یکشنبه 12 خرداد 1342/ 9 محرم 1383 / 2 ژوئن 1963

2 بازدید

± عزاداری‌ با رنگ و بوی سیاسی

از ساعات اولیة صبح امروز نقاط مختلف شهر تهران شاهد مراسم عزاداری بود و کثرت و شدت این مراسم در نقاط مرکزی شهر بیش از دیگر مکان‌ها به چشم می‌خورد. به طوری که از ساعت 7 صبح عده‌ای که بیشترشان اعضای جبهة ملی، نهضت آزادی و دیگر دسته‌جات اسلامی وابسته به نهضت آزادی بودند،‌ به تدریج در مسجد حاج ابوالفتح گردهم آمدند و به سوگواری پرداختند. ابتدا مجلس سخنرانی برپا گردید و در ادامه هم روضه‌خوانی شروع شد. در این میان، مردم حاضر در مسجد از آیت‌الله خمینی تجلیل فراوانی به عمل‌ آوردند.[1] عده‌ای از خیابان بوذرجمهری عزاداری را شروع کردند. در سمت شمالی همین خیابان، مقابل مسجد شاه سه تابلوی بزرگ با امضای عباس حیدری روی دیوار نصب بود.[2] مردم عزادار پس از مدتی به خیابان سیروس رسیدند و از آن‌جا هم راهی میدان بهارستان شدند. این گروه در ادامه، پرچم‌ها و پلاکاردهایی را در دست گرفتند که شعارهای سیاسی در آن‌ها نوشته شده بود. مردم با صدای بلند آیات قرآن را تکرار می‌کردند. آنان به دسته‌های شش ـ هفت نفره تقسیم شده بودند تا اگر مأموران خواستند متعرض آن‌ها شوند، بتوانند به آسانی بگریزند؛ هرچند مأموران بنا بر دستور مقامات بالادست، از درگیری و اصطکاک با عزاداران منع شده‌ بودند. از این‌رو اتفاقی نیفتاد و‌ این گروه از عزاداران در ادامه، شعارهای سیاسی سر دادند که از جملة آن‌ها بود: «خمینی خمینی خدا نگهدار تو/ بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو».[3] ‌جمعیت دیگری که از مسجد حاج ابوالفتح خارج شده بودند، دستة بزرگی را تشکیل داده، به سمت میدان شاه، مسجد را ترک گفتند. در آن میدان، دستة دیگری جمع شده بودند که آن‌ها هم به دستة مسجد حاج‌ابوالفتح پیوستند و به صورت صف‌های منظم به سینه‌زنی مشغول شدند. در ادامة مسیر، نقاط متعددی از جمله خیابان ری‌، سرچشمه، مجلس، شاه‌آباد، اسلامبول، فردوسی، شاه‌رضا و کالج را پشت سر گذاشتند و در مقابل دانشگاه تهران تجمع کردند. در طول مسیر، عزاداران با روش‌های مختلفی از حوزة علمیة قم و مراجع و روحانیون پشتیبانی می‌کردند. مثلاً‌ از میان جمعیت یک نفر فریاد می‌زد: «از قم حمایت کنید! آنان‌که به مدرسة فیضیه یورش بردند، همان‌هایی هستند که اگر دستشان به امام حسین(ع) هم می‌رسید، حتماً ایشان را کشته بودند. امام حسین را پیدا نکردند و الاّ او را کشته بودند؛ چون آن‌ها می‌دانستند تنها کسی که آن‌ها را رسوا خواهد کرد، کسی غیر از ایشان نیست».[4] مردم در جلوی دانشگاه تهران به سخنرانی مهیج دو نفر گوش دادند. این عزاداری که به یک راهپیمایی سیاسی شباهت پیدا کرده بود، همچنان ادامه یافت و مسیر شاه‌رضا، سی‌متری نظامی و خیابان سپه (مقابل دانشکدة افسری) را هم پیمود. تا این‌که مردم از قسمت جنوبی، قصد داخل شدن به خیابان کاخ را داشتند که با مخالفت و جلوگیری مأموران انتظامی، از این کار بازماندند. آنان در حالی که شکل تظاهرات را به خود گرفته بودند، با مشت‌های گره‌کرده اقدام به سر دادن شعار کردند و دستشان را به سمت کاخ‌های سلطنتی بالا بردند. مردم شعار می‌دادند «مرگ بر دیکتاتوری». دسته‌های عزاداری به سمت خیابان‌های اطراف بهارستان گسیل شدند. در این میان یکی از عزاداران به نام حاج مهدی عراقی روی بلندی قرار گرفت و در حالی‌که به جمعیت اطراف خود مستولی بود و ناراحتی از سروصورتش پیدا بود، خطاب به آن‌ها گفت: «اسلام غریب است، مردم! پسر پیغمبر دارد شما را دعوت می‌کند مردم!» مردم پس از مدتی که شعار دادنشان تمام شد، به سمت چهارراه پهلوی به راه افتاده، در ادامه هم از حسن‌آباد، میدان سپه و ناصرخسرو گذشتند و به مسجد شاه رفتند. آنان با وجود این‌که باید پس از رسیدن به در مسجد مزبور، پراکنده می‌شدند، اما همچنان به مراسم خود ادامه دادند و در اثر هیجانی که وجودشان را فراگرفته بود، از در شرقی مسجد وارد بازار شدند. بازار را هم دور زدند و در راستة کفاش‌ها به تظاهرات شدیدی پرداختند. در این قسمت از بازار شعار می‌دادند: «قم گشته کربلا/ هر روزش عاشوراست. فیضیه قتلگاه است/ خون جگر علماء شده. موسم یاری / مولایم خمینی / یا صاحب‌العصر».[5] عزاداران در ادامه، از طریق سبزه‌میدان بار دیگر به مسجد شاه درآمدند. در قسمت‌های پایانی مراسم اعلام شد که فردا ساعت 9 صبح عزاداری برپا خواهد شد. به همین منظور از عموم طبقات مردم بویژه دانشجویان خواسته شد که در مراسم فردا حضور پیدا کنند. بعد از این مراسم، مردم حدود ساعت 2 بعدازظهر متفرق شدند.[6]

± سخنرانی حجت‌الاسلام فلسفی

حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی مطابق چند شب گذشته، امشب نیز در مسجد شیخ عبدالحسین تهران که به مسجد آذربایجانی‌ها یا ترک‌ها مشهور است[7]، بالای منبر رفت و مبحث آزادی را که از ابتدای شب‌های ماه محرم آغاز کرده بود، پی گرفت. ازدحام جمعیت هم‌زمان با آغاز سخنرانی وی در ساعت 8 شب طوری بود که صحن مسجد و مدرسة شیخ عبدالحسین، اطراف و پشت بام آن نیز مملو از مستمعین بود.[8] ‌افزون بر این، چند تن از رجال مهم دولتی و لشکری نیز در مسجد حضور داشتند که از میان آنان باید اسدالله علم، نخست‌وزیر[9]، ارتشبد حجازی و سپهبد نصیری (رئیس شهربانی کل کشور) را نام برد.[10]

فلسفی سخنرانی‌اش را با این حدیث از رسول اکرم(ص) آغاز کرد: «لله فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرّضوا لها».[11] سپس شب حاضر را با فضیلت خوانده، یادآور شد که باید فصلی را به مناسبت امشب و به مناسبت زمان بیان نماید. در نخستین گام، اسلام را دینی معرفی کرد که جامع و کامل و حاوی تمام برنامه‌های زندگی است؛ «اسلام دربارة عقاید، اخلاق، معاملات، سیاسیات، اجتماعات و خلاصه دربارة کلیة شئون زندگانی با مردم صحبت کرده است».

