادهاند، نخستین متنی است که در شماره امروز روزنامه اطلاعات ذیل عنوان یاد شده به چاپ رسیده است. این تلگرام را بانو مقبلالسطانی، عزتالله هوشنگپور، یزدانی، وکیلی، رضائی، بزرگمهر و اعلم نقوی از طرف کمیته مزبور امضا کرده، بدان وسیله، ضمن اعلام «تنفر و انزجار از اعمال وحشیانه مخالفین اصلاحات اساسی این مرز و بوم»، خواهان تعقیب و مجازات مسببین آن شدهاند. دومین خبر روزنامه اطلاعات در این باره «اعلامیه سردفتران» است که با ذکر نام برخی از سردفتران ازدواج و طلاق تهران، نوشته است که آنها «ضمن پشتیبانی از مواد ششگانه شاهنشاه، تنفر و انزجار خود را از عملیات وحشیانه عناصر ارتجاعی و مهاجمین 15 خرداد» اعلام کردند. روزنامه اطلاعات در ادامه با درج گزارشهایی از مراسم و میتینگهای گزارش شده در شهرهای قزوین، تاکستان و داران (مرکز شهرستان فریدن در استان اصفهان) کوشیده است که حمایت از برنامههای شاه و اعلام انزجار از مخالفان دولت در شهرهای دور و نزدیک را نشان دهد و چنان بنمایاند که مردم نقاط مختلف کشور از وقایع 15 خرداد متنفرند.[20]
± اعلامیه رهبران جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی
رهبران جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران در اعلامیهای حوادث اخیر کشور را تحلیل نمودند. آنان درباره این اعلامیه تصمیم گرفتند که متن آن توسط یکی از اعضا به نام عباس عاقلیزاده کپی شود و فقط در اختیار افراد جامعه قرار گیرد. بنابراین اعلامیه مزبور در بیرون از جامعه سوسیالیستها فعلاً اجازه انتشار ندارد.
اعلامیه جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران در بخشی با عنوان «تجلیل از وقایع اخیر» «واقعه پانزدهم خرداد در تهران و بعضی از شهرستانها از هر جهت در خور اهمیت» دانسته شده است. در این بخش از اعلامیه، «تظاهرات خشمآلود» روز یاد شده «بهترین اعتراض سیاسی نسبت به دستگاه حاکمه ایران پس از قیام سیام تیر 1331» قلمداد شده که بیشتر شرکت کنندگان آن را قشر فقیر جامعه تشکیل میدادند، در حالیکه احساسات ضد حکومتیشان را با احساسات مذهبی توأم ساخته بودند. لحن این اعلامیه هنگام پرداختن به موضوع رهبری تظاهرات، حاکی از آن است که سران جامعه سوسیالیستها بر این باورند که برخلاف برپایی تظاهرات به رهبری روحانیون، جنبه مذهبی اعتراضات نسبت به جنبه سیاسی آن ضعیف بوده است. همین وضعیت را در ارتجاعی یا مترقی بودن تظاهرات هم پیش کشیدهاند؛ «گرچه محرکهای اولیه رهبران این عصیان بیشتر جنبه ارتجاعی داشت، خود تظاهرات جنبه مترقی داشت و مخصوصاً نتایج آن از لحاظ جنبش ملی ایران اثرات بسیار مفیدی تواند داشت». اعلامیه در ادامه، مخالفت با اصلاحات ارضی، مسئله موقوفات و ضدیت با آزادی زنان را به عنوان محرکهای اولیه روحانیون دانسته است که با گذشت مدت زمان اندکی جریان حوادث از نقطه ارتجاعی فراتر رفت. برای تبیین این نکته هم مثال آورده است که «آیتالله خمینی که موثرترین رهبر این جریان بود در اواخر کار صریحاً اعلام میکرد که علت مخالفت او با حکومت مربوط به مسئله اصلاح ارضی و [آزادی] زنان نیست. بلکه به سبب مخالفت با استبداد است». تهیهکنندگان اعلامیه حاضر در بخشی دیگر صرف نظر از مذهب، عوامل دیگری را که موجب شد رهبران مذهبی در مخالفت با حکومت پهلوی از پشتیبانی همهجانبه و موثر بسیاری از مردم برخوردار باشند، برشمرده است. این عوامل به طور عمده عبارت است از: 1ـ نبود رهبری شجاع و مصمم سیاسی در جناح مخالف حکومت. در توضیح این عامل به جبهه ملی و رهبری آن پرداخته شده که به مرور زمان امید مردم از آنان به یأس مبدیل گشت و نشان داده شد که حتی از عهده تعطیلی بازار هم برنمیآیند. بنابراین مردم رهبری مصمم را در آن جبهه نیافتند و به سمت روحانیون روی آوردند.2ـ روحیه مبارزهجویانه و شجاعانه تظاهرکنندگان که بیشترشان واقعاً جان بر کف نهاده بودند و از مرگ نمیترسیدند.
