چهارشنبه 8 اردیبهشت 1344، 25 ذیالحجه 1384، 28 آوریل 1965
9 بازدید
اطلاعیه رسمی درباره ترور شاه
امروز حکومت پهلوی یک اطلاعیه رسمی درباره ترور شاه در کاخ مرمر منتشر کرد:
«پس از وقوع حادثه 21 فروردین کاخ مرمر تحقیقات دامنهداری برای تشخیص ماهیت موضوع و تعیین محرکین از طرف مقامات انتظامی و امنیتی و قضائی ارتش معمول گردید و بر اثر اطلاعاتی که از بستگان و نزدیکان سرباز وظیفه رضا شمسآبادی به دست آمد روابط سرباز مزبور با احمد کامرانی فارغالتحصیل کلاس پنجم دبیرستان محمودیه کاشان متولد 1318 رادیوساز کشف شد و از بازجوئی که در اطراف شخص اخیر به عمل آمد و اعترافات خود او معلوم شد که نامبرده با اطلاعات فنی خود مدتی در کارخانه ارج مشغول کار بوده و در آن کارخانه به علت استعدادی که در امور فنی از خود نشان میداده مورد توجه یکی از مهندسین کارخانه به اسم مهندس احمد منصوری تهرانی مقدم قرار گرفته و این توجه ارتباط عمیق بین آن دو به وجود آورده است تا حدی که پس از اخراج احمد کامرانی از کارخانه ارج در زمانی که مشارالیه یک مغازه تعمیر رادیو در جوادیه باز کرده ارتباط مهندس منصوری با مشارالیه قطع نشده است.
مهندس منصوری فارغالتحصیل رشته برق از دانشگاه منچستر در موقع تحصیل در انگلستان مثل برخی دیگر از دانشجویان در جریان کمونیستی واقع شده و معتقد به یک ایدئولوژی افراطی گردیده که دارندگان عقیده مزبور به قدری در این راه پیشرفتهاند که افکار حزب منحله توده و کمونیزم شوروی را نیز قبول ندارند. نامبرده که کارخانه ارج را برای پیشرفت مقاصد خود مساعد نمیدیده شغل خود را در آن کارخانه رها کرده و در صدد به دست آوردن شغل دیگری برمیآید که بتواند به پیشرفت مقاصد او کمک نماید و تا حدی هم موفق میشود ولی قبل از آن که شغل مورد نظر خود را به دست آورد به علت عدم صلاحیت از ارجاع شغل منظور به او خودداری میشود. مهندس منصوری با اشخاص زیر:
1- پرویز نیکخواه رئیس آزمایشگاه دانشکده صنعتی، فارغالتحصیل در رشته فیزیک از دانشگاه منچستر
2- منصور پورکاشانی استاد دانشگاه صنعتی، فارغالتحصیل رشته نساجی از دانشگاه منچستر (دو نفر مزبور به ترتیب رئیس فدراسیون انجمنهای دانشجوئی ایران مقیم انگلستان و رئیس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم لندن را دارا بودهاند).
3- فیروز شیروانلو کارمند مؤسسه فرانکلین، فارغالتحصیل از منچستر.
4- محسن رسولی مهندس برق در شرکت شبرنگ، فارغالتحصیل از دانشگاه دیلز انگلستان، ضمن حفظ ارتباط خود با افرادی در فراکسیون مذکور از قبیل مهندس رضوی و ثابتیان شروع به همکاری برای اشاعه افکار کمونیستی افراطی و به وجود آوردن گروههای (پارتیزانی) کرده، مهندس منصوری از ارتباطی که با احمد کامرانی با سرباز وظیفه رضا شمسآبادی که متأسفانه دارای زمینه تلقینپذیری و روحیه ماجراجوئی بوده استفاده کرده، احمد کامرانی با ملاقاتهای مکرر با سرباز وظیفه مزبور او را برای ارتکاب سوءقصد خائنانه 29 فروردین آماده ساخته است.
