سهشنبه 15 اردیبهشت 1343 / 22 ذیحجه 1383 / 5 مه 1964
9 بازدید
نامه آیتالله خمینى درباره وقایع جارى کشور
حضرت آیتالله خمینى امروز در پاسخ نامه آیتالله سیدهادى میلانى، از اوضاع جارى مملکت ابراز نگرانى کرد. متن این نامه بدینشرح است: «به عرض محترم عالى مىرساند، مرقومه مبارک که شامل مطالب عالیه و اظهار الطاف کریمه بود موجب تشکر گردید. سلامت و سعادت و عظمت حضرتت و جمیع مراجع عظام و سایر مسلمین را از خداوند تعالى خواستارم. امید است خداوند تعالى همه را به وظایف شرعیّه و عمق مسائل موجوده آگاه و به عمل آن تأیید فرماید. مطالب به نظر حقیر در پرده ابهام عجیبى است و مسائل روز به هیچوجه روشن نیست و اخبار گوناگون داخل و خارج موجب نگرانى شدید اینجانب است و خوف آن است که دستهاى خبیث ناپاکى بخواهند به تمامیّت ارضى مملکت خداى نخواسته لطمهاى وارد کنند. اولیاى امور یا غافل هستند یا معذور؛ در عین حال وضع خارجى خصوصاً مطالبى که در موضوع خوزستان و کردستان گفته مىشود و اخیراً در جراید راجع به خوزستان نوشته مىشود و دولت باید آرامش داخلى را به هر نحو است حفظ کند، دیده مىشود که کارهاى تحریکآمیزى در داخل انجام مىگیرد. شیراز را به گرفتن آقاى دستغیب و جهرم و حوالى آن را به گرفتن آقاى آقا سیدحسین [آیتاللهى] و تبریز را به گرفتن آقاى قاضى [طباطبایى] و قم و تهران را به گرفتن جمعى از اهالى منبر و خراسان را به گرفتن آقاى طبسى و کارهاى دیگر و اصفهان را به نحو دیگر و سایر بلاد را هر یک به نحوى ناراحت و عصبانى مىکنند. این مطالب حقیر را ناراحت و نگران نموده است و مىترسم خداى نخواسته صحنههاى اسفانگیزى به وجود آید که برخلاف مصالح مملکت و اسلام است. تنبیه اولیاى امور بىاثر است و مثل اینکه به طور خودکار یا الزام، کارهایى انجام مىشود که عاقبت وخیمى خداى نخواسته داشته باشد. حضرتعالى با توجه و تعمقى که به اطراف مسائل دارید لازم است در این موضوعات فکرى فرمایید یا به وسیلهاى اولیاى امور را متذکر فرمایید. دست زدن به کارهاى تحریکآمیز در این موقعیت و موقع خطرناک است گرچه تذکر به دولتها در این وضع بىنتیجه است، البته در امروز با این وضعیت باید کمال احتیاط و حزم شود که خداى نخواسته مسلمین یا روحانیون آلت دست مقاصد سوء نشوند. بنده یک نفر که مورد اطمینان طرفین باشد از دولت خواستهام که مسائل و مقاصد را تذکر دهم با اینکه سه چهار روز مىگذرد جوابى نیامده و شاید هم نیاید. دولت اختیارى ندارد که طرف مذاکره بتواند بشود. این مملکت را که مورد علاقه همه روحانیون است و استقلال و تمامیت ارضى آن مورد علاقه آنها است دستهاى مرموزى دارد به پرتگاه مىکشاند گو آنکه خداوند تعالى به برکت ولى عصر عجلالله تعالى فرجه الشریف حفظ فرماید. مستدعى [است] در مظان استجابت دعوات در مواقع تشرف به آستان قدس حقیر را منظور نظر مبارک فرمایید».[1]
نامه سرگشاده حزب توده ایران
کمیته مرکزى حزب توده ایران در نامهاى سرگشاده به جامعه سوسیالیستهاى ایرانى در اروپا از آنان خواست در آستانه تشکیل کنگره جدید در پى رفع اختلافات موجود برآیند.