سخنران مسجد آذربایجانی‌ها در بخش دوم سخنانش، متناسب با ایام سوگواری عاشورا، به نقش امام حسین(ع) توجه نمود و زندگی آن حضرت را به عنوان الگو و سرمشق برای همگان بررسی کرد. با ذکر این مطلب، زمینه را برای پرداختن به مباحث و موضوعات روز فراهم آورد و طبق وعده‌ای که دیشب داده بود گفت: «با توجه به اوضاع روز و با این اجتماع عظیم، بحث عجیب بنده امشب که در تمام تاریخ منبر در شب عاشورا سابقه ندارد و برای اولین بار در تمام ادوار منبر بیان می‌شود، این است که امشب در این منبر، دولت را استیضاح ملی می‌کنیم؛ یعنی در حضور مردم از دولت نسبت به روش‌هایی که در این چند ماهه اختیار کرده، ‌استیضاح می‌نماییم». در ادامه هم مردم حاضر در مسجد را مورد خطاب قرار داد: «شما دو سؤال می‌توانید از من بنمایید. سؤال اول این‌که آیا این استیضاح از نظر قانونی ارزشی دارد یا نه؟ دوم [این‌که] آیا به نام یک نفر روحانی می‌شود در محضر مردم، دولت را استیضاح کرد یا نه؟» آنگاه به تشریح این دو سؤال خود پرداخت و کوشید در پاسخ‌دهی به آن‌ها مراتب قانونی را توضیح دهد: «اما در[بارة] جملة اول: می‌دانم استیضاح دولت در یک چارچوبة مخصوص است که باید در محیط مجلس و با شرایط معین از طرف نمایندگان باشد. البته آن فایده‌ای که به نام مجلس در استیضاح می‌شود، به آن معنی نیست. اما مهم‌تر از آن است. چرا؟ برای این‌که یک نفر وکیل اگر قدرتی دارد، متکی به قدرت موکلین است. یعنی یک وکیل با بیست هزار یا سی هزار رأیی که آورده، به اتکای موکلینش دولت را استیضاح می‌کند. بنابراین مرکز قدرت، خود شما هستید و وکیل به وسیلة شما قدرت دارد». فلسفی در ادامة این مبحثی که مورد نظر داشت، از ازدحام جمعیت حاضر در مسجد و اطراف مسجد نیز کمک گرفت و با اشاره به انبوه جمعیت حاضر گفت: «اگر در چارچوبة قانون مهم نباشد، در دنیا مهم است. به استیضاح امشب ملت ایران اهمیت می‌دهد. اگر خبرنگاران خارجی باشند، قطعاً اهمیت می‌دهند. اگر اخبار به کشورهای اروپایی و آمریکایی برسد، قطعاً اهمیت می‌دهند. برای این‌که یک چنین اجتماع عظیم طبیعی و بدون دسیسه و نقشه‌بازی از طرف مردم تهران، حقاً یک اجتماع فوق‌العاده مهم و قابل ملاحظه و شایان تقدیر است.» حجت‌الاسلام فلسفی پس از آن، توجه حضار را به سؤال دوم خود معطوف ساخت و با این پرسش‌ها که آیا عمامه‌به‌سرها می‌تواند دولت را در حضور مردم استیضاح کند؟ آیا روحانیت حق دارد در سیاست دخالت کند؟ فلسفی، برای این‌که بتواند به این موضوع به‌خوبی جواب بدهد، در دو شکل دینی و قانونی بحث خود را پیش برد: «اما جواب به منطق دین: در دولت اسلام، حکومت اسلام، آیین اسلام، قانون اسلام، عین سیاست است. در دین اسلام، سیاست عین دین است. مذهب مسیح ‌بن مریم است که از سیاست جداست و سیاست ندارد. اسلام نماز دارد، روزه دارد، ارتش دارد، ‌شهربانی دارد، دادگستری دارد، قوای انتظامی دارد، ‌بیت‌المال دارد، قرارداد بین‌المللی دارد،‌ مرزداری دارد،‌ اصول اقتصادی دارد. بنابراین اسلام از سیاست جدا نیست و مرزی میان آن دو وجود ندارد؛ این جواب دینی. ممکن است دولت بگوید که از نظر منطق دین، دولت قانع نمی‌شود، دولت به اتکاء قانون است». با همین جملة پایانی به تحلیل مورد دوم رفت: «از منطق دین می‌گذرم. بیاییم به سراغ قانون اساسی. جوان‌ها! و مردم مسلمان! در این کوران عجیبی که الان هست، باید این مطلب را کاملاً دقت کنید. آیا روحانیت نمی‌تواند به موجب قانون در سیاست مداخله کند، یا می‌تواند؟ عجیب است؛ گاهی هیئت حاکمه می‌گوید آقا فقط صحبت دینی کنید، فقط ذکر مصیبت، سیاست از دیانت جداست. مگر سیاست پایه‌اش قانون اساسی نیست؟ مگر در قانون اساسی نوشته نشده است که مذهب رسمی کشور، آیین جعفری است؟ مگر در قانون اساسی ننوشته است که قوانین نباید مخالف اسلام باشد؟ مگر در قانون اساسی ننوشته است که اگر مجلس رأی داد و علما مخالفت کردند، جنبة قانونیت ندارد؟ اولین بار است که این حرف را از یک عمامه‌به‌سر می‌‌شنوید؟» وی با این شگرد و فن بیان مخصوص خویش، قدرت دینی، سیاسی و اجتماعی روحانیت را برای حاضران تفهیم و تشریح، و در ادامه تاریخچه‌ای از نفوذ روحانیون و در رأس آنان مجتهدین را در مجالس شورای ملی بیان کرد و وقتی فضای حاکم بر مسجد را آماده دید، ده موضوع زیر را خلاصه‌وار مورد اشاره قرار داد که بر پایة آن‌ها می‌توان دولت را قابل استیضاح دانست. این مواد دهگانه عبارتند از: «1 ـ تخلف از قانون

چرا دولت در اعمال خود به موجب قانون، مراعات شأن مذهبی را نمی‌کند و از قانون اساسی اطاعت نمی‌نماید؟ تصویب‌نامه‌های خلاف شرع مسلم، ‌نظریه‌هایی که دولت می‌دهد ـ به خصوص در قضایای دادگستری ـ بعضی از مواد، خلاف شرع مسلم است. دولت که به‌موجب قانون اساسی مکلف است حیثیت مذهب را در اعمال خود حفظ کند، به چه مجوز شرعی و قانونی مراعات قانون نمی‌کند؟

2 ـ کوتاهی دستگاه‌های فرستنده

چرا نظریة قانونی علما در رادیو و جراید پخش نمی‌شود؟ به‌موجب قانون اساسی، نظر علما حاکم بر تمام مقدرات مملکت است. رادیو و روزنامه برای مملکت است؛ چرا دولت اجازه نمی‌دهد نظریات علما در جراید و رادیو منعکس گردد؟

3 ـ کنترل مطبعه‌ها

چرا چاپخانه‌ها اجازه ندارند که اقلاً به صورت برگ آزاد نظر علما را چاپ کنند؟ مطبعه‌ها گرفتار مأمورین هستند و جرأت ندارند که یک برگ چاپ کنند. جان مردم به لب می‌آید تا یک اعلامیه از مجتهدین در بین مردم پخش شود!

4 ـ جرم پخش اعلامیة مراجع عالی‌قدر

دولت به چه مجوز قانونی جوان‌هایی را که اعلامیه چاپ کردند و پخش کردند، زدند؟ چرا تجار را زدند؟ چرا بدن جوان‌ها را سیاه کردند؟ چرا بعضی‌ها را از بس کتک زدند، مریض نمودند؟ مگر پخش کردن اعلامیة مراجع تقلید که یک رکن قانون اساسی هستند، جرم است؟

5 ـ مدرسة فیضیه

چرا مدرسة فیضیه را خراب کردند؟ چرا وحشی‌گری کردند؟ چرا جنایت کردند؟ طلاب جوانی که پدر و مادرشان آن‌ها را فرستاده بودند تا درس بخوانند، چرا مادران را در داغ آن‌ها گریان کردند؟ این طلبه‌ها که در یک محیط کوچک با ماهی سی تومان و چهل تومان زندگی می‌کند،‌ کولر ندارد، ‌تهویه ندارد،‌ وسایل زندگی عالی ندارد، نان و پنیر می‌خورد، شاگرد امام صادق است، به قناعت زندگی می‌کند، این عمل غیر انسانی چه بود؟ خراب کردند. ویران کردند. طلبه‌ها را از بام به رودخانه انداختند. (گریه حضار) دست شکستند و پا شکستند. خیانت کردند. جنایت کردند. خلاف انسانیت کردند. چرا؟ دولت باید جواب بگوید! مگر چقدر این مملکت هرج‌ومرج و بی‌بندوبار است که دولت از قدرت‌های نظامی و انتظامی در مجرای غلط استفاده کند؟ آن هم با چه رسوایی![...]