اکنون دولت به اطلاع عموم میرساند که توطئه مزبور کشف گردید و افرادی که اسامی آنان فوقاً درج شد دستگیر و هر یک از نامبردگان به مقاصد و هدفهائی که داشتهاند و ارتباطات خارجی و اقداماتی که در خارج و داخل مملکت از قبیل تهیه اوراق مضره [و] رفت و آمد به نقاط مختلف به منظور شناسائی مناطق مناسب برای اجرای عملیات پارتیزانی و نیات پلید خود و ایجاد ترور و وحشت اعتراف نمودهاند و به علاوه اوراق و نشریههائی که برای پیشرفت هدفهای آنان آماده بوده و انتظار موقع مناسب برای انتشار آنها را داشتهاند به دست آمده که مؤید صحت اعترافات آنان و به منزله قرینهای قابل استفاده میباشد.
قسمتی از نشریات مکشوفه در منازل دستگیرشدگان به شرح زیر میباشد.
1- جنگ پارتیزانی نوشته مائو تسه تونک.
2- درباره مسئله استالین؛ نظریهای درباره نامه سرگشاده کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی چاپ پکن.
3- اختلاف بین رفیق تولیاتی و ما و چند مسئله مهم لنینیسم در دنیای معاصر نوشته هونگ کی (پرچم سرخ).
4- ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی نوشته استالین.
5- آیا یوگوسلاوی یک کشور سوسیالیست است؛ از هیئت تحریریه ریمین ریبائو (روزنامه مردم) و هنگ کی (پرچم سرخ) 31 دسامبر 1963.
6- همزیستی مسالمتآمیز (دو سیاست کاملاً متضاد)؛ تفسیری از برنامه سرگشاده حزب کمونیست اتحاد شوروی، قسمت 6 چاپ پکن.
7- حقیقتی درباره اینکه چگونه رهبران شوروی با هندوستان علیه چین متفق شدهاند؛ از هیئت تحریریه چاپ پکن.
8- لنینیسم و رویزیونیسم مدرن (اداره انتشارات زبانهای خارجی چاپ پکن).
9- آئینهای از رویزیونیسم (از انتشارات مطبوعات خارجی پکن).
10- بیائید تا بر اساس اعلامیه و بیانیه مسکو متحد شویم 27 ژانویه 1963 پکن.
11- دیکتاتوری دموکراتیک تودهای (نوشته مائو تسه تونک).[1]
آغاز مرحله دوم اصلاحات ارضی در کرج و شهریار
به مناسبت آغاز اجرای مرحله دوم قانون اصلاحات ارضی در کرج و شهریار مراسمی در اداره کشاورزی کرج برگزار شد. در این مراسم که روحانی فرماندار، رؤسای ادارات دولتی و جمعی از کشاورزان حضور داشتند، آغاز اجرای مرحله دوم اصلاحات ارضی در کرج و شهریار اعلام شد.[2]
شرایط واگذاری اراضی به قیمت اصلاحات ارضی
سپهبد ریاحی وزیر کشاورزی صبح امروز در مصاحبهای اعلام کرد انجام هر گونه معامله روی زمینها و اراضی که مالکین آنها طبق قانون اصلاحات ارضی به تعهدات و وظایف خود عمل کرده باشند بلامانع است.
به گفته وی: مالکینی که به شرائط قانونی عمل کرده و اظهارنامه صحیح تسلیم کردهاند آزادی کامل برای معامله روی املاک خود دارند. به استناد ماده چهارم قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی انتقال یا فروش مازاد بر حد نصاب قانونی (که همان یک ده شش دانگ است) ممنوع گردیده، مفهوم مخالف این ماده این است که در داخل حد نصاب انجام معامله منع قانونی ندارد.