حزب توده در این نامه با تأکید بر اینکه شما خود را مخالف اصولى و جدى امپریالیسم و رژیم کودتا معرفى مىکنید و مردم ایران را به مبارزه برضد این دشمنان اصلى آزادى و استقلال ایران دعوت مىنمایید، و اتحاد همه نیروهاى ضدامپریالیستى و ضدرژیم کودتا را لازمه پیروزى مىدانید، مىپرسد: آیا حزب توده ایران که خود را انقلابىترین و پىگیرترین سازمان سیاسى در مبارزه برضد امپریالیسم و رژیم کودتا مىداند و کلید اساسى پیروزى در این مبارزه را اتحاد همه نیروهاى ضدامپریالیستى و ضدرژیم کودتا مىشمارد، نمىتواند با جامعه سوسیالیستهاى ایرانى در اروپا که همین هدف و روش را اعلام کردهاند، متحد باشد و متحد شود؟ آیا نمىتواند اختلافاتى را که بر سر مسائل ایدئولوژیک سیاسى بین حزب توده ایران و جامعه سوسیالیستهاى ایرانى در اروپا وجود دارد، با مذاکرات دوستانه روشن کرد، آن را تقلیل داد و یا از بین برد؟ در این نامه آمده است: حزب توده در زمینه کوشش به خاطر اتحاد همه نیروهاى ملى و ضدامپریالیستى و وحدت در جنبش کارگرى سوسیالیستى آمادگى خود را براى بررسى اختلافات بین حزب توده ایران و جامعه سوسیالیستهاى ایرانى در اروپا به منظور نیل به اتحاد اعلام مىدارد. این نامه در پایان تأکید کرده است که ما امیدواریم که این کوشش که مانند همیشه صادقانه است مورد استقبال جامعه سوسیالیستهاى ایرانى در اروپا قرار گیرد زیرا فقط در این صورت است که مىتوان راه مبارزه در راه آزادى و استقلال ایران را هموار کرد.[2]
پاسخ دکتر مصدق به نامه مهندس حسیبی
دکتر مصدق در پاسخ به نامه مهندس کاظم حسیبى که دو راهکار براى جبهه ملى پیشنهاد داده بود نوشت: حقه مهر بدان مُهر و نشان است که بود.
مصدق با گلایه افزود: چون نظریاتم از این جهت که از جریان امور دورم، مورد قبول واقع نشد، مرقومه اخیر جبهه را براى مخالفین فرستادم که اظهار نظر کنند. چنانچه با نظریاتشان موافقت شد، کارى انجام داده یک عده مخالف را با خود موافق فرمودهاید، و در صورت عدم موافقت، بنده تا عمر دارم در کار جبهه نظرى اظهار نخواهم کرد. البته آقایان محترم مصالح مملکت را حفظ خواهند نمود و روزى خواهد رسید که به همت بلند مردان روزگار، وطن عزیز به آزادى و استقلال خود برسد.[3]
کمک بانکها به پرداخت هزینه جشنهاى 2500 ساله
مقدمات برپایى جشنهاى 2500 ساله آغاز شد و امروز، سپهبد فرجالله آقاولى رئیس کانون بانکها در نامهاى به بوشهرى نایبرئیس شوراى عالى جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى ایران درباره اختصاص 10 میلیون ریال کمک بانکهاى کشور براى تأمین قسمتى از هزینه ساختمان دروازه کورش (میدان شهیاد سابق و آزادى کنونى) در تهران نوشت: این موضوع در جلسه هیئت نمایندگى بانکهاى عضو کانون مطرح و موافقت گردید که مبلغ مزبور بین بانکهاى کشور براساس سرمایه آنها که سادهترین و عادلانهترین طریق مىباشد، سرشکن گردد. براساس این نامه، مبلغ 1 میلیون و 800 هزار ریال سهمیه 17بانک خصوصى و 8 میلیون و 200 هزار ریال سهمیه بانکهاى دولتى مىباشد که به تناسب 605/3 میلیارد ریال سرمایه بانکهاى خصوصى و 805/14 میلیارد ریال سرمایه بانکهاى دولتى احتساب گردید. رئیس کانون بانکها افزوده است که در تعیین سهمیه بانکهاى دولتى چون سرمایه بانک کشاورزى به علت وظایف سنگین اجتماعى که به عهده دارد، 10 میلیارد ریال مىباشد و براى اینکه تحمیل فوقالعاده به آن بانک نشود، فقط 5 میلیارد ریال از سرمایه آن بانک منظور گردیده است.[4]