اعلامیه در اینجا برخلاف تبلیغات دستگاه و عوامل مختلف حکومت که تظاهرکنندگان را غارتگر معرفی کرده بود، تصریح دارد که متظاهرین «چیزی را غارت نکردند، بلکه فقط خراب کردند و این خراب کردن شدیدترین شکل اعتراضی بود که میتوانست از جانب آنها به عمل آید. در مقابل این روحیه شجاع تظاهرکنندگان، دستگاه حاکمه وحشیگری را به حد اعلا رسانده تا به جائی که نه تنها تظاهرکنندگان را سبعانه به رگبار مسلسل بست بلکه هرجا جمعیتی میدید به آنان میتاخت. در نتیجه بسیاری [از مردم] که در [تظاهرات] شرکت نداشتند هدف گلوله قرار گرفتند». توجه به نتایج به دست آمده از وقایع اخیر کشور مهمترین بخش اعلامیه جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران است که به تفصیل بدان پرداخته است. مهمترین نتیجه این قیام که به باور سران جامعه مزبور قابل پیشبینی است آنکه «از این پس دست کم تا مدتها مذهب به عنوان عامل برای پشتیبانی دستگاه حاکمه نیست. بلکه درست برعکس تبدیل به هسته مقاومتی در برابر حکومت گشته است. از دست رفتن پایگاه مذهبی هیئت حاکمه بزرگترین شکستی است که در این مبارزه نصیب حکومت گشته است و پایههای تسلط او را سخت لرزان خواهد ساخت». اعلامیه نتیجه دیگر حادثه 15 خرداد را ضعیف شدن جنبه ارتجاعی مذهب دانسته، تأکید کرده است که امکان دارد این ضعف تا مدتها ادامه داشته باشد. در تشریح این مطلب هم آورده است: «تبلیغات شدید دستگاه حاکمه برای ارتجاعی دانستن محرک روحانیون (مسئله اصلاح ارضی و [آزادی] زنان) و تکذیب این امر از جانب روحانیون و خاصه توده مذهبی، مبارزان را به خوبی از نقطه ضعف تبلیغات اولیه رهبران مذهبی آگاه میسازد و آنان را متوجه میسازد که اگر بخواهند روی پشتیبانی مردم روشنفکر حساب کنند ناگزیر باید خود را لااقل تا حدود قابل توجهی از جنبههای ارتجاعی رها سازند».
نقش بر آب شدن نقشههای محمدرضا شاه در موضوع تلاش وی برای قرار گرفتن در جایگاه یک رهبر مذهبی، از دیگر نتایج حوادث اخیر کشور است که به اعتقاد تهیه کنندگان اعلامیه جامعه سوسیالیستها، اگرچه «یک نتیجه فرعی»، اما «مهم» است. این بخش از اعلامیه بدون آنکه از خاطرات شاه در سخنرانی 4 دیماه سال گذشتهاش سخنی به میان آورد، افزوده است: «میدانیم شاه کوشش میکرد به تودههای ساده بقبولاند که نظرکرده است و بیش از هر کس به خدا و ائمه اطهار نزدیک است. اگر شاه در این نقشه موفق میشد، از لحاظ آینده جنبش خطری بسیار جدی به وجود میآورد. ولی رهبران مذهبی و مردمی که به دنبال آنها راه افتادند این نقشه را نیز باطل کردند». اعلامیه داخلی جامعه سوسیالیستها در سطور پایانی ضمن آنکه واقعه 15 خرداد را «ضربه سهمگینی» دانسته است که به دستگاه حکومت پهلوی وارد آمده، از آن به عنوان «خدمت بزرگی به جنبش ملی و دمکراتیک ایران» یاد کرده است. در ادامه هم آمده است: «این قیام [...] میتواند نقطه عظیمی در جریان جنبش ملی ایران باشد و این در صورتی است که هرچه زودتر نهضت رهبری مورد نیاز خود را به دست آورد و خودتکانی که در نتیجه این حادثه در محافل ملی به وجود آمده است شاید بتواند به وجود آمدن و یا دست کم به اعتقاد قطعی به لزوم به وجود آوردن یک رهبری شایسته کمک کند».[21]
± تظاهرات دانشجویان ایرانی در آلمان غربی