حکم قانونی دیگری که در این مورد هست ماده 29 آئیننامه مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین سنا و شورا است که در این ماده نیز کلیه معاملات انجام شده در حد نصاب قانونی را تا تاریخ 28 اردیبهشت سال 1343 (تاریخ تقدیم آئیننامه به مجلسین) معتبر دانسته، ولی از آن تاریخ تا تاریخ اجرای مقررات قانون (موضوع آگهی مندرج در ماده 18 همین آئیننامه) انجام معامله را به طور مشروط مجاز دانسته، یعنی ملک یکجا و با یک نفر معامله شود و پس از آن یعنی پس از تاریخ اجرای مقررات ماده 18 انجام معاملات مجاز بلاشرط میباشد. بنابراین چون آگهی اجرای مرحله دوم قانون اصلاحات ارضی در سراسر مملکت منتشر شده و مهلت قانونی نیز سپری گردیده، مالکین مجاز به معامله روی املاک خود با توجه به اظهارنامه و شق انتخاب شده میباشند، منتها شرطی که رعایتش ضرورت قطعی دارد این است که اشخاص طرف معامله بایستی کلیه شرایط و تعهدات مالکین را در اظهارنامهها قبول کنند و هیچ گونه تغییری در مفاد اظهارنامه خواستار نگردند...
متأسفانه تعداد معدودی اشخاص هستند که خود را به دهات کشور نزدیک نموده و نه سِمَت مالک دارند و نه سمت زارع، ولی کوشش میکنند برای احراز منفعت یا شهرت در این امر قانونی مداخلات ناروا نمایند...[3]
اعلامیه اجرای اصلاحات ارضی در همدان، لرستان، بروجرد، خرمآباد
«وزارت کشاورزی
سازمان اصلاحات ارضی کل کشور
آگهی اجراء ماده 37
نوبت اول شماره ... تاریخ 08/02/1344
برای اطلاع مالکین منطقه شهرستان ... عین ماده 37 آئیننامه اصلاحات ارضی مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین ذیلاً نقل و اعلام میشود که سازمان اصلاحات ارضی پس از خاتمه چهل روز از تاریخ انتشار این آگهی به وظائف مقرر قانونی اقدام خواهد نمود:
ماده 37
در مواردی که مالکین نسبت به انتخاب یکی از شقوق مندرج در این آئیننامه و تسلیم اظهارنامه و امضاء اسناد به وظایف مقرر اقدام نکنند سازمان اصلاحات ارضی با تصویب شورای اصلاحات ارضی برای هر منطقه دو بار و به فاصله ده روز به وسیله یکی از روزنامههای محلی و یکی از روزنامههای کثیرالانتشار مرکز و یا سایر وسائل معمول و مناسب محل آگهی لازم منتشر خواهد کرد. پس از خاتمه یک ماه از تاریخ انتشار آخرین آگهی، سازمان اصلاحات ارضی به قائممقامی مستنکف و به نمایندگی او اقدام و یا اسناد مربوطه را امضا مینماید. نسبت به سایر مواد مذکور در این آئیننامه چنانچه زارعین و مالکین توافق ننمایند و یا زارعین استنکاف نموده و یا به وظائف مقرر عمل نکنند، سازمان اصلاحات ارضی هر محل با توجه به اصلاحات ارضی راساً اقدام خواهد نمود.
انتظار دارد آقایان مالکین و زارعین منطقه مذکور به وظایف قانونی خود اقدام و مراتب را به سازمان اصلاحات ارضی محل اطلاع دهند الف 693 آ - 3116
رئیس سازمان اصلاحات ارضی کل کشور – ولیان[4]
گزارش روزنامه اطلاعات از عامل ترور شاه
«رضا شمسآبادی که از روز 21 فروردین نامش به عنوان سرباز مهاجم و خیانتکار برده میشد چه کسی بود و چه مشخصاتی داشت؟
طبق تحقیقات خبرنگار ما رضا شمسآبادی 27 ساله و اهل شمسآباد کویر از توابع کاشان بود.
شمسآبادی تا هفت سال پیش کارگر بافنده کارگاه نساجی کاشان بود، سه دوره به عنوان کفالت مادر، از خدمت سربازی معاف شد و پس از آن وارد خدمت گردید و به گارد شاهنشاهی راه یافت.
حادثه کاخ مرمر
سرباز جنایتکاری که میخواست اساس قومیت و ملیت و ترقیات ایران را در بامداد روز شنبه 21 فروردین در هم بریزد آن روز صبح، در ردیف دوم درختان باغ، مأمور نگهبانی از کاخ مرمر بود.