آغاز بتونریزى سد لتیان
صبح امروز بتونریزى سد جدیدى که در نزدیکى تهران واقع شده قسمتى از آب مشروب مردم تهران و برق مصرفى شهر را تأمین خواهد کرد، شروع شد و شاه با ریختن مقدارى سکه پهلوى طلا در محل پى سد، اجازه آغاز بتونریزى را صادر کرد. سد لتیان در چهل کیلومترى شرق تهران بر روى رودخانه جاجرود بسته مىشود و یک تونل انتقال آب ده کیلومترى، آب ذخیره را به تهران منتقل خواهد کرد. سد لتیان و تأسیسات آن براى اواخر سال 1345 آماده بهرهبردارى خواهد شد.[5]
حاشیهنگاری از مراسم بتونریزی سد لتیان
روزنامه مرد مبارز، از حاشیه مراسم بتونریزى سد لتیان مطالبى جمعآورى کرده مىنویسد: شاه هنگام ورود به محل افتتاح خوشحال و خندان به نظر مىرسید. هنگامى که سکههاى طلا تقدیم شد که میان اولین ظرف بتون ریخته شود، شاه گفت: بحمدالله اعیان شدهایم زیرا موقعى که شروع بتون سد کرج را اجازه مىدادیم، در آن تعدادى سکه نقره ریختیم. شاه سپس به ریاحى، وزیر کشاورزى گفت فوراً دستور دهید بچهها بیایند و اطراف دریاچه آینده لتیان را درختکارى کنند و از هماکنون این کار صورت گیرد که بهترین جا و مکان براى تابستان مردم و توریستها خواهد شد. اصولاً باید مردم را تشویق کرد که در اینجا سرمایهگذارى کنند و اگر لازم است، دولت به این اشخاص وام طویلالمدت بدهد. شاه سپس با لبخند گفت: من سالهاى قبل از یکنفر امریکایى به نام وینرا که به ایران آمده بود شنیدم که این محل براى سد بسیار مناسب است و آرزو داشتم که این کار را انجام دهم که بحمدالله انجام شد. شاه سپس به مهندس روحانى وزیر آب و برق گفت: از هماکنون فکرى براى احداث سد لار کنید زیرا من سد لار را مثل بچه خودم مىدانم و خیلى علاقه دارم این کار هرچه زودتر انجام یابد.
این گزارش مىافزاید: شاه بار دیگر به مهندس اصفیا مدیرعامل سازمان برنامه و سپهبد ریاحى وزیر کشاورزى گفت دست بهدست هم بدهید و با کار و سرمایه در حوالى سد لتیان و سد لار آینده، عالىترین مناظر و مناطق جالب توریست را فراهم سازید. بنا به ادعاى شاه، در حال حاضر همه عوامل براى انجام کارهاى عمرانى مملکت فراهم شده است و باید به انتظارات مردم جواب مثبت داد.[6]
ایران در پیمان منع آزمایشهاى هستهاى
دولت ایران الحاق خود را به پیمان منع آزمایشهاى هستهاى در جو و فضاى ماوراى جو و زیر آب که در تاریخ پنجم اوت 1963 [14/5/42] در شهرهاى لندن، مسکو و واشنگتن به امضا رسیده بود، اعلام داشت. اسناد مصوب قرارداد منع آزمایشهاى هستهاى در جو و فضاى ماوراى جو و زیر آب از طرف سفیران ایران در واشنگتن، لندن و مسکو تسلیم مقامات مربوطه شد.[7]
واکنش حزب ایران نوین به مطالب روزنامههاى کویتى
پس از چندین روز از انتشار مطالب تحریکآمیز روزنامههاى کویتى بر ضد تمامیت ارضى کشور، حزب حاکم ایران نوین درصدد ابراز واکنش برآمد و جلسه کمیته اجراییه این حزب با حضور نخستوزیر و دبیرکل حزب و با شرکت اعضا تشکیل شد. به گزارش روزنامه اطلاعات، در این جلسه سه ساعته، پس از اطلاعرسانى از طرز تشکیل شعب حزب در مراکز استان و شهرستانها و اعلام اینکه کرج، اولین شهرستانى است که حزب ایران نوین در آن اقدام به تأسیس شعبه مىنماید، موضوع چگونگى برگزارى میتینگ بزرگى در روز 21 اردیبهشت ماه جارى در استادیوم فرح پهلوى مطرح شد و مقرر گردید کمیته اجراییه حزب در این باره اعلامیهاى رسمى منتشر کند.
