جمعه 1 خرداد 1343 / 10 محرم 1384 / 22 مه 1964

1 بازدید

تظاهرات گسترده در تهران و چند شهر

امروز به مناسبت عاشوراى حسینى و در آستانه نخستین سالگرد حادثه 15 خرداد 1342، تهران و چند شهر دیگر کشور شاهد برپایى تظاهرات اعتراض‌آمیز بود. در تهران گروه‌هاى مذهبى و هیئت‌هاى عزادارى از مسجد شاه در بازار تهران به راه افتادند سپس از مسیر خیابان سیروس به سمت چهارراه سرچشمه و مسجد سپهسالار ادامه مسیر دادند و در نهایت قصد داشتند به دانشگاه تهران بروند اما در نزدیکى مسجد سپهسالار با مأموران امنیتی درگیر شدند. تظاهرکنندگان که در پیشاپیش آنان قاریان قرآن به تلاوت مشغول بودند با خود پارچه‌نوشته‌هایى در محکومیت اقدامات رژیم شاه و عکس‌هایى از آیت‌الله خمینى حمل مى‌کردند. در درگیرى میان نیروهاى امنیتى و تظاهرکنندگان عده‌اى زخمى و شمارى از مردم دستگیر شدند.[1]

سخنرانی حجت الاسلام ربانى املشى

به مناسبت عاشوراى حسینى سراسر کشور غرق در عزا و ماتم بود و مردم در مجالس سوگوارى امام سوم شیعیان و یاران شهیدش به سوگ نشستند و از وعظ و خطابه واعظان بهره بردند. از جمله صبح امروز در مرقد حبیب‌ابن موسى واقع در شهر کاشان، شیخ محمدمهدى ربانى املشى به منبر رفت و طى آن ضمن مقایسه رژیم شاه با دستگاه یزید و شمر به وقایع خون‌بار 15 خرداد سال پیش اشاره کرد و گفت: در آن روز پاسبانان و ژاندارمرها و ارتش در قم مرتکب جنایت‌ها شدند و به همین مناسبت حضرات آیات خمینى، میلانى، مرعشی و قمی در اعلامیه‌اى، روز 12 محرم، سالروز واقعه سال گذشته را عزاى عمومى اعلام کرده‌اند. به گزارش ساواک کاشان، پیش از پایان سخنرانى املشى، عده‌اى از خارج وارد مجلس شدند و به سینه‌زنى پرداختند که مجلس ناتمام ماند و مأموران ساواک موفق به دستگیرى ربانى املشى گردیدند.[2]

اعلامیه کارکنان شرکت واحد

نشریه بعثت، ارگان مخفى دانشجویان حوزه علمیه قم درباره وقایع روز عاشورا در قم نوشت: عده زیادى از کارکنان شرکت واحد تهران براى اغراض شومى به عنوان عزادارى به قم آورده شدند و جالب این است که اعلامیه‌اى به امضاى کارکنان شرکت واحد مبنى بر طرفدارى از منویات روحانیت و ابراز تنفر از عملیات غیرقانونى هیئت حاکمه منتشر گردید.[3]

تظاهرات بزرگ تهران

نشریه بعثت نوشت: در تهران على‌رغم تمام پیش‌بینی‌هایى که از طرف هیئت حاکمه براى جلوگیرى از تظاهرات ضد دولتى به عمل آمده بود، چندین هزار [نفر] جمعیت پس از پخش تراکت‌هاى کوچک در حالى که پلاکاردهایى متعدد با شعارهاى ضددولتى و ضداستعمارى و ضدصهیونیسم و تأیید و پشتیبانى از نهضت مقدس روحانیت و عکس‌هاى زیاد و بزرگى از آیت‌الله العظمى خمینى بر سر دست حمل مى‌کردند، دمونستراسیون عظیمى به راه انداختند. تمام این جمعیت انبوه با کمال نظم و در حال سکوت و فقط در پشت سر هر پرچم و شعارى، قرآن مى‌خواندند و به طرف مجلس شوراى ملى به حرکت در آمدند و هر آن بر تعداد آن جمعیت کم‌سابقه افزوده مى‌شد. گویى که جنوب تهران یک‌پارچه به طرف شمال مى‌خزید. بعثت مى‌افزاید: وقتى که اول جمعیت مقابل مدرسه سپه‌سالار (مدرسه شهید مطهرى کنونى) رسید ناگهان مورد حمله وحشیانه پلیس و کماندوهاى جلاد واقع شدند. ده‌ها نفر زخمى و حدود پنجاه نفر دستگیر و زندانى [شدند] و پس از مدتى زدوخورد بالاخره پلیس قصاب تهران با توسل به تیراندازى، مردم را متفرق نمود.[4]