شمسآبادی در ساعت نه بامداد روز یکشنبه 21 فروردین، به محض اینکه اتومبیل شاهنشاه داخل محوطه کاخ مرمر میشود، از پشت درختها، به طوری که نگهبانان دیگر او را نبینند، به سرعت از محل نگهبانی خود به سوی ضلع دیگر کاخ نزدیک میگردد. چند لحظه بعد اتومبیل شاهنشاه، که اعلیحضرت شخصاً آن را هدایت میفرمودند، در مقابل در بزرگ کاخ، ایستاد و شاهنشاه از سمت چپ اتومبیل پیاده شدند و داخل سرسرا گردیدند.
در همین موقع شمسآبادی از ضلع شرقی کاخ به جلو پرید و خود را به سرسرای کاخ نزدیک ساخت و اولین رگبار مسلسل او که از نوع «م.ث» شماره هفت بود در فضای آرام مرمر پیچید.
در این هنگام شاهنشاه داخل سرسرا و دفتر کار خود شده بودند.
* ادامه تلاش خائن
شمسآبادی، هنگامی که شاهنشاه وارد دفتر کار خود شده بودند، به دنبال افکار شیطانی خود، به سوی سرسرا هجوم برد و در همین موقع بود که رگبار مسلسل او علی زاهدینژاد، باغبان کاخ مرمر را مجروح ساخت.
در این هنگام استوار شهید بابائیان، پشت سر شمسآبادی به سوی او میدوید و به او فرمان ایست میداد و چون شمسآبادی همچنان به رفتن به سوی سرسرا ادامه میداد، بابائیان شهید پنج تیر، بدون اینکه قصد کشتن سرباز خائن را داشته باشد، به سوی قسمتهای پائین بدن او رها کرد و در اثر همین شلیک بود که شمسآبادی رگبار مسلسل را به سوی بابائیان گرفت و او را از پای درآورد.
* زنده بگیرید
بابائیان با وجود اصابت گلولههای مسلسل همچنان توانائی دفاع داشت و در حالی که مهاجم پا روی پلههای کاخ مرمر گذاشته بود خود را به او رسانید و پاهایش را گرفت و فریاد زد:
«او را نکشید، زنده بگیرید»
شمسآبادی با تلاش بسیار پاهای خود را از دست بابائیان رها ساخت و باز به طرف سرسرا هجوم برد اما این بار با استوار محافظ شجاع دیگر شاهنشاه، لشکری روبرو شد و رگبار مسلسل خود را به سوی او خالی کرد. گلولههای شمسآبادی دست چپ استوار لشکری را قطع کرد و محافظ شجاع شاهنشاه به زمین درغلطید اما در همان حال دو تیر به سوی مهاجم خالی کرد و همین تیرها توانائی شمسآبادی را تا مقدار زیادی گرفت.
در تیراندازی شمسآبادی در سرسرا بود که حساسی پیشخدمت مخصوص شاهنشاه نیز هدف قرار گرفت.
جوان شرور شمسآباد
رضا شمسآبادی، مهاجم خیانتکار کاخ مرمر در سال 1317 در شمسآباد کویر از توابع کاشان تولد یافت، وی فرزند سومین شوهر مادر خود بود، پدر او علیاکبر شمسآبادی از ساکنان خوشآباد کویر بود و مادرش که اکنون حیات دارد زنی است هفتاد ساله به نام «منور» فرزند سیدرضا نوشآبادی.
منور از شوهر اولش دختری دارد که اینک در «بیدگل» کاشان است و از شوهر دومش دو پسر به نامهای ابوالقاسم و حسین چایدوست دارد.
ابوالقاسم اکنون در بازار کاشان دستفروشی میکند.
رضا شمسآبادی تا هفت سال پیش با پدرش در کویر چوپانی میکرد و سپس مدتی در حمام قریه «حسو» به کار پرداخت و هفت سال پیش به اتفاق خانواده خود به کاشان آمد و در یک کارگاه نساجی به بافتن پارچههای نخی پرداخت.
رضا شمسآبادی پس از مرگ پدر، به عنوان کفیل مادر پیر خود سه دوره از خدمت زیر پرچم معاف شد و در چهارمین دوره شخصاً داوطلب خدمت گردید و به مرکز اعزام شد.