قرار است که این اجتماع براى ابراز احساسات ملى و پاسخ به یاوهگوییهاى بعضى از مطبوعات ممالک عربى علیه ایران تشکیل گردد.[8]
تمرکز قدرت در پایتخت
روزنامه اتحاد ملى در سرمقاله شماره امروز «بحثى راجع به مرکزیت» را قرار داده با اشاره به اعتراض چند سال قبل عدهاى از آموزگاران یکى از شهرها که چندین ماه حقوق دریافت نکرده بودند، از وضعیت چاپ آگهیهاى دولتى شهرستانها در روزنامه یاد مىکند که پس از سالها، هنوز هزینه آنها را پرداخت نکردهاند و هر بار که مطالبه مىکنند، جواب مىشنوند: هنوز بودجه آن تأمین نشده و مرکز موافقت نکرده است. نویسنده سرمقاله مىنویسد: چرا باید، رئیس کل فرهنگ یک استان اینقدر دستش باز نباشد که نتواند مبلغى ولو به طور علىالحساب به آموزگاران تازه استخدام شده خود بدهد. این تمرکز فوقالعاده امور در تهران است که هم شهرستانها را رو به خرابى مىبرد و هم مردم را از شهرهاى خود فرارى مىسازد و هم موجب رکود کارها در تهران و معطلى و سرگردانى مردم مىگردد و من نمىدانم الان سیستم ادارى ما منطبق با کدام کشور و با چه اصل و رسمى است. سیستم امریکایى که نیست. سیستم انگلیسى که نیست. در اول سیستم فرانسوى بود و ما برداشتیم عین قوانین ادارى آنها را ترجمه کردیم و خواستیم در پنجاه سال قبل از آنها تقلید بکنیم ولى در این پنجاه سال نه فرانسوى شدیم و نه ایرانى. سیستم مرکزیت ما یک چیز «من درآوردى» براى خودش شده.
مثلاً دو روز مرخصى پیشخدمت یک اداره هم باید با اجازه مرکز باشد. قبول کنید در دنیاى امروز تا این حدود مرکزیت و این سیستم ادارى خیلى کهنه و مبتذل است. مشروطیت واقعى یعنى اینکه کار مردم به خود مردم واگذار شود و در عین حال سیاست عالیه و عمومى مملکت هم به دست دولتى که مبعوث رئیس مملکت و مردم باشد اداره و راهنمایى گردد. بر مبناى این اصل که بیشتر منافع خود و قوم و خویشها و دوستان را در نظر داریم تا منافع عمومى را، مسلماً تا مدتى نتیجه کار مطلوب نخواهد بود و باز مردم حق دارند بگویند «قربان همان زمانى که کارها به دست دولت بود».
وقتى که همه چیز در تهران تمرکز پیدا کرد، پول تمام مملکت هم در همین شهر خرج مىشود. آمارى مىخواندم که گیجکننده بود. مثل آنکه از مجموع پولى که در راه عمران و آبادى و اداره مملکت خرج مىشود صدى 90 تا صدى 95 آن به دست مرکز و یا با دستور مرکز است و فقط صدى پنج تا ده در اختیار مطلق استانها و شهرستانهاست. محصول آن چیست؟ این است که تهران بىقواره بزرگ مىشود. آسمانخراشها بالا مىآیند که از زیباترین ساختمانهاى مدرن امروزى غرب هم زیباتر است. قبول ندارید سرى به عمارت شرکت ملى نفت، کاخ سنا و غیره بزنید. آن وقت در بنادر جنوب یک آلونک براى یک معلم نیست. یک اتاق اجاره براى رئیس آمار پیدا نمىشود. در تهران بعضى اشخاص تا ماهى2 ـ 3 هزار تومان اضافهکار و پاداش مىگیرند. در سبزواران و جیرفت کرمان و بلوچستان مستخدم داریم که باید با روزى 30 ریال زندگى کند و تازه او جزء افراد خوشبخت آنجا قلمداد مىگردد. زیرا لااقل دستش مىرسد نان خشک بخورد. اگر تمرکز امور تا این حد خوب بود، دنیاى متمدن دنبال آن مىرفت. امریکا به هر استیت خود آزادى کامل و مطلق نمىداد. آلمان فدرال تشکیل نمىشد. سوئیس به 24 کانتون تقسیم نمىگردید. سوئیسى که سرتاپایش به اندازه شهرستان تهران نیست. فرانسه در سیستم ادارى خود تجدیدنظر نمىکرد، انگلستان بیشتر امور را بهدست مردم خود نمىداد.
سه سال قبل که به پاکستان رفتیم، هم در پاکستان شرقى و هم در پاکستان غربى ما را به شوراهاى ده و بخش بردند و نشان دادند چگونه سیستم کار خود را بر عدم مرکزیت استوار کردهاند. در یکى از بخشهاى تابعه کراچى به مرکز ده رفتیم و در آنجا دیدیم با چه سیستمى مردم رأى مىدهند. شوراى ده را انتخاب مىکنند و چگونه این شورا در اداره امور ده خود اختیارات فراوان دارد. اختیاراتى که آن شوراى ده داشت، در خیلى جاها فرمانداران ما ندارند. ایران ما نه تا این حد آماده عدم مرکزیت است و نه مصلحت کشور ما ایجاب مىکند ولى دیگر تا این حد هم نباید باشد که پرداخت 10 تومان پاداش به یک مستخدم جزء در فارس تصویب مرکز را بخواهد و انتقال یک کارمند ساده نیازمند موافقت مرکز باشد.[9]
سخنان نمایندگان بابل و کرمان در مجلس شورای ملی
دو تن از نمایندگان مجلس شوراى ملى امروز در نطقهاى خود به مشکلات عدیده حوزههاى انتخابیه خود اشاره کردند که براى سایر نمایندگان مجلس نیز جالب توجه بود.
ابتدا امامعلى حبیبى نماینده بابل و بارفروش از اهمالکارى برخى مأموران دولت گلایه کرد و درباره وضع دهقانان و خردهمالکان گفت 75 درصد جمعیت ایران یعنى دهقانان و کشاورزان از زندگى اولیه علاوه بر اینکه محروم هستند، بدبختترین فرد روى زمین هستند. خردهمالکان و دهقانان مىگویند که تکلیف آنها معلوم نیست براى اینکه هنوز حد نصابى براى آنها معلوم نشده. من از دولت مىخواهم که دهقانان را از بلاتکلیفى نجات دهد. وى افزود: دهقان ایرانى اگر سرش درد بگیرد یک حبه قرص ندارد. اگر مادر ایرانى در کشتزار وضعحمل کند، وسیلهاى نیست که او را به درمانگاه بفرستد. باید در ساختن راههاى فرعى اقدام کرد.[10]
دکتر ملک منصور اسفندیارى نماینده کرمان نیز در سخنانى به وضع اسفبار حوزه انتخابیهاش پرداخت و گفت: از مدتى قبل شاید حدود پانزده تا بیست سال قبل تا به حال تعداد زیادى از مردم جنوب به طور کلى به طرف شیخنشینهاى جنوب و به طرف خوزستان و مناطق نفتخیز و به طرف تهران و آذربایجان و مازندران و شمال مهاجرت کردهاند. این مهاجرت صرفاً به لحاظ خشکسالى نبوده قسمت عمده آن در اثر عدم توجه دولتهاى وقت به این قسمت از مملکت بوده است.
وى افزود، استان پهناور کرمان را در یک مورد خاص اولیاى امور دولت حتى از قلم انداخته بودند و ندیده گرفته بودند و آن موردى بود که در نظر گرفته شده بود که مبلغ 55 میلیون تومان از طرف سازمان برنامه در اختیار بانک کشاورزى گذاشته شود که به کشاورزان وام داده شود. از این 55 میلیون تومان حتى یک دینار براى استان هشتم در نظر گرفته نشد. من رفتم پیش آقایان و گفتم که چطور استان هشتم از قلم افتاده و چیزى در نظر گرفته نشده. گفتند در روى نقشه ما آن را ندیده بودیم. حق هم داشتند. حتى اگر اسمش را هم نشنیده بودند باز هم حق داشتند. چون ماشاءالله آنقدر متوجه کار سایر قسمتها هستند و گرفتار کارهاى خصوصى هستند که نسبت به جنوب اصلاً توجهى نمىشود. اسفندیارى گفت: وقتى با اولیاى امور صحبت مىکردم و مىگفتم ما هیچ نداریم، تعجب مىکردند. حق هم داشتند مىگفتند چطور هیچ ندارید. وقتى ما مىگوییم هیچ نداریم، یعنى نه راه داریم، نه فرهنگ، نه بهداشت. هیچ چیز نداریم... آقایان اولیاى امور چون اکثراً به آن حدود مسافرت نکردهاند، وضع جغرافیایى و وضع خاص ما را از نظر اجتماعى و فرهنگى و بهداشتى در نظر ندارند و فقط توى روزنامهها و کتابها خواندهاند... در کتاب کلاس هفتم است که در رفسنجان مقدار زیادى خرما و مرکبات به بار مىآید. ما هرچه فکر کردیم، در آنجا چنین چیزهایى ندیدهایم. آنجا حوزهاى که خرما و مرکبات به دست بیاید، نیست. به آن شدت گرمسیرى نیست. فقط آنجا ما پسته داریم. وى از اولیاى امور خواهش کرد به جنوب بیایند و ببینند که آنجا هیچ ندارد. در آنجا راه مفهومى ندارد. در کرمان بیمههاى اجتماعى یعنى چه؟ او سپس ادامه داد: بیمههاى اجتماعى درباره یک نفر کارگر آبادانى که اعلى حضرت همایونى خودشان دستور فرمودند براى معالجه آمد به تهران و الان در تهران ولو است و معالجه نکردهاند این شخص را با همه توجهى که اعلى حضرت در این مورد خاص داشتند، معالجه نکردهاند.
اسفندیارى با اشاره به نطق امامعلى حبیبى که گفته بود ما جاده فرعى مىخواهیم، گفت: ما جاده اصلى هم نداریم که آقاى حبیبى راجع به جاده فرعى چانه مىزنند. جادهاى اخیراً از طریق بندرعباس در برنامه دولت هست که باید احداث شود و بیاید به تهران و خیلى مضحک هست که این جاده را از 25 ـ 26 کیلومترى غرب کرمان عبور دادهاند و به خود شهر کرمان نیاوردهاند و وقتى هم که مىگوییم چرا این کار را کردید، مىگویند راه ترانزیتى است. مگر ایران، امریکاست و ما هم در سانفرانسیسکو یا نیویورک یا لسآنجلس زندگى مىکنیم که مثل شبکهاى راهها را به هم وصل کرده یک جادهاى هم از کنار شهر عبور بدهند که ماشینها از آنجا عبور کنند. بنده این را به عرض اعلى حضرت هم رساندم و اگر نمىخواستند از شهرى بگذرد، بهتر بود که براى این جاده که خواستهاند از استان کرمان به سایر شهرهاى ایران بیاید، یک ستارهاى گذاشته خط کشیده که از بندرعباس بیاید تهران و از وسط کویر عبور کند. آقا ترانزیتى یعنى چه؟ اسنفدیارى سپس به نحوه ترسیم جاده و جادهکشى در کشور اشاره کرد و گفت: به قول جناب آقاى مهندس حامى که در کلاس دانشکده فنى گفته که مهندسین فنى ما در سابق مهندس الاغ بودهاند یعنى الاغ هرجا راه مىافتاده، جادهاى به وجود مىآورده. این جاده مىشده کمکم جاده فرعى و همه از آن استفاده مىکردهاند.[11]
درباره دستور شاه مبنى بر جدایى سیاست از قضاوت
روزنامه پست تهران در یادداشتى با عنوان «سخنى چند پیرامون دستور شاه مبنى بر جدایى سیاست از قضاوت» نوشت: شاه مکرر فرموده کشور من باید به سرحد کمال از عدالت برخوردار باشد. اینکه رئیس دولت مىگوید؛ سیاست همیشه باید از قضاوت جدا باشد، پیروى از نیات ملوکانه است که هر ایرانى در هر کسوتى که باشد به سهم خویش عهدهدار به انجام رسانیدن آن است. نویسنده سپس مىنویسد: برکنار نگاه داشتن قضاوت از سیاست، اصولىترین روشى است که اعمال آن براى تأمین عدالت اجتماعى و گسترش آن از واجبات شمرده شده بر منطقى چنان استوار تکیه زده که متفکران را از تشریح و تحلیل بىنیاز ساخته است. این یادداشت با اشاره به برخى نغماتى که گاهى در کشور ساز مىشود که حیرتانگیز و نفرتآور است و اندیشهمندان را گیج و مبهوت مىکند، مىنویسد: در این میان جمعى بهپا خاستهاند و به بهانه نشر نظریه دیوان کشور در زمینه صدور چکهاى بلامحل، غوغا به راه انداختهاند که دیوان عالى کشور را متزلزل سازند. آیا اگر ما این هنگامهسازى را دشمنى ندانسته با انقلاب مقدس شاه و مردم بخوانیم و این دسته از رباخواران را مخالف سعادت ملت ایران به شمار آریم، اگر چنین است، چرا ما را از این اشتباه بیرون نمىآورند.[12]
سفر شاه و فرح به گرگان
ساعت 9 صبح محمدرضا پهلوى شاه ایران، همراه با همسرش فرح، شاهپور غلامرضا پهلوى، نخستوزیر و چند تن از وزیران با قطار وارد گرگان شد. به گزارش روزنامه کیهان، شاه بلافاصله پس از ورود به گرگان و برپایى مراسم استقبال، با قطع نوار سه رنگ، ایستگاه نوبنیاد راهآهن گرگان را گشود. آنها سپس رهسپار شهر شدند و پارک شهر گرگان را افتتاح کردند. بعدازظهر نیز شاه در عمارت شهردارى، اسناد مالکیت دهقانان اطراف گرگان و منطقه دشت گرگان و گنبد قابوس را به نمایندگان کشاورزان اعطا و از پادگان لشکر پنجم گرگان بازدید کرد. این گزارش مىافزاید، شاه و شهبانو فردا با قطار سلطنتى به تهران باز مىگردند.[13]
پرداخت وام به کشاورزان خسارت دیده
به نوشته روزنامه مرد مبارز، دولت در نظر دارد به دنبال زمستان سختى که پشتسر گذاردیم و تلفاتى که از این راه به دامها و مرکبات کشاورزان و روستاییان وارد آمد، وامهایى به آنها بدهد. هنوز محل اعتبار این وامها معلوم نیست ولى گفته مىشود دولت در نظر دارد در صورتى که غرب به ایران وامى ندهد، پیشنهاد دول شرقى و دولتهاى شوروى و رومانى و مجارستان را در زمینه اخذ وام براى کشاورزان ایران مورد بررسى قرار دهد.[14]
سخنان وزیر اقتصاد در جمع نمایندگان اتاق تجارت
وزیر اقتصاد گفت: اتاقهاى بازرگانى و وزارت اقتصاد مکمل یکدیگر هستند. عالیخانى در دیدار گروهى از نمایندگان اتاق تجارت تهران گفت: با ارائه پیشنهاد تأسیس دفتر مطالعات، در حال حاضر وقتى یک نفر از تجار درباره مسائل و مشکلات تجارت صحبت مىکند اغلب گفته مىشود که وى مستقیماً در حل آن مسئله ذىنفع است و این امر باعث مىشود که منطق و استدلال تاجر تضعیف گردد و نظریات وى نیز آنچنان که باید پیشرفت نداشته باشد و حال آنکه اگر نظریات تاجر مذکور در دفتر مطالعات اقتصادى اتاق بازرگانى مطرح شود و به طریق علمى بررسى گردد، روشن است که ارائه آن به دستگاههاى دولتى به عنوان نظریه اتاق بازرگانى تهران تلقى خواهد شد و به این ترتیب هم دفاع از آن براى اتاق آسانتر خواهد بود و هم اصولاً نظریه استحکام بیشتر پیدا خواهد کرد و علاوه بر این قطعاً نفع عمومى جامعه بازرگانان و سایر طبقات نیز ملحوظ خواهد گشت.