6 ـ سربازی طلاب

دولت باید بگوید چطور و چرا بدون موازین قانونی طلاب را به سربازی بردید؟ قانون خود را لگدکوب کردید؟ این‌ها محصلند. سند تحصیلی دارند. وزارت فرهنگ آن‌ها را محصل شناخته است. چرا به قانونتان احترام نکردید؟ چرا به حیثیت قانون تکریم نکردید؟ بالاتر بگویم؛ یکی از طلابی که گرفتار شده است، به من تلفن کرد و گفت فلانی! به ورقه‌های فرهنگی ما اعتنا نکردند. یکی از طلاب مریض بود، بردند برای معاینه. اول هیئت پزشکی گفتند از سربازی معاف است. اما وقتی فهمیدند که طلبه است، خط زدند و گفتند سرباز سرباز! تمام قانون را در مورد طلاب شکستند. این عمل، سربازگیری نیست، این جنگ مستقیم با امام صادق(ع) بود. می‌خواستید حوزة علمیه را بکوبید؟ چرا قانون را شکستید و چرا فیضیه را از بین بردید؟

7 ـ ایجاد محیط رعب و وحشت در قم

چرا در قم محیط رعب و وحشت به وجود آوردید؟ آن‌هایی که از قم آمده بودند می‌گفتند در غروب روز وفات امام صادق(ع)، زن و مرد، پیر و جوان، مردم مسلمان قم مثل مردمی بودند که لشکر اجنبی با تانک و زره‌پوش به آن‌ها حمله کرده بود! زن‌ها ترسان، بچه‌ها گریان، مردان مضطرب. آیا یک دولتی با ملت خود این طور عمل می‌کند؟ چرا مرعوب کردید مردم شریف و محترم مسلمان شهرستان مذهبی قم را؟ بالاترین وقاحت و رکیک‌ترین عمل، این‌که قدغن کردند 48 ساعت اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها طلاب را سوار نکنند! ببین چه شرم‌آور است! بالاتر بگویم؛ ای دنیا! ای جهان انسانیت! بشنوید صدای ما را. در دنیایی که در جبهة جنگ، طرف را اگر زخمی است، مداوا می‌کنند. مردم اگر نمی‌دانید، بدانید؛ طلاب زخمی را از بیمارستان‌ها بیرون ریختند. (گریه حضار) طلاب گچ‌گرفته، کمر شکسته، بازو شکسته! وای بر این حکومت! وای بر این هیئت حاکمه! وای بر این مملکتی که این قدر باید زیر چکمة شکنجه و قانون‌شکنی و نادرستی و تجاوز گرفتار باشد!

8 ـ دیکتاتوری با بازاریان

چرا بعد از این‌که مردم مسلمان تهران به پشتیبانی روحانیت، بازار را سه روز بستند، نمی‌گذارید بازارشان را باز کنند؟ چرا با مردم این قدر معاملة دیکتاتوری و خشونت می‌کنید و اجازه نمی‌دهید بازارها باز شود؟

9 ـ جلوگیری از اقامة عزاداری

چرا الان در اکثر ولایات ـ اگر نگوییم اکثر، لااقل در بسیاری از ولایات ـ آن‌چنان مأمورین فشار آورده‌اند که نه روضه است و نه اجازة عزاداری می‌دهند؟ مردم در شب عاشورا سرگردان هستند و مأمورین به آن‌ها اجازة اقامة عزا نمی‌دهند.

10 ـ زندانیان بی‌گناه

چرا یک عده مردم محترم بی‌گناه، بدون معلوم شدن تکلیف آن‌ها، در گوشة زندان به سر می‌برند؟ مگر قانون اساسی نمی‌گوید نمی‌شود از کسی سلب آزادی کرد! چرا سلب آزادی کرده‌اید؟ چرا این مملکت را که از خون جگر این مردم فراهم شده است، در مجاری نظریه‌های خودتان به کار می‌برید؟ انتقام می‌گیرید. مردم را زندانی می‌کنید؟»[12] فلسفی با یادآوری این مطلب که تنها با گفتن او استیضاح دولت سودی ندارد، از جمعیت انبوه و فشردة حاضر خواست که وقتی ده مادة مزبور را یکی‌به‌یکی تکرار می‌کند، آن‌ها نیز با گفتن «صحیح است» استیضاح را مورد تأیید قرار دهند. سپس به ترتیب، ده ماده را تکرار کرد که اکثر مردم در خاتمة هرکدام از آن‌ها «صحیح است» می‌گفتند. با وجود این، بخش پایانی سخنرانی فلسفی، نشان از هدف و انگیزة اصلی وی از بیان مطالب امشب داشت. او با پیش کشیدن این موضوع که اگر دولت فعلی کناره‌گیری کند و دولت دیگری روی کار آید، آیا اعتراض‌ها تمام می‌شود، مبحث مورد نظرش را با این جملات ادامه داد: «حرف ما، صحبت ما به ایران و به تمام دنیا این است: ما داد می‌زنیم ای دنیا! پنجاه سال است در این مملکت اسم مشروطیت و آزادی است اما عملاً ‌نیست. وکلای قلابی در ادوار گذشته به مردم تحمیل شدند. وکلایی که گاهی موکلین، اسم آن‌ها را هم نمی‌‌دانستند. بس است هر چه زیر شکنجه ماندیم. هرچه بلا دیدیم. حرف ملت این است که ما می‌گوییم تمام مواد قانون اساسی در تمام مظاهر آن، در شأن دین،‌ در انتخابات آزاد، در حیثیت مال، ‌در شرف مردم، در ممنوع ‌بودن زندان نابه‌جا، در تمام امور،‌ قطعاً، جداً و مسلماً باید درست اجرا شود. این را پنج بار بگویید». مردم پنج بار گفتند «صحیح است».

وی به این بخش از سخنانش که رسید، تصریح کرد: «امشب الحمدلله یک عمل مقدسی که داشتیم از خون حسین‌بن‌علی، ‌از حیات حسین‌بن‌علی(ع) به نفع مردم مسلمان استفاده کردم. خدا شاهد است چقدر الان مسرورم از این‌که توانستم در ظل امام حسین(ع) این وظیفه را انجام دهم». سخنران مسجد شیخ عبدالحسین تهران با قرائت دو نامة تشکرآمیز از سوی دو تن از مراجع عظام قم، سخنانش را پایان بخشید. این دو نامه را آیات عظام خمینی و شریعتمداری خطاب به وی نوشته بودند و ضمن ابراز قدردانی از سخنرانی‌ها و افشاگری‌های وی برضد حاکمیت و دولت، موضوع افتتاح حسابی در بانک صادرات به منظور کمک به تعمیر مدرسة فیضیة قم را یادآور شده، از او خواسته بودند که این امر را در منابر به اطلاع مردم برساند تا علاقه‌مندان نسبت به واریزی وجوه مربوط به آن منظور، اقدام کنند. سپس بازسازی مدرسة یاد شده را بسیار مهم تلقی نمود و افزود: «این موضوع حساب بانک خیلی اهمیت دارد. من در منابر امروز گفتم. الان هم می‌گویم. اگر مدرسة فیضیه را سیل خراب کرده بود، ده نفر می‌ساختند. اگر مدرسة فیضیه را زلزله خراب کرده بود، پنجاه نفر می‌ساختند. اما مدرسة فیضیه را دیکتاتوری خراب کرده است؛ مدرسة فیضیه را عنوان جرم و جنایت ویران کرده است. برای این‌که نسبت به این جنایت، اظهار تنفر شود، تمام مردم ایران باید در این کار شرکت کنند. یکی ده هزار تومان بدهد، یکی پنج هزار تومان بدهد، یکی دو هزار تومان بدهد، یکی هزار تومان بدهد، صد تومان بدهد، ده تومان بدهد، دو تومان هم شد بدهد،‌ اما جدا جدا! تا ثابت شود مردم به تمام شعب بانک صادرات این مملکت پول دادند. وقتی کسی می‌رود بابت مدرسة فیضیه پول بدهد، یعنی رأی مثبت می‌دهد و مراتب تمایل و علاقة خود را به قم، به حوزة علمیه، به مقام امام صادق(ع) ابراز و اظهار می‌نماید. این جمله از نظر تذکر شما لازم بود به عرض برسانم». فلسفی با این جملات ذکر مصیبت کرد و از منبر پایین آمد.[13]

± عکس آیت‌الله خمینی در دسته عزاداری طیب

دستة عزاداری و سینه‌زنی طیب حاج‌رضایی که به نام دستة حسین‌بن‌علی(ع) شهرت دارد و از دسته‌جات پرطرفدار تهران به شمار می‌آید، همانند سال‌های گذشته به عزادری در ایام ماه محرم می‌پردازد. تکیة طیب در چهارراه انبار گندم در خیابان ری تهران، محل کار طیب، واقع است. از اولین روز ماه محرم، همگام با دیگر عزاداران حسینی همه شب مراسم روضه‌خوانی و سینه‌زنی در این تکیه برپا می‌گردد. افزون بر این، دستة مخصوص وی به سمت شمال شهر به حرکت درمی‌آید و از سرچشمه و خیابان سیروس گذشته، به تکیه باز می‌گردد. امشب نیز دستة سینه‌زنی طیب به حرکت درآمده، معابر یاد شده را زیر پا گذاشت. طیب در حالی که کت‌وشلوار خاکستری با پیراهن مشکی به تن و کلاه شاپو بر سر داشت، در جلوی آن به سینه‌زنی می‌پرداخت.[14] آنچه امسال توجه همگان را دربارة این دسته به خود معطوف ساخت، نصب عکس‌هایی از آیت‌الله خمینی است که سینه‌به‌سینة علم‌های اختصاصی آن دسته به حرکت درمی‌آید.[15] افزون بر این، عکس‌های کوچکی هم از آیت‌الله بین مردم توزیع می‌شد. در داخل تکیة طیب نیز عکس بزرگی از آیت‌الله خمینی روی دیوار نصب شده است.

هم‌زمان با حرکت دستة طیب، اتومبیل نخست‌وزیری در کنار خیابان توقف کرد و از داخل آن، رسول پرویزی (معاون اسدالله علم) پیاده شد. او یک‌راست به سمت طیب رفت و او را به گوشه‌ای کشید. پس از صحبت‌های اولیه به طیب تذکر داد که عکس آیت‌الله را از علامت هیئتش پایین بیاورد. اما طیب در برابر تذکر وی پرسید به چه علت عکس را پایین آورد. تا این‌که صحبت‌های آن دو بالا گرفت و دیگران هم متوجه گفت‌وشنود آن‌ها شدند. عده‌ای از عزاداران گرد طیب را گرفته، در نتیجه معاون نخست‌وزیر وادار به ترک گفت‌وگو شده، رفت. طیب نیز با حالت خاصی به میان هیئت بازگشت و سینه‌زنی را ادامه داد.[16]

± احتمال ورود نیروی نظامی جدید به قم

بدیعی، رئیس ساواک قم در ساعات پایانی امروز با اشاره به سخنرانی آیات عظام خمینی و شریعتمداری در روز عاشورا اطلاع داد که: «ایشان ‌قصد دارند مأمورینی که در وقایع مدرسة فیضیه به نظر آن‌ها دخالت داشته‌اند، مضروب و مصدوم نمایند و احتمال می‌رود به دوایر انتظامی هجوم نمایند». البته وی طولی نکشید که خبردار شد که سخنرانی آیت‌الله شریعتمداری در منزل برگزار خواهد شد.[17] اما نگرانی در این‌باره که احتمال دارد اداره‌های دولتی در قم مورد هجوم عزاداران قرار گیرد، همچنان وجود داشت. او حتی احتمال داد افرادی که در مراسم فردا شرکت خواهند کرد، قصد دارند مأمورینی را که به نظرشان در واقعة حمله به مدرسة فیضیه دخالتی داشته‌اند، مصدوم و مضروب سازند.[18] چراکه افزون بر بدیعی، سرهنگ پرتو (رئیس شهربانی قم) نیز آن را پیش‌بینی کرده، با یادآوری برنامة سخنرانی آیت‌الله خمینی در ساعت 5 بعدازظهر روز عاشورا، احتمال آشوب و حمله به سازمان‌های دولتی و پلیس را مطرح ساخت.[19] به هر روی، بدیعی وجود نیروی نظامی کمکی برای جلوگیری از اقدامات احتمالی و آشوبگرانة مردم را ضروری دانست و در ادامه یادآور شد که: «به کار بردن گردان سرباز، موکول به اجازة تیمسار سپهبد نصیری، ریاست شهربانی کل است که پس از تماس در صورت تصویب، داخل در عمل خواهند شد».[20]

± پیشنهاد جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله خمینی در مدرسة فیضیه

رئیس ساواک قم (بدیعی) با طرح پیشنهادی، خواست که از رفتن آیت‌الله خمینی به مدرسة فیضیه برای ایراد سخنرانی جلوگیری به عمل آید. بدیعی در این‌باره اظهار کرد که اگر بعدازظهر فردا، درِ مدرسة فیضیه قفل و بسته شود و چند نفر از مأموران انتظامی در داخل و پشت بام آن حضور یافته، از ورود مردم بدانجا جلوگیری کنند، تصور می‌شود که آیت‌الله خمینی هم از رفتن به مدرسة مزبور منصرف شود. او در ادامه یادآور شد که: «چنانچه لازم شود چند تیر هوایی هم شلیک شود، موضوع به کلی منتفی خواهد شد». رئیس ساواک قم که پیشنهاد خود را برای پاکروان (رئیس ساواک مرکزی) ارائه می‌کند، از عواقب احتمالی آن هم غفلت نداشته، در این باره تذکر داد که با این کار، اصطکاکی پدید خواهد آمد. یا آیت‌الله خمینی [از سخنرانی منصرف می‌شود یا] محل سخنرانی‌اش را تغییر خواهد داد و به صحن مطهر حضرت معصومه یا مسجد اعظم خواهد برد.[21]

± تظاهرات بعد از سخنرانی در مسجد هدایت

طبق دعوت‌نامه‌هایی که به صورت تراکت پخش شده بود، از ساعت 4 بعدازظهر، آرام‌آرام مراسم مسجد هدایت تهران (واقع در خیابان اسلامبول) شروع شد. برخی از این دعوت‌نامه‌ها از سوی دانشجویان اسلامی تهیه و از حجت‌الاسلام مکارم شیرازی به عنوان سخنران مسجد هدایت، نام برده شده بود.[22] از جمله کسانی که دست‌اندرکار برپایی مجلس امروز عصر در مسجد مزبور بودند، می‌توان مهندس معین‌فر و مهندس طاهری را نام برد که هر دو از فارغ‌التحصیلان چند سال پیش دانشکدة فنی هستند. جمعیت دسته‌دسته به سمت مسجد آمده، در حدود یک ساعت نزدیک به هفتصد نفر دانشجو،‌ طلبه و دیگر طبقات مردم در داخل مسجد جا گرفتند. ابتدا برنامة مسجد توسط یکی از افراد نهضت آزادی ایران اعلام گردید. آنگاه یکی از دانشجویان چند آیه از قرآن مجید را تلاوت نمود. اظهار مطالبی دربارة حادثه کربلا و مبارزات سیدالشهدا از دیگر برنامه‌هایی بود که دو تن از دانشجویان اقدام به آن کردند. آنگاه حجت‌الاسلام ناصر مکارم شیرازی بالای منبر رفته، در ابتدای صحبت‌هایش، مقداری از زندگی امام حسین(ع) سخن گفت. در میانة گفتارش به دولت کنونی ایران حمله برد و به تشریح حادثة مدرسة فیضیة قم پرداخت و بویژه همواره به سرنیزه اشاره می‌کرد: «سابق یزید هم با همین سرنیزه مردم را مرعوب می‌کرد و [کماندو خبر می‌کرد.] امروز هم کار به این ترتیب است». اشارة مکارم شیرازی در بخشی از صحبت‌هایش به این‌که ضبط صوت گذاشته شده تا سخنانش بدون کم‌وکاست ضبط شود، حاکی از آن داشت که وی نیز از حضور مأموران دولتی و عوامل ساواک در جلسه آگاهی دارد و نسبت به گزارش‌هایی که آن‌ها به مسئولان خود ارائه می‌کنند، اعتماد ندارد. او با یادآوری این موضوع، به گونه‌ای چنین جلوه نمود که این بی‌اعتمادی به اجزای دولتی، در میان مردم عامیت پیدا کرده است. او در ادامة سخنانش بدون آن‌که از کسی نام ببرد، خواب محمدرضاشاه را به میان کشید و گفت: «کسانی که امام زمان را به خواب می‌بینند باید متوجه باشند که این مطالب برای چه بیان می‌شود».[23]در حدود 6:30 عصر سخنرانی وی تمام شد که در این زمان عده‌ای از جمعیت که تقریباً ششصد نفر و بیشترشان دانشجویان عضو نهضت آزادی ایران بودند، به خیابان ریختند و به صورت تظاهرات، از چهارراه اسلامبول به سمت لاله‌زار به راه افتادند. آنان جنوب میدان سپه، ناصر خسرو،‌ بخشی از بازار و سبزه‌میدان را زیر پا گذاشتند که در حین حرکت بر تعدادشان افزوده می‌شد. به طوری که وقتی داخل میدان ارک شدند، بیش از 1200 نفر بودند. مردم تظاهرکننده در مقابل کاخ گلستان تجمع کرده، شعارهایی را که در مراسم عزاداری پیش از ظهر از دهان مردم خارج می‌شد، سر دادند. در این میان چون هم‌زمان با آن، در کاخ گلستان مراسم روضه‌خوانی در حال اتمام بود و امکان داشت هر لحظه بین جمعیت حاضر و جمعیتی که از کاخ گلستان خارج می‌شود، زدوخورد یا اصطکاکی پدید آید، بلافاصله مأمورین انتظامی وارد میدان شده، از پیشرفت مردم جلوگیری کردند. تظاهرکنندگان که همچنان به سر دادن شعار و حمایت از آیت‌الله خمینی ادامه می‌دادند، به جلوی ادارة رادیو رسیدند اما نتوانستند صف مأموران انتظامی را بشکنند. به‌ناچار به طرف چهارراه گلوبندک و پاچنار حرکت کرده، از آن‌جا به مولوی و میدان شاه رفتند. آن‌ها نهایتاً خواستند به مسجد حاج‌ابوالفتح وارد شوند که با ممانعت عده‌ای که در مسجد بودند و به سخنرانی واعظ گوش می‌دادند، مواجه شدند. بینشان مشاجره لفظی روی داده، چون نتوانستند از میکروفون مسجد استفاده کنند،‌ به میدان شاه بازگشتند. در پایان هم پیش از آن‌که پراکنده شوند، اعلام کردند فردا ساعت 9 صبح در مسجد شاه حضور به هم می‌رسانند.[24]

± سخنرانی آیت‌الله طالقانی

نخستین جلسة سخنرانی مسجد هدایت که به پایان رسید، نوبت به مجلس سخنرانی آیت‌الله سیدمحمود طالقانی رسید. در سالن مسجد دسته‌گل‌های زیادی برای سیدمحمود طالقانی قرار داده بودند[25] که نشان‌دهندة علاقة دست‌اندرکاران مسجد و جمع زیادی از مردم حاضر در مسجد هدایت به وی بود. به ‌هر روی، آیت‌الله طالقانی که تازه از زندان رهایی یافته، در حدود ساعت 8:30 بالای منبر رفت و شروع به سخنرانی کرد. ابتدا آیه‌ای از قران را برای حاضران تلاوت نمود. آنگاه با بیان مطالب مفصلی دربارة منطق و فلسفه گفت: «منطق و فلسفة دنیا در حال حاضر تمام بر روی اقتصادیات و مادیات برپا شده و تنها منطق و فلسفة دین اسلام است که در همه حال زنده[است] و مطالبش تازگی دارد و در مورد کوچک‌ترین چیز، تز و دستوراتی داده است». آنگاه با اشاره به فداکاری‌های امام حسین(ع) و توطئه‌های شمر که گاهی جزو خوارج بود و گاهی در دسته‌های دیگر وارد می‌شد، از گذشتة خود یادآور شد که اول کومونیست بوده، اما هم‌اکنون هدایت شده است. او در همین باره از وضعیت کمونیست‌ها سخن رانده، افزود که: «این را هم بدانید که بعضی‌ها از نفوذ کومونیست در ایران واقعاً ترس دارند. در حالی‌که اگر روزی کومونیست به ایران بیاید، روز نابودی اوست. برای این‌که مردم ایران مردمی هستند که نیروی ایمان خود را به هیچ قیمت از دست نخواهند داد». او در همین‌باره به خطرات کمونیسم هم پرداخت و اظهار کرد: «در دولت فعلی افراد توده‌ای و جهودها مشغول کار شده‌اند». طالقانی آنگاه از بی‌توجهی حاکمیت به مردم کشور سخن رانده، با مطالب کنایه‌آمیز به سفر یک هنرپیشة ایتالیایی، جینا لولو بریجیدا، به ایران و تمجیداتی را که از سوی مراکز دولتی در استقبال از وی به عمل آمده، اشاره کرد و گفت: «ملت آزادی ندارد و برای مردم شرافتمند در ایران ارزش قائل نیستند؛ برای هنرپیشه چه مقدمات و برنامة پذیرایی در نظر می‌گیرند و برای نمایندگان روحانیون و آزادمردان حتی در زندان جای خوابیدن نیست». آیت‌الله طالقانی در بخشی دیگر از سخنانش خلافت یزید را پیش کشید و تصریح کرد که یزید به اطرافیانش وعدة مقام و پول می‌داد تا امام حسین(ع) را از بین ببرد. سپس از دوران زندانی شدنش، خاطره‌ای را به یاد آورد که: «به مأموری گفتم چرا این کار را می‌کنی؟ همان جملة المأمورُ معذور را گفت. در جوابش گفتم پس اگر رئیس تو گفت شکم مادرت را پاره کنی، پاره می‌کنی؟[ این مأمور جواب داد که] چه کنم، می‌ترسم، باید اجرا کنم». طالقانی با این خاطره رو به مردم گفت که: «خود این مأمورین هم از دولت و دستگاه دل‌‌ خونی دارند. ما باید آن‌ها را به خود راه بدهیم. در هر مرحله‌ای هستند. اگر پشیمان شده‌اند، مانعی ندارد».[26] موضوعات سخنرانی آیت‌الله طالقانی در مجلس امشب مسجد هدایت، طولانی بوده، دارای ابعاد متعددی بود. جالب آن‌که هنگام سخنان او چند تن از مأموران ساواک در مسجد حضور داشتند و گزارش‌های مختلفی تهیه کردند. او خود هم به این موضوع توجه و بدان وقوف داشت. از این‌رو گزارشگران ساواک و مأموران امنیتی را طرف خطاب قرار داد: «به اربابان خود گزارش دهید که ملت را نمی‌شود از بین برد. تمام این فرماندهان و مسئولین مانند عروسک‌های بادکرده می‌مانند. مرا به زندان بردند. توهین کردند. زن‌وبچة مرا ناراحت کردند. ولی من شکست نخوردم. رفقای من هم که در زندان هستند، شکست نخوردند».[27] سخنران مسجد هدایت تهران در بخش پایانی سخنانش، به مبارزه‌ای پرداخت که پیامبر اسلام با اربابان و تفکرات ارباب ـ رعیتی داشت. آنگاه برای تبیین مراتب مبارزة آن پیامبر عظیم‌الشأن با اربابی‌گری، مسائل روز را پیش کشید و خاطرنشان کرد: «پیامبر اسلام هم در آن موقع فرمود که ارباب معنی ندارد. زیرا همه در خلقت یکی هستیم. [...] هیئت حاکمه و زمامدار کشور، رژیم ارباب و رعیتی را از بین برد. یعنی پشت پا به قانون اساسی زد. زیرا کشور ما، کشور مشروطه و دارای قانون اساسی است و داشتن ورقة مالکیت و مالک ‌بودن محترم است. خودشان ارباب درست می‌کنند، بعداً اربابی را می‌خواهند از بین ببرند. بابا! شما خودتان ارباب می‌سازید و پشت پا به قانون اساسی می‌زنید. می‌آیند اشخاصی را که حرف حق می‌زنند، به زندان می‌فرستند. بابا! ما کاری نکردیم. مال کسی را نخورده‌ایم. شاه مملکت دلار از مملکت خارج می‌کند و در بانک‌های خارج می‌گذارد و پشتیبان دولت روس و انگلیس و استعمارپرست می‌باشد. مردم می‌خواهند در مسجد هدایت ختم بگذارند، دستگاه پلیس جلوگیری می‌کند. مردم فکر کنید به شهربانی چه مربوط؛ آقای رئیس شهربانی به شما چه مربوط است، ما می‌خواهیم در مسجد، خانة خدا ختم بگذاریم. پلیس غلط می‌کند جلوگیری و دخالت می‌کند و مرتباً از حفظ قانون اساسی و اجرای آن صحبت می‌کند. من در زندان بودم، آقای رئیس شهربانی ملاقات را از من جلوگیری می‌کرد. ولی دزدها و جنایتکاران را از ملاقات جلوگیری نمی‌کند. شخص اول مملکت، البته به طور اشاره، جنایتکار و هواپرست و پشتیبان دزدان و از فاحشة بین‌المللی پشتیبانی می‌کند».

طالقانی با بیان این جملات مدام از مردم می‌پرسید و شهادت می‌گرفت که این کشور اسلامی است و آیا این دستگاه حاکمة یک کشور اسلامی می‌باشد؟ در مقابل آن توجه مردم را به مراجع و علما و سران جبهة ملی معطوف ساخت و رو به جمعیت گفت: «بایستی شما پشتیبان آن‌ها باشید و از زندان ترسی نداشته و دست این جنایتکاران را از کشور دور کنید. و شما را کاری نخواهند کرد جز این‌که زندان ببرند و پس از چند روز آزاد می‌کنند. و باید با دانشجویان دانشگاه که این همه بدبختی و ستم از دستگاه پلیس و غیره کشیده‌اند، پشتیبانی کنید. در نوحه‌سرایی خود از مدرسة فیضیة قم و علما و غیره پشتیبانی کنید. از امروز مبارزة خود را شروع کرده و از هیچ چیز ترسی نداشته باشید».[28] گفتنی است که پس از سخنرانی وی، تعدادی از اعلامیه‌های آیت‌الله خمینی بین مردم توزیع شد.[29]

±سخنرانی آیت‌الله دستغیب

طبق فراخوان عمومی که دیروز بین اهالی شیراز انجام شده بود، امشب در مسجد نوی‌ شیراز مراسم سخنرانی برپا گردید. این مراسم با حضور جمعیت زیادی آغاز و در ادامه هم حجج ‌اسلام مصباحی و سیدحسین یزدی به ترتیب بالای منبر رفتند و به سخنرانی پرداختند. پس از آن ‌دو، آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب که قرار بود به عنوان اولین سخنران به منبر برود، به ایراد نطق ایستاد. او از همان دقایق اول شروع کرد به حملات تند علیه دولت و گفت: «مردمی که امشب به دعوت علما جهت شرکت در مجلس عزای حسین این‌جا گرد آمده‌اید، بدانید قبل از عزای حسین، امروز عزای دین [داریم]. حسین روزی در برابر مظالم بنی‌امیه جهت نگهداشتن دین قیام نمود. امروز هم دارد دین از دست می‌رود و ما باید مثل اصحاب حسین قیام کنیم. تمام علمای اعلام اظهار داشته‌اند در چنین موقعی که دین دارد از دست می‌رود، سکوت حرام است و کمک به ظالم است. در اعلامیة جدید، آقای خمینی چنین فرموده بودند خطراتی که به عالم اسلام و مذهب جعفری روی‌آور شده، خیلی طاقت‌فرسا است و احتیاج به فداکاری و جانبازی دارد. توهینی که به مقام روحانیت شده، غیر قابل بخشش است. اسلام را دارند به سوی فنا می‌برند. با اجرای یک مشت قوانین شیطانی و در نظر داشتن قوانین پوچ‌تری می‌خواهند دین را نابود کنند و احکام اسلام را پایمال نمایند. قانون آزادی زنان اگر اجرا شود، می‌دانید چه مصائبی در پی دارد؟ آیا مردم می‌دانید با اجرای این قانون لعنتی همه چیز ما از دست می‌رود؟ ملت مسلمان خواب نیست. حکومت فعلی چرا به حرف‌های ما پاسخ نمی‌دهد و فقط مردم را ارعاب می‌نماید که شما را می‌گیریم و می‌بریم و زندان می‌کنیم و می‌زنیم».

آیت‌الله دستغیب در ادامه، عوامل دولت را خطاب قرار داد که: «شما غلط می‌کنید. برای چه! مگر در کشور مشروطة ما آزادی نیست. ما با کمال آزادی حرف‌های خود را می‌زنیم. دین ما از دست می‌رود». وی در این بخش از سخنانش دخالت خارجی‌ها در ایران بویژه اسرائیل را پیش کشید و افزود: «وای از آن روزی که مملکت و ملت ما را به دست اسرائیل بدهند و جاسوسان کثیف اسرائیل که همان طایفة ضاله و مضله هستند، بر ما حکومت کنند. این آرزو برای شما عملی نمی‌شود. مردم ببینید چقدر شرم‌آور است. زیر قرآن و دروازه‌های دیگر طلبه را می‌گیرند و به سازمان زهرمار می‌برند. در کشور ما کتاب‌های ضداسلامی مال اسرائیل و طایفة مضله (مقصود بهایی‌هاست) به چاپ می‌رسد. ولی مجلات علمی و مذهبی را توقیف می‌نمایند. بیدار باشید. هوشیار باشید. هدفی جز برانداختن اسلام ندارند. آن‌ها خیال می‌کنند مسلمانان مرده‌اند. نمی‌دانند این دل‌ها همه در هیجان است و خون‌ها می‌جوشد. می‌گویند علما می‌خواهند شورش کنند. آیا این حقیقت دارد؟ اگر علما می‌خواستند شورش کنند، همین دهة عاشورا کافی بود تا بساط این حکومت را برچینند. ولی چنین هدفی در کار نیست. ما حافظ قرآن و امنیت هستیم. ما حافظ دین هستیم. شاه مملکت قسم خورده در راه ترویج دین بکوشد. باید به قسمش عمل کند. قانون مملکت باید با نظریة روحانی تصویب شود. قانونی که با اسلام وفق ندهد، ما آن را قانون نمی‌دانیم. تمام این اجتماعات و سروصداها فقط به خاطر اجرای قوانین اسلام است. حکومت هیچ راهی ندارد جز اطاعت از مراجع تقلید ما، جز خضوع و خشوع در برابر آن‌ها. قوانین قرآن باید حکم‌فرمایی کند».

سخنران مسجد نو در بخش پایانی به وظیفة خود که به عنوان زبان ناطق مراجع تقلید شیراز سخن می‌گوید، پرداخت و خطاب به سران مملکت و عمال دولت گفت: «آی شمایی که دم از اصلاحات می‌زنید! کدام کار را برای مردم درست کردید؟ کدام کارخانه را آوردید؟ فقط رفتید و رقاصه آوردید. ملت مسلمان دیگر فریب نمی‌خورد. حق را از باطل تشخیص می‌دهد. به ‌خدا عده‌ای زیاد از جوانان باایمان نزد من آمده‌ و گفته‌اند ما وصیت خود را کرده‌ایم. فقط گوش به فرمان هستیم تا کفن پوشیده و جهاد کنیم. ولی من گفته‌ام نه، امنیت و آرامش باید برقرار باشد. ما زنده‌ایم و بگذاریم اسرائیل و جاسوسانش در فرهنگ کشور اسلامی حکومت کنند؟ نه، این عملی نیست. ما می‌جنگیم با آن‌هایی که با مراجع تقلید جنگ دارند. ما در جنگ هستیم با مخالفین اسلام و تا خون در بدن داریم، مبارزه می‌کنیم. از حبس و تبعید و زدن هراس نداریم. ما می‌خواهیم مثل اصحاب حسین‌بن‌علی باشیم. مردم! اجتماع امروز شما میخ ناحقی به چشم دشمنان دین است. امروز دیگر سکوت حرام است. چون مسئله به این سادگی‌ها نیست. باید قیام کرد و از جان گذشت».[30] بعد از آن‌که سخنرانی آیت‌الله دستغیب در حدود 12 شب پایان یافت، جمعیت حاضر در مسجد در حالی که پرچم‌های سیاه، طبل‌های عزاداری و پلاکاردهایی با مضامین سیاسی در دست داشتند، با حالت اعتراض به خیابان‌های اطراف سرازیر شدند[31] و چون احتمال می‌رفت که وی با مشکلاتی از سوی مأموران امنیتی شهر روبه‌رو شود، در حالی که دسته‌جات سینه‌زنی در حرکت بودند، یکی از عزاداران به نام حاج‌میرزا عرب‌زاده وی را روی دوش گرفت و به همراه عدة زیادی از عزاداران به سمت بازار مسگرها که منزل آیت‌الله در انتهای آن قرار دارد،‌ برده شد.[32]

± سخنرانی علیه دولت

دو تن از وعاظ روحانی در مجالس سخنرانی که پیش از ظهر امروز در منازل آیات عظام خمینی و شریعتمداری برگزار شد، مطالب تندی علیه دولت بیان کردند. حجت‌الاسلام سیدجواد جزایری دزفولی در منزل آیت‌الله خمینی ضمن انتقاد شدید از آیت‌الله، خواست که حکم جهاد دهد. در حالی که وی سخنرانی می‌کرد، حدود صد نفر از دانش‌آموزان دبیرستانی در قم وارد منزل شدند و با سلام و صلوات پیوستگی و پشتیبانی خود را با مراجع و روحانیت اعلام نمودند. حجت‌الاسلام شیخ علی‌اصغر مروارید هم واعظ دیگری بود که در منزل آیت‌الله شریعتمداری به سخنرانی ایستاد و به شدت به عمال دولت حمله برد.[33]

± سخنرانی در منزل آیت‌الله بهبهانی

مجلس روضه‌خوانی که امروز در منزل آیت‌الله سید محمد بهبهانی تشکیل شد، موجب عصبانیت سلیمان بهبودی از رجال مشهور و وابستگان دربار پهلوی گردید. در این مجلس، حجت‌الاسلام موسوی شیرازی در ضمن سخنرانی، حملات شدیدی علیه دولت اسدالله علم و سپهبد نصیری (رئیس کل شهربانی) نمود. به‌طوری ‌که سلیمان بهبودی که در آن مجلس حضور داشت، از فرط ناراحتی و عصبانیت جلسه را ترک کرد. او هنگامی که از منزل آیت‌الله بهبهانی خارج می‌شد گفت: «جای این قبیل روضه‌خوان‌ها در این‌جا نیست. این‌ها را باید به زندان قزل‌قلعه بفرستند و در آن‌جا روضه‌خوانی کنند».[34]

± پیش‌بینی ساواک درباره سخنرانی آیت‌الله خمینی

شهربانی قم در گزارشی که برای شهربانی کل کشور ارسال کرد، خبر از حوادثی داد که پیرامون سخنرانی آیت‌الله خمینی به دست آوره است. طبق اطلاعاتی که این شهربانی به دست آورده، ساعت 5 بعدازظهر فردا آیت‌الله خمینی با جمعیت کثیری به مدرسة فیضیه خواهد رفت و سخنرانی خواهد کرد. از این‌رو پیش‌بینی کرده است که جمعیت‌های سیاسی وابسته به جبهة ملی، دانشجویان، بازاریان و دیگران که به قم آمده‌اند، دست به تحریکاتی زده، اغتشاش کنند. سرهنگ پرتو، رئیس شهربانی قم در ادامه حتی احتمال برده است که آنان به سازمان‌های دولتی و پلیس حمله‌ور شوند و آشوب و بلوا به‌پا کنند. او برای این‌که بتواند سخن خود را مستدل نماید، اشاره‌ای هم به این سخن از آیت‌الله خمینی کرده است: «روز عاشورا قم را کربلای ثانی خواهیم نمود». وی در پایان بنا به اظهارات نزدیکان آیت‌الله یاد‌آور شده است افرادی که از نقاط مختلف به قم آمده‌اند، ممکن است مسلح به اسلحة سرد باشند.[35]

± مراسم عزاداری در کاخ گلستان

از ساعت 17 مجلس سوگواری به مناسبت تاسوعای حسینی از سوی دربار شاهنشاهی در کاخ گلستان برپا شد. در این مجلس علاوه بر عدة زیادی از اهالی تهران، علاء (وزیر دربار)، حجازی (رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران)، آرام (وزیر امور خارجه)، ریاحی (وزیر کشاورزی)، سمیعی (کفیل وزارت جنگ) و گروهی دیگر از رجال کشوری و لشکری حضور داشتند. حدود یک ساعت از آغاز مجلس گذشته بود که محمدرضا پهلوی هم در آن مراسم حضور یافت. در این مجلس چند تن از وعاظ به سخنرانی و روضه‌خوانی پرداخته، در ساعت 19 مجلس برچیده شد.[36]

± عزاداری مردم جمکران و سراجه در قم

عده‌ای از عزاداران و دسته‌های سینه‌زنی که امروز در خیابان‌های قم به سوگواری پرداختند، از اهالی دهات جمکران و سراجه بودند. شمار این تعداد از عزاداران در حدود دو هزار نفر برآورد شده‌ است.[37] گفته می‌شود که تعدادی از این افراد برای محافظت از آیت‌الله خمینی که فردا در مدرسة فیضیه به سخنرانی خواهد پرداخت، به قم آمده‌اند.[38]

± گزارش ساواک از عزاداری برخی شهرها

امروز و هم‌زمان با تاسوعای حسینی، دسته‌جات مختلف سینه‌زنی و زنجیرزنی در نقاط گوناگون به عزاداری پرداخته‌، مردم با برپایی مجالس و مراسم متعدد، به سوگواری حسینی نشستند. اگر چه در برخی از این مجالس سخنرانی‌های تندی علیه برنامه‌های ضدمذهبی دولت ایراد شد، اما تنش جدی بین مردم عزادار و قوای امنیتی و انتظامی گزارش نشده، تا حدودی حاکمیت آرامش بر فضای کشور گزارش شده است. از سوی دیگر چون ساواک مرکزی در دستوری که دیروز صادر کرده، تمام عوامل خود را به حفظ آرامش و خودداری از اصطکاک با مردم و مخالفین فراخوانده بود، با این پندار که آرامش امروز نتیجة دستورالعمل دیروز آن سازمان بوده، در ابلاغیة دیگری از اداره‌های تابعه خواست: «فردا نیز باید آرامش کامل برقرار شود و از هرگونه اصطکاک جلوگیری نمایند».[39]

± شماره حساب مخصوص کمک به بازسازی مدرسة فیضیه

حساب شماره 10 که به نام آیت‌الله خمینی در بانک صادرات قم گشایش یافته، مخصوص کمک به بازسازی مدرسة فیضیه است. به همین منظور و طبق اعلام مراجع عظام، شعبات این بانک امروز نیز باز بوده، طبقات مختلف مردم هدایای نقدی خود را به این منظور بدان حساب واریز می‌کنند.[40] اعلامیه‌های مربوط به حساب شمارة 10 که به منظور جمع‌آوری وجوه نقدی برای تعمیر مدرسة فیضیة قم چاپ شده، در اغلب مساجد نصب شده است. گزارشگر ساواک با اشاره به این مطلب در ادامه می‌افزاید که: «بازاریان تصمیم داشته‌اند با کمک یکدیگر مخارج مدرسة فیضیه را بپردازند ولی آیت‌الله خمینی قبول ننموده و اصرار دارد که این وجوه بایستی توسط قاطبة مردم جمع‌آوری شود».[41]

± اعضای جبهة ملی در منزل آیت‌الله خمینی

مأمور ساواک قم گزارش داد که حدود پانصد نفر از افراد جبهة ملی تهران به قم آمده، در منزل آیت‌الله خمینی مستقر هستند.[42]

±سخنرانی علیه دولت

از دیگر وعاظی که امروز در مسجد آذربایجانی‌ها واقع در بازار تهران به سخنرانی پرداخت، شیخ باقر نهاوندی است. او بعد از ذکر مقدمه، موضوع سخنرانی‌اش را به مسائل روز کشانده، مردم را علیه دولت تحریک نمود. نهاوندی در این باره یادآور شد که دولت فعلی رویة بهایی‌ها را در پیش گرفته است. به همین سبب تأکید کرد که: «اکنون موقع جهاد فرا رسیده و هر کسی که کشته شود، شهید است». فخرالدین حجازی، سخنران بعدی مسجد ترک‌ها بود که پس از نهاوندی در تأیید و ادامة سخنان او،‌ به شدت دولت و دربار را مورد حمله قرار داد و اضافه کرد که: «دولت علیه قرآن رفتار کرده و مدرسة فیضیه را ویران نموده است». او نیز با ذکر این مطالب به تحریک مردم پرداخت و از مردم خواست که در حد امکانات خود جهاد کنند.[43] پیش از ظهر امروز حجت‌الاسلام حسین غفاری در مسجد 15 متری که در جادة تهران‌نو واقع است، به سخنرانی پرداخت و ضمن حمله به برنامه‌های دولت، مطالب اعلامیة اخیر آیات‌ عظام خمینی و میلانی را برای مردم حاضر در مسجد تشریح نمود. او در ادامه به هم‌پایه‌های خود توصیه کرد که آن‌ها نیز مطالب و موضوعات این اعلامیه‌ها را در مجالس سخنرانی برای مردم بازگو کنند تا ذهن مردم در این زمینه روشن شود.[44] صبح امروز حجت‌الاسلام سیدعلی خامنه‌ای، از طلاب مدرسة حجتیة قم که 24 ساله است و در ایام محرم در حسینیة راغبی بیرجند تبلیغ می‌‌کند، بالای منبر رفت و به سخنرانی پرداخت. او در بخشی از سخنانش موضوع فقر و بیچارگی را دستمایة مباحث خود قرار و در انتقاد به سیاست‌های دولت گفت: «علت فقر و بیچارگی مردم این است که حتی رادیو و تبلیغات و جراید و مطبوعات در اختیار عده‌ای است که حقوق مردم را خورده و آنان را برای باربری عادت دادند». وی افزود: «اگر شما می‌ترسید، بگویید! من که از خیلی آرزوها گذشته‌ام؛ می‌گویم و بحث من دنباله دارد».[45] او در ادامة جریان حملة نیروهای دولتی به مدرسة فیضیة قم را پیش کشید و دربارة آن مطالب تندی را بیان نمود که به دنبال آن شهربانی مشهد دستور بازداشت وی را صادر کرد.[46] به این ترتیب او امشب را در حال بازداشت در زندان شهربانی بیرجند به سر برد.[47] امشب حجت‌الاسلام علی‌اصغر مروارید که خود را از قم به تهران رسانده بود، در مسجد حاج‌ابوالفتح بالای منبر رفت و در جمع طبقات مختلف مردم برضد دولت سخنرانی کرد. او در ادامه از مردم خواست که برای دستیابی به خواسته‌های خودشان، اتحاد و اتفاق را از دست ندهند.[48]

± مذاکرات علی امینی با آیت‌الله بهبهانی

ساواک خلاصه‌ای از نتیجة مذاکرات علی امینی با آیت‌الله سید محمد بهبهانی را که چند روز پیش صورت گرفته بود، به شرح زیر تهیه کرد: «در بین چند نفر از طرفداران سیدجعفر بهبهانی گفته می‌شد که دکتر علی امینی، نخست‌وزیر سابق چند روز قبل، از طرف دربار مأموریت داشته که با آیت‌الله بهبهانی تماس بگیرد و به ایشان بگوید که با علمای قم تماس گرفته و آن‌ها را حاضر به مذاکره با دولت نماید. بدین جهت دکتر امینی در هفتة گذشته به منزل آقای بهبهانی مراجعه می‌کند و ضمن مذاکرات، آیت‌الله بهبهانی می‌گوید اعمالی که از طرف دولت انجام گرفته، برخلاف اصول دین اسلام است. لیکن دکتر امینی پاسخ می‌دهد که سیاست آمریکا فعلاً در ایران چنین می‌خواهد».[49]

± دعوت به اقدام علیه دولت

از ساواک خوی خبر می‌رسد که یکی از وعاظ شهر به نام شیخ ابوطالب نافلی در یکی از مساجد خوی بالای منبر رفته، آشکارا مردم را به قیام تحریک نموده، از آنان می‌خواهد که با ریختن خون خود از تعدی و تجاوز مأمورین جلوگیری نمایند. او به تذکرات مأموران هم توجهی نکرده، همچنان به تبلیغات خود ادامه می‌دهد. ساواک خوی به منظور جلوگیری از ادامة فعالیت‌ها و تبلیغات واعظ یاد شده، تقاضا کرده بود که به رضائیه (ارومیه) منتقل شود. اما چون احتمال می‌داد که دستگیری و اعزام وی، ناراحتی بیشتری را در میان مردم خوی تولید کند، از این اقدام خودداری کرد.[50]

± عزاداری تاسوعا در مساجد و حسینیه‌های تهران

افزون بر مراسم سوگواری زیادی که امروز به مناسبت تاسوعای حسینی در مساجد و تکایای متعدد تهران برپا بود، در حسینیة مشیرالسلطنه نیز مجلس عزاداری برگزار گردید. این مراسم با نظم و ترتیب همیشگی برپا شد و وعاظی که به سخنرانی پرداختند، چندان حملاتی به دولت و مسئولان نکردند. همچنین در منزل قائم‌مقام‌الملک رفیع نیز مجلس دیگری برپا بود که حجت‌الاسلام اشرف کاشانی در آن‌جا مطالبی را دربارة بی‌حجابی و مبارزه با ظلم و ستم بیان کرده، از این‌که نسبت به علما بدرفتاری صورت می‌گیرد، انتقاد نمود.[51]

در ساعت 10:30 امشب حجت‌الاسلام مهاجرانی در مسجد حسین‌آباد در بخشی از سخنرانی‌اش خطاب به جمعیت حاضر در مسجد گفت که: «مردم دست از جان خود بشویید. فردا در تهران و قم کارها یکسره خواهد شد».[52]

± عزاداری در شهرستان‌ها

طبق اخبار و گزارش‌هایی که ساواک از قم، مشهد،‌ تبریز،‌ شیراز، اصفهان و قزوین دریافت کرده، وضع آن شهرها در پیش از ظهر امروز عادی بوده، مراسم عزاداری از سوی دسته‌جات مذهبی و طبقات مختلف مردم، با آرامش برگزار شد. این گزارش در سه نسخه تهیه شده، به ترتیب برای دفتر مخصوص شاه، نخست‌وزیر و رئیس ساواک فرستاده شده است.[53] به غیر از تهران که در نقاط مرکزی شهر مراسم عزاداری تاسوعا به حالت راهپیمایی سیاسی بدل شده، تظاهرکنندگان در مسیر، شعارهایی علیه دولت و در حمایت از علما، بویژه آیت‌الله خمینی سرمی‌دادند، در دیگر شهرها مجالس عزاداری با آرامش عمومی برگزار گردید.[54] حتی گزارش ساواک قم دال بر این است که مراسم مزبور در آن شهر بدون اصطکاک برپا شده است.[55]

± تجلیل از آیت‌الله خمینی در مراسم عزاداری قزوین

در مجلس عزاداری که امشب در منزل میرزا نصرالله شهیدی (از بزرگان قزوین) برپا شد، همة دسته‌ها و هیئت‌های قزوین شرکت داشتند. در این مراسم که بیشتر علمای شهر نیز حاضر بودند، پس از اقامة نماز مغرب و عشا و صرف شام، مردم عزادار مطابق معمول به طرف امام‌زاده حسین (فرزند امام رضا(ع)) به راه افتادند. آن‌ها وقتی به امام‌زاده رسیدند، شهیدی به سخنرانی ایستاده و در بین سخنان خود از آیت‌الله خمینی با نام حاج‌آقا روح‌الله خمینی یاد کرده، گفت که ایشان سید بزرگی هستند که مرجعیت تقلید مردم را بر عهده دارند. مردم با شنیدن نام آیت‌الله توأم با گریه، صلوات فرستادند.[56]

± مخالفت حزب ملت ایران با تظاهرات علیه حکومت

خبرهای رسیده از حزب ملت ایران حاکی از آن است که افراد این حزب به هیچ‌وجه حق ندارند در تظاهرات احتمالی که امروز و فردا در حین عزاداری‌های مساجد و تکایا علیه دستگاه سلطنت صورت می‌گیرد، دخالت کنند. این حزب وابستگان خود را مکلف کرده که در چنین مواقعی فوراً محل را ترک کنند. شرکت آن‌ها در مراسم عزاداری از نظر حزب یاد شده، بلا مانع اعلام شده است.[57]

 

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. روح‌بخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، ‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص186؛ مهری، فرشید، مساجد بازار تهران در نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص97.

[2]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 357 تا 361؛ منصوری،‌ جواد، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص626.

[3]. قدیریان، احمد، خاطرات،‌ واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ‌ص 17 و 18.

[4]. خاطرات 15 خرداد، دفتر هشتم، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1347 تا 1378، ص161.

[5]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص358.

[6]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص186؛ مهری، فرشید، همان، ص 97 و 98.

[7]. فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص255.

[8]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص205. فلسفی، محمدتقی، همان، ص257.

[9]. فلسفی، محمدتقی، همان، ص256.

[10]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی، همان، ص 205 و 211 و 212.

[11]. نوربخش، حسن، یادواره نهضت اسلامی تا 22 بهمن 57: با چهره انقلاب در اصفهان، تهران، فرهنگ اسلامی، ص 6 و 7.

[12]. فلسفی،‌ محمدتقی، همان، ص 258 تا 269.

[13]. همان، ص ‌258 تا 269.

[14]. جاسبی،‌ عبدالله، از غبار تا باران (خاطرات دکتر عبدالله جاسبی سالهای 1323- 1342)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص244.

[15]. خاطرات 15 خرداد، بازار، دفتر چهارم، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1347 تا 1378، ص43.

[16]. همان، ص 43 و 44.

[17]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 248 و 249.

[18]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد، ج2، همان، ص354.

[19]. سیرمبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک،‌ ج1، همان، ص249.

[20]. همان، ص 248 و 249 و 397.

[21]. همان، ص398؛ منصوری، جواد، همان، ص 626 و 627.

[22]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج2(چراغ فروزان، استاد علامه محمدتقی جعفری تبریزی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص2.

[23]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29(آیت‌الله سید محمود طالقانی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص405.

[24]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص361؛ منصوری، جواد، همان، ص 635 و 636.

[25]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29(آیت‌الله طالقانی)، همان، ص386.

[26]. همان، ص 402 تا 404.

[27]. همان، ص386.

[28]. فصلنامه یاد، سال هشتم، شماره 31 ـ 32، تابستان و پائیز 1372، ص 182 و 183.

[29]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29‌‌‌‌‌‌‌‌(آیت‌الله طالقانی)، همان، ص403.

[30]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 106 تا 108.

[31]. خاطرات 15 خرداد، ج2 (جلیل عرفان‌منش)، همان، ص3.

[32]. همان، ص 180 و 189؛ خاطرات 15 خرداد، ج2، همان، ص147.

[33]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص 13 و 25 و 62 و 393 و 394.

[34]. منصوری، جواد، همان، ص 635 و 636.

[35]. امام در آئینه اسناد (سیرمبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1383، ص101؛ سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص396.

[36]. روزنامه کیهان، شماره 5958، 14 خرداد 1342، ص 1 و 9 و 11.

[37]. سیرمبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص393؛ منصوری، جواد، همان، ص627.

[38]. امام در آئینه اسناد (سیرمبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، ج1، همان، ص101.

[39]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص394.

[40]. همان، 393؛ منصوری، رحیم، همان، ص627.

[41]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص‌ 329.

[42]. همان، 393.

[43]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 253 و 254.

[44]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 22 (شهید آیت‌الله حسین غفاری)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص4.

[45]. جلالی، غلامرضا، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص169.

[46]. همان، ص 277 و 278.

[47]. روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 872، 13 خرداد 1361، ص4؛ فصلنامه 15 خرداد، شماره 14، بهار 1373، ص 80 تا 82.

[48]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص393.

[49]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، علی امینی، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص91.

[50]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 352 و 402.

[51]. همان، ص359؛ منصوری، جواد، همان، ص 635 و 636.

[52]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص398.

[53]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص395.

[54]. همان، ص54.

[55]. همان، ص353.

[56]. خاکساران،‌ محمدحسن، خاطرات، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص‌134.

[57]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص355.