رضا امسال چند روز پیش از عید طی نامهای به مادرش خبر داده بود که تا روز بیستم فروردین یک روز پیش از حادثه کاخ مرمر، به کاشان خواهد رفت.
مادر رضا، پس از شنیدن حادثه کاخ مرمر گفت: پسرم فریب خورده است که دست به این جنایت ننگین زده و موجب سرافکندگی خانواده ما شده است.
شرور و ناراحت
رضا شمسآبادی به شهادت افراد خانواده و بستگان و دوستان خود جوان شروری بود که اغلب به شرارت و چاقوکشی در کاشان میپرداخته و همان زمان با حزب منحله توده و جبهه ملی تماس داشته است و اشخاصی بودهاند که به او پول میدادند و موجبات شرارتش را فراهم میکردند.
با وجودی که شمسآبادی کفیل مادر خود بود و به همین علت نیز چند دوره معاف شده بود، به وسیله افرادی اغفال گردید و با وجود تکفل مادر وارد خدمت نظام وظیفه گردیده است و در آخرین فرصت دوره خدمت سربازی خود مرتکب این خیانت شده است».[5]
تصویب آئیننامه اجرائى قانون سپاه ترویج و آبادانى در هیئت وزیران
هیئت وزیران در جلسه مورخ 8/2/1344 بنا بر پیشنهاد وزارت کشاورزى و موافقت وزارتخانههاى جنگ و آبادانى و مسکن و تأیید شوراى هماهنگى امور روستاها و به استناد ماده 6 قانون سپاه ترویج و آبادانى، آئیننامه اجرائى قانون سپاه ترویج و آبادانى را مشتمل بر بیست ماده و هفت تبصره تصویب کرد.[6]
شایعه دخالت آمریکا در ترور شاه
«شماره 303/134 تاریخ: 08/02/44
موضوع شایعات
اخیراً در بعضی از محافل مختلف تهران شایع گردیده پس از تحقیقاتی که از متهمین حادثه کاخ مرمر به عمل آماده معلوم شده که در این جریان از طرف بعضی از مقامات امریکایی مقیم ایران تحریکاتی صورت گرفته و اخیراً تیمسار سرلشگر فردوست و تیمسار سرتیپ صمدیانپور به منظور چارهجوئی و مذاکرات لازم با مقامات انگلیسی به لندن مسافرت کردهاند و این مأموریت از طرف شاهنشاه به دو نفر افسران مذکور محول شده است.
به عرض تیمسار ریاست رسید.
عیناً جهت اقدام به اداره 1/313 ارسال میگردد شماره /2/8»[7]
بیانیه سازمان اروپایی جبهه ملی ایران درباره ترور شاه
«بیانیه
استقرار حکومت ملی هدف جبهه ملی ایران است
هموطنان عزیز
پس از آن که تیر سرباز قهرمان رضا شمسآبادی به هدف ننشست شاه در مقابل صف ارباب مطبوعات گفت «در مورد خودم البته اقدامات استحفاظی زیادتری خواهیم کرد». به طوریکه ظواهر امر نشان میدهد شاه خودش را فقط در صورتی محفوظ میداند که کلیه روحانیون مجاهد، روشنفکران، کارگران، دهقانان، بازاریان، فرهنگیان، کارمندان، افسران، درجهداران و سربازان یعنی همه مردم میهن ما را معدوم کرده باشد. به خاطر به درک واصل شدن فرد خائنی چون منصور برای سیزده نفر از جمله حمید ایپکچی که جوانی هفده ساله است تقاضای اعدام شده و به خاطر جانبازی سرباز وظیفهشناسی که برای خدمت به وطنش میخواست شر دزد پلیدی چون شاه را از سر ملت استثمار شده ما کم کند بیش از شش نفر از دانشجویان سابق ایرانی در انگلستان را به سیاهچال زندان کشیدهاند و مضحکتر از همه این که روزنامههای درباری چون کیهان ادعا میکند دستگیرشدگان به شرکت در توطئه!!! اعتراف کردهاند.
هموطنان! همه شما این اعتراف دیگر نظیر اعتراف آقای پرویز عدالتمنش را به خوبی میشناسید. تاریخ ننگین سلطنت پهلوی پر است از اینگونه اعترافات یا بهتر بگوئیم اعتراف گرفتنها که هریک از آنها آئینهایست از جنایات بیشرمانه که هر روز به خاطر ترساندن و از میدان به درکردن قشرهای مختلف اجتماع دستهای از آنان را به پای میز محاکمه کشیده و از آنها اعتراف گرفته و سپس آنان را شهید کردند، ولی غافل از این حقیقت بارزند که هر قطره خون این فرزندان خلف وطن، فرزندان خلف دیگری به وجود میآورد و این قطرههای خون به زودی به صورت سیلی عظیم بنیان این جنایتکاران را میکنند. این بار نوبت مبارزین وطنپرست میباشد که دستگاه خیال زهر چشم گرفتن از آنها را در سر میپروراند.
هموطنانی که روزنامه کیهان مورخ 28 آوریل را قرائت کردهاند بیپایه بودن اتهامات وارده را به دوستان مبارز ما دریافتهاند. به دست آوردن چند نشریه چاپ پکن که برای اغلب دانشجویان در اروپا ارسال میگردد را به عنوان آلت جرم و شرکت در توطئه!! اعلام داشتهاند. پس از به دست آوردن یک کتاب «جنگهای پارتیزانی» در منزل یکی از مبارزان، دولت رسماً اعلام کرده که سوءقصدکنندگان میخواستند گروه پارتیزانی تشکیل دهند!!!! این بدبختان چقدر باید از جریان دنیا بیخبر باشند که پیدا کردن یک کتاب را مدرک جرم، آن هم جرمی چنین قرار بدهند. موضوعی که در این ماجرا جلب توجه میکند حملهای است که سرمقالهنویس بیشخصیت روزنامه کیهان (مورخ 9 اردیبهشت برابر 29 آوریل) به دانشجویان ایرانی در خارج نموده و به والدین دانشجویان هشدار!! میدهد که تحمل این خرج گزاف را نکرده و فرزندان خویش را به خارجه نفرستند که تحت تأثیر این افکار «شیطانی» قرار گیرند.
حال این سئوال پیش میآید که چه ارتباطی بین جانبازی سرباز قهرمانی با دانشجویان و فارغالتحصیلان ایران در اروپا و امریکا موجود است؟ سازمانهای اروپائی جبهه ملی ایران بارها اعلام کرده است که شاه از چندی پیش لبه تیز حمله خویش را متوجه دانشجویان مبارز و دشمنشکن ایرانی در خارج نموده است و به عناوین مختلف سعی کرده است که آنان را «ادب!! کند» چه او میداند در شرایطی که دژخیمان شاه جانی عرصه زندگی را بر هموطنان مبارز ما در ایران تنگ کرده و خفقان بیسابقهای به وجود آورده، تنها سربازان مبارز وطن در خارج هستند که میتوانند با فعالیت شبانهروزی خویش روز نجات ایران و برچیدن بساط قلدری او را نزدیکتر سازند. او به نقش ارزندهای که برادران دانشجو و همرزمان ما در اروپا و امریکا در رهبری مبارزین ضد استعماری بازی میکنند پی برده و میخواهد آنان را فلج کند. زهی خیال باطل! او مدتهاست که با عناوین مختلف (قطع ارز، گرفتن پاسپورت، کتک زدن دانشجویان و غیره) میخواهد هراس در دل دانشجویان مبارز خارج از کشور بیندازد. پس از آن که از این اعمال نتیجه نگرفت، عمل قهرمانانه شمسآبادی را مستمسک قرار داده تا زهر خود را به برادران دانشجوی ما بریزد، غافل از این که اینگونه فشارها ایمان دانشجویان ایرانی در خارجه را برای از میان برداشتن دستگاه فرعونی شاه سختتر کرده و آنان را بیش از پیش متحد میسازد. ما به شاه خائن و تمام کسانی که در این توطئه علیه دانشجویان ایرانی در خارجه شرکت دارند اعلام میداریم که با اتکاء به نیروی لایزال ملت انتقام همه این جنایات را خواهیم گرفت.
به امید آن روز پیروز جبهه ملی ایران
هیات اجرائی کل سازمانهای اروپائی جبهه ملی ایران [8/2/1344]».[8]
اعلامیه جامعه سوسیالیستهای ایرانی در اروپا درباره متهمان ترور شاه
«شماره: 315/317 تاریخ: 20/3/44
موضوع: متن اعلامیه جامعه سوسیالیستهای ایرانی در اروپا
ذیلاً خلاصه متن اعلامیهای که از طرف جامعه سوسیالیستهای ایرانی و اروپائی در میتینگ روز 7/5/65 [17/2/1344] در بن توسط هوشنگ میرگلی پخش گردیده به استحضار میرسد.
توطئه جدید دولت ایران را محکوم میکنیم. در روز چهارشنبه هشتم اردیبهشت ماه 44 دولت ایران خبر داد که شش تن از مهندسان جوان ایرانی را به جرم شرکت در حادثه تیراندازی به سوی شاه توقیف و زندانی کرده است. اعلامیه دولت ادعا میکند که این افراد با یک مرکز خارجی ارتباط داشتهاند در حالی که فقط سادهلوحان و بیخبران ممکن است محتوی اعلامیه دولت را باور کنند. زمانی که ماه عسل روابط شاه و شوروی تحت لوای همزیستی مسالمتآمیز آغاز نشده بود، این «محرک خارجی» مسکو معرفی میشد، کمی بعد قاهره جای مسکو را گرفت و حالا دستگاه ایران پای پکن را پیش کشیده است. نخستین هدف رژیم فعلی خنثی کردن اثر روانی و امیدبخشی است که پس از تیراندازی به سوی شاه در تودههای مردم ایران پدید آمده. هدف دیگر زهرچشم گرفتن از مبارزان سیاسی مخالف رژیم است. هدف دیگر عبارتست از سوء استفاده از حادثه تیراندازی به سوی شاه برای تسویه حساب با مخالفان رژیم. ما سوسیالیستهای ایرانی توطئه جدید دستگاه حاکمه ایران را بدینوسیله افشاء و شدیداً محکوم میکنیم. ما از همه مردم شریف و آزاده جهان از همه احزاب و سازمانهای مترقی و از تمامی کشورهای پیشرو و ضد امپریالیستی مصراً تقاضا میکنیم که فریاد اعتراض خود را علیه روشهای ضد بشری و فاشیستی بلند کنند.
جامعه سوسیالیستهای ایرانی در اروپا- دوازدهم اردیبهشت 44
در پرونده س به 613 بخش بایگانی شود. 2/3/44»[9]
محاکمه 13 نفر از روحانیان
مهندس مهدی بازرگان در یادداشتهای امروز خود از زندان پهلوی نوشته است که امروز 13 نفر از روحانیان زندانی را برای محاکمه به دادگاه بردند: چهارشنبه 8/2/1344- 13 نفر آقایان روحانیون امروز براى محاکمه به دادگاه برده شدند. آقایان (یک نفر امام جماعت و بقیه واعظ منبرى)، آقا شیخ محسن جعفرى (امام مسجد جمعه که همیشه مردانه طرفدار وعاظ مبارز بوده و در دادگاه ما هم آمده بود و علناً اعلام میکرد ما پیرو و طرفدار شما هستیم و رویه ما رویه شما است و توفیق شما را از خدا میخواهم.[10]
فروش کاشیهای منقوش به عکس آیتالله خمینی در رشت
«کشف رمز شهربانی رشت شماره: 1019
تاریخ اصل: 8/2 تاریخ وصول: 8/2
اداره اطلاعات
اخیراً کاشیهای منقوش به عکس [آیتالله] خمینی به رشت وارد و به فروش میرسد. در صورت موافقت نسبت به جمعآوری آنها اقدام شود.
سرهنگ نوروزی
فوراً جمعآوری و آنهایی که وارد کردهاند یا میفروشند شناخته و تحویل ساواک دهید.