وى افزود: من هنوز آن پرنده آبى را که هم اقتصاد و هم تجارت بداند، نیافتهام به این جهت براى افزایش صادرات مملکت سخت از شما انتظار همکارى دارم. باید سندیکاهاى صادراتى تشکیل دهید و صادرکنندگان را دور هم جمع کنید و اشکالات ایشان را بررسى نمایید و از ما بخواهید که اشکالات را رفع کنیم. آن وقت هم بازار و هم وزارت اقتصاد، هر دو به اتاق تجارت نگاه خواهند کرد و اتاق نقش اساسى در کار تجارت بازى خواهد کرد. اتاق بازرگانى نباید فقط نماینده چند شرکت تجارى باشد. باید نماینده همه شرکتها و همه تجار باشد.[15]
سفر استانى وزیران
روزنامه مرد مبارز از سفر استانى وزیران کابینه براى سرکشى به اهالى خبر داد. به نوشته این روزنامه، در جلسات هیئت وزیران موضوع مسافرت وزراى کابینه مورد شور و بررسى قرار گرفته رئیس دولت امریه شاه را مبنى بر توجه به اهالى شهرستانها به آقایان وزیران گوشزد نموده است. گفته مىشود اولین وزیرى که آمادگى خود را براى مسافرت به شهرستانها اعلام داشت، دکتر آموزگار، وزیر بهدارى بود که قرار است در خرداد براى یک ماه به استانهاى جنوبى ایران رفته در مدت بیست الى سى روزى که در جنوب اقامت خواهد کرد، به احتیاجات اهالى آن نقطه رسیدگى نموده گزارشهاى لازم را براى بررسى هیئت وزیران آماده خواهد نمود.[16]
پانوشتها:
[1]ـ صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378، ص 327 و 326.
[2]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 64، 16/3/43، ص 6 و 4.
[3]ـ سفری، محمدعلی، قلم و سیاست، ج 2، تهران، نامک، 1372، ص 608.
[4]ـ جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى به روایت اسناد ساواک و دربار؛ بزم اهریمن، ج 2، ایران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1377، ص 11.
[5]ـ مجله ترقى، ش 1112، 22/2/43، ص 42 و 40.
[6]ـ روزنامه مرد مبارز، ش 836، 19/2/43، ص 4 و 1.
[7]ـ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهى پهلوى، ج 2، نشریه کتابخانه پهلوى، بىجا، بىتا، ص 2 و 1741.
[8]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11379، 16/2/43، ص 15.
[9]ـ روزنامه اتحاد ملى، ش 802، 15/2/43، ص 3 و 1.
[10]ـ روزنامه کیهان، ش 6230، 15/2/43، ص 12 و 11.
[11]ـ مجله مذاکرات مجلس شوراى ملى، جلسه 66، 15/2/43، ص 6 و 5.
[12]ـ روزنامه پست تهران، ش 3176، 15/2/43، ص 1.
[13]ـ روزنامه کیهان، ش 6231، 16/2/43، ص 12.
[14]ـ روزنامه مرد مبارز، ش 835، 15/2/43، ص 4.
[15]ـ روزنامه بورس، ش 665، 15/2/43، ص 4 و 1.
[16]ـ روزنامه مرد مبارز، ش 835، 15/2/43، ص 4.