زد و خورد مأموران با تظاهرکنندگان اصفهانی

نشریه بعثت درباره وقایع اصفهان در روز جارى نوشت: طبق معمول سنواتى براى بزرگداشت خاطره نهضت حسینى، اعلامیه‌اى از طرف طبقات اصیل مردم اصفهان به امضاى آیات‌الله خادمى، زند کرمانى، روضاتى، طیب‌زاده، ابطحى و آقایان دکتر ریاحى، رئیس اسبق دانشگاه اصفهان، دکتر بلیغ، استاد دانشکده پزشکى، دکتر بدرى، دکتر حکمتیان و آقاى حاج میرزا حسن کلاهدوزان منتشر شد تا در روز عاشورا به دمونستراسیون پرشکوهى در خیابان‌هاى اصفهان بپردازند. به نوشته این نشریه، سازمان امنیت و شهربانى با همکارى صدها نفر نیروى امدادى از این عزادارى پرشکوه جلوگیرى به عمل آوردند و چندین ساعت با مردم مسلمان اصفهان که قصدى جز عزادارى نداشتند، به زدوخورد پرداختند. گروهى را مضروب ساختند سپس عده‌اى را دستگیر نمودند. چنین است روش جائرانه مأمورین دولتى در شهرستان‌ها و چنین است نمونه‌اى از استقامت و مبارزه و فداکارى مردم مسلمان در شهرستان‌ها.[5]

عاشورا در زندان قزل قلعه

امروز به مناسبت عاشوراى حسینى و تعطیلى، آرامش بیشترى در زندان حکم‌فرماست و با آنکه روز ملاقات عمومى است، رفت‌وآمد در بند کمتر مى‌باشد. اغلب زندانیان در اتاق‌هاى خود به خواندن ادعیه مخصوص عاشورا مشغول‌اند. شب هم طبق معمول از ساعت21:30 مجلس ذکر مصیبت تشکیل [شد] و ساعت 23 خاتمه یافت. در آخرین ساعات شب اطلاع یافتیم که آقاى صدر بلاغى را بازداشت و در بند یک انفرادى زندانى کرده‌اند.[6]

حضور شاه در مراسم عاشور

شاه امروز بعدازظهر به مناسبت عاشوراى حسینى در مجلس سوگوارى حضرت حسین بن على علیه‌السلام که از طرف دربار شاهنشاهى در کاخ گلستان برپا شده بود، شرکت کرد. به نوشته روزنامه کیهان در این مجلس که هزاران تن از مردم پایتخت و شخصیت‌هاى مختلف مملکتى از جمله حسنعلى منصور نخست‌وزیر حضور داشتند، چند تن از آقایان روحانیان بیاناتى ایراد کردند. برپایه همین گزارش، شاه در ساعت 18 بعدازظهر در کاخ گلستان حضور یافت و در مراسم سوگوارى شرکت جست و ساعت 18:45پس از پایان مجلس سوگوارى، کاخ گلستان را ترک کرد.[7]

گزارش خبرنگار آلمانى از زندگی شاه

در شماره امروز مجله امید ایران گزارش مصور خبرنگار آلمانى از زندگى شاه و فرح به همراه گفت‌وگویى با ولیعهد درج شده است. امید ایران این مطالب را به نقل از مجله آلمانى بونته ایلوتسیر رته چاپ کرده و نوشته است که خبرنگار آلمانى گزارش خود را در ده صفحه منتشر کرده است.

خبرنگار آلمانى نوشته است: ولیعهد ایران را در یک اتاق بزرگ مخصوص بچه‌ها یافتم. سرش به بازى گرم بود. پرستار فرانسوى او ساکت در کنارى ایستاده بود. از او اجازه خواستم تا چند سؤال بکنم. او با لهجه فصیح فرانسه جواب داد: اسمم رضاست. پرستارش توضیح داد که در دربار فقط او را رضا صدا مى‌کنند. به رضا که چشم‌هاى سیاه و درشتى داشت منظورم را حالى کردم. سرانجام به حرف درآمد و گفت: صبح بلند مى‌شوم. صبحانه مى‌خورم. خواهر کوچولویم فرحناز را بوس مى‌کنم. به مامان صبح‌بخیر مى‌گویم و آن وقت بازى مى‌کنم. او ظهرها همراه فرحناز و پرستارش ناهار مى‌خورد و بعدازظهرها هم با پدرش به گردش مى‌رود. خبرنگار از رضا مى‌پرسد آیا مى‌دانى شاه بودن یعنى چه؟ و او مى‌گوید یعنى فرمانده سربازان. وقتى مى‌شنود که اگر زمانى فرمانده سربازان شدى چه مى‌کنى؟ پاسخى نمى‌دهد و بعد مى‌گوید: مى‌روم از پاپا بپرسم.