8/2/44 ...»[11]
زندانیان گروه مؤتلفه اسلامى در زندان عشرتآباد
زندانیان جمعیت مؤتلفه اسلامی که در ماجرای ترور حسنعلی منصور بازداشت شده بودند، 57 روز در زندانهای انفرادی قزلقلعه محبوس بودند تا این که 16 نفر از آنان از شب 8/2/44 تا صبح 9/2/44 به زندان پادگان عشرتآباد [پادگان ولیعصر عج] منتقل شدند. این انتقال با طرز وحشتانگیزی انجام شد؛ اول شب هشتم اردیبهشت، تک تک افراد را بیرون آورده با چشمهای بسته سوار ماشین لندرور یا ماشینهای جیپ، با پردههای کشیدهشده روی پنجرهها، با محافظین متعدد کردند و آنها را بدون پتو و وسائل انفرادی به عشرتآباد منتقل کردند. یکی از علل انتقال این بود که متهمین پرونده ترور شاه را به قزلقلعه میآوردند. این عده عبارت بودند از: محمود میرفندرسکی، حبیبالله شفیق، صادق امانی (شهید)، ابوالفضل توکلی بینا، اسدالله لاجوردی، حسین رحمانی، عزتالله خلیلی، اسدالله بادامچیان، سیدمحمود محتشمی، یمینی شریف، کاتوزیان، علی حبیباللهیان، مهدی احمدی، حسین مطیعی، حسن پوربختیار و سیدمحسن امیرحسینی.[12]
خاطرات مهندس بازرگان از زندان پهلوی
به نقل از مهندس مهدی بازرگان: چهارشنبه 8/2/44 رفقاى هیئت مدیره [انتخابى از سوى زندانیان] (على بابائى - حکیمى – عاقلىزاده) با رئیس زندان مذاکره و جلب موافقت کردند که ما سه نفر ([آیتالله سید محمود] طالقانى - دکتر [یدالله] سحابى و من [مهدی بازرگان]) براى دیدار خانواده ساعت مخصوص فوقالعاده از 5:30 تا 5 بعدازظهر روزهاى ملاقات از پشت میلهها داشته باشیم. قرار شد این امتیاز انحصارى بند، روى نوبت به کلیه رفقاى زندار تعمیم داده شود.[13]
دریافت وام برای سفارتخانههای ایران
به پیشنهاد وزارت امور خارجه، هیئت وزیران تصویب کرد برای تهیه مکان یا تکمیل ساختمان سفارتخانههای ایران تا مبلغ 170.000.000 ریال وام از بانک مرکزی دریافت شود.[14]
واردات گندم از امریکا
وزارت کشاورزی آمریکا اعلام کرد: با توجه به ماده ۴ قانون عمومی ۴۸۰ که در ۱۶ نوامبر ۱۹۶۴ بین دو دولت ایران و آمریکا منعقد شده و بر اساس اصلاحیه جدید برنامه غذا برای صلح، مبلغ 7.510.000 دلار برای خرید گندم که شامل [هزینه] حمل و نقل دریایی نیز میشود، در اختیار دولت ایران قرار داده است.[15]
پانوشتها:
[1]. روزنامه اطلاعات، 8/2/1344، ش 11667، ص 1.
[2]. همان، ص 10.
[3]. همان، ص 16.
[4]. همان، ص 13.
[5]. همان، ص 15.
[6]. رحمانى، ابوالقاسم، انقلاب سفید در سیماى میهن، تهران، کانون کتاب، 1346، ص 291.
[7]. مرکز بررسى اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ترور شاه (حادثه کاخ مرمر به روایت اسناد ساواک )، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 174.
[8]. همان، ص 150.
[9]. همان، ص 133.
[10]. بازرگان، مهدی، یادداشتهاى روزانه، تهران، قلم، 1376، ص 361.
[11]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، امام در آینه اسناد (سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، ج 3، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، 1383، ص 197.
[12]. بادامچیان، اسدالله، آشنائى با جمعیت موتلفه اسلامى، بیتا، بیجا، بینا، ص 207.
[13]. بازرگان، مهدی، همان، ص 359.
[14]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1843.
[15]. طیرانی، بهروز (به کوشش)، روزشمار روابط ایران و امریکا ( 1248 ق - 1337 ش / 1832 م - 1999 م )، تهران، وزارت امور خارجه، 1379، ص 173.