نزدیک به 450 نفر از دانشجویان ایرانی در آلمان غربی که در دانشکدههای فنی برانزویک، هامبورگ، هانور و اشتوتگارت درس میخوانند، در برانزویک به نفع جبهه ملی ایران دست به تظاهرات زدند. در میان آنان دانشجویانی از آلمان و کشورهای دیگر هم حضور داشتند که به صورت آرام در خیابانهای مرکزی شهر برانزویک رژه رفتند. در مرکز شهر یکی از تظاهرکنندگان قطعنامهای را قرائت کرد که در آن ضمن اعتراض به اجرای ناقص اصلاحات ارضی در ایران یادآور شد، اراضی بزرگ باید بدون پرداخت غرامت بین روستائیان تقسیم گردد. از دیگر خواستههای تظاهرکنندگان، آزادی زندانیان سیاسی در ایران، آزادی مطبوعات، تشکیل مجدد مجلس شورای ملی(پارلمان)، آزادی احزاب سیاسی، آزادی انتخابات و اعطای حق تشکیل اتحادیههای آزاد اصناف در ایران است.[22]
± مذاکرات پنهانی رژیم صهیونیستی و ایران
رادیوی صدای آزاد ایران که به عنوان پایگاه رسانهای احزاب چپی در مسکو فعالیت میکند، در برنامه خبری خود که در ساعت 6 و نیم امروز پخش شد، اعلام کرد رئیس ستاد ارتش اسرائیل در رأس هیئتی از امیران ارتش آن کشور، به تهران آمده با مقامات مسئول ایران پنهانی به مذاکره نشسته است. به گفته گوینده این رادیو، موضوعاتی که در مذاکرات آنها مطرح است به ترتیب زیر است: به رسمیت شناختن کامل اسرائیل از طرف ایران، اعطای امتیازات نفتی به اسرائیل، خرید محصولات صنعتی اسرائیل توسط ایران و ایجاد همکاری نظامی و تبلیغاتی میان دو کشور.[23]
± اوضاع کشور از نگاه کارمندان دولت
به گزارش مأمور ساواک، عدهای از کارمندان دولت هنوز وضع را غیرعادی دانسته ضمن معرفی خود به عنوان افراد بیطرف پیشبینی میکنند که تا پنج روز دیگر احتمال تغییر رژیم وجود دارد. [24]
پینوشتها:
[1]. روزنامه پست تهران، شماره 2917، 23 خرداد 1342، ص1 و 8؛ روزنامه کیهان، شماره 5966، 23 خرداد 1342، ص1 و 11؛ بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 66، 25 خرداد 1342، ص18 تا 21.
[2]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص185.
[3]. همان، ج7، ص152؛ روحبخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص379.
[4]. همان، ج8، ص183.
[5]. همان.
[6]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص214.
[7]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص245 و 263 و 264؛ سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص70 و 71.
[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص214.
[9]. همان، ص26 و 117 و 118، 153؛ روحبخش، رحیم، همان، ص359.
[10]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص154.
[11]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص119.
[12]. همان، ص281.
[13]. همان، ج3، ص222؛ همان، ج7، ص7 و5 و 526؛ روزنامه پست تهران، شماره 2917، 23 خرداد 1342، ص1 و 8.
[14]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص521.
[15]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 65، 23 خرداد 1342، ص7 تا 9.
[16]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص517 و 519.
[17]. روزنامه اطلاعات، شماره 11114، 23 خرداد 1342، ص13.
[18]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ج3، همان، ص244.
[19]. همان، ج7، ص348.
[20]. روزنامه اطلاعات، شماره 11114، 23 خرداد 1342، ص1 و 14.
[21]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص240 تا 243.
[22]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 66، 25 خرداد 1342، ص21؛ همان، شماره 67، 26 خرداد 1342، ص2.
[23]. همان، ص8.
[24]. مجله پیام انقلاب، شماره 112، 19 خرداد 1363، ص36.