فرح نیز در این ملاقات مى‌گوید: من ابداً میل ندارم بچه‌ها را تنبیه کنم. اگر کار خطایى از آنها سربزند، فوراً دور مى‌شوم و کار را به عهده پرستار مى‌گذارم که سخت‌گیرى کند.

او مى‌افزاید: وظیفه من آسان‌تر از وظیفه اکثر مادران است. لااقل همین حالا من احتیاجى ندارم که هر روز با لجبازی‌هاى بچه‌ها سروکله بزنم و محبوبیت خود را نزد بچه‌ها از دست بدهم. اما باید بگویم که خیلى بیشتر دوست داشتم که زندگى فامیلى معمولى مى‌داشتیم ولى وظایف شاه سنگین است و من هم به عنوان شهبانو باید وظایفم را به نحو مطلوب انجام دهم و بزودى بچه‌ها نیز مجبور خواهند شد مقررات مخصوصى را رعایت کنند تا سنت‌هاى ملى با احترام باقى بماند و در نظر یکایک افراد ملت احترام خانواده سلطنتى محفوظ باشد. فرح مى‌افزاید: بدون شک احتیاجى نیست که به خاطر تأمین آینده بچه‌هایمان نگرانى داشته باشیم ولى آزاد و بدون قید هم نمى‌توانیم زندگى کنیم. آخر ما باید سرمشق باشیم. فرح درباره تجربه‌اش در تربیت فرزندان مى‌گوید: تجربه مادرى من هنوز زیاد نیست و هنوز فرصتى به دست نیاورده‌ام که مطالعه کنم که آیا سایر بچه‌ها هم با یکدیگر همین رفتار را دارند یا نه. بعضى اوقات فکر مى‌کنم بچه‌هاى خانواده‌هاى پراولاد که در اتاق‌هایى تنگ و تحت شرایطى نامساعد رشد مى‌کنند، شاید نسبت به هم مهربان‌تر باشند.[8]

میانجیگری برای تجدید روابط ایران و مصر

در شرایطى که روابط سیاسى میان ایران و مصر در روزهاى اخیر دستخوش ناملایماتى شده است و در مطبوعات دو طرف علیه یکدیگر مطالبى منتشر مى‌کنند، مجله امید ایران امروز نوشت: به قرار اطلاع، وساطت یکى از دولت‌هاى دوست ایران براى تجدید روابط بین ایران و مصر وارد مرحله تازه‌اى شده است و گفته مى‌شود دولت ایران همچنان معتقد است که این دولت مصر است که باید با تجدیدنظر در سیاست خاص خود در مورد این مسئله نیز تصمیم بگیرد.[9]

 

پانوشتها:

 

[1]ـ مهرى، فرشید، مساجد بازار تهران در نهضت امام خمینى، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1383، ص 116 و 110؛ محتشمی پور، علی‌اکبر، خاطرات حجت‌الاسلام سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1376، ص 322 و 319؛ فارسى، جلال‌الدین، زوایاى تاریک، تهران، حدیث، 1373، ص 110 و 109؛ عراقی، مهدی، ناگفته‌ها، خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، پاریس- 1978- 1357، تهران، رسا، 1370، ص 201 و 200.

[2]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 21: آیت‌الله ربانى املشى، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 4 و 7 و 11؛ روزنامه اطلاعات، ویژه‌نامه، 14/3/62، ش 17026، ص 4.

[3]ـ حجتی کرمانی، علی، بعثت، ارگان مخفى دانشجویان حوزه علمیه قم، تهران، سروش، 1376، ص 104.

[4]ـ همان، ص 103.

[5]ـ همان، ص 104.

[6]ـ رادنیا، عباس، مقاومت در زندان، صفحاتی از تاریخ معاصر، تهران، قلم، 1377، ص 347.

[7]ـ روزنامه کیهان، ش 6244، 2/3/43، ص 9 و 1.

[8]ـ مجله امید ایران، ش 512، 5/3/43، ص 48 و 3 و 2.

[9]ـ همان، ش 512، 1/3/43، ص 5